azmoononline

شیوه های دستیابی به بلوغ برای تشکیل خانواده

 شیوه های دستیابی به بلوغ برای تشکیل خانواده

گردآورنده : سهیلا معنوی مفرد

دبستان شهید خلیلی

منطقه 18

 

 

 

 

کلاس ضمن خدمت

خانواده درمانی

استاد مدرس آقای سید کمال موسوی

95-96


 

انواع بلوغ در انسان(بلوغ معنوي (

هرگاه سخن از بلوغ به ميان مي آيد، ذهن انسان به يکباره بسوي بلوغ جنسي و جسمي مي رود،

 

 

هرگاه سخن از بلوغ به ميان مي آيد، ذهن انسان به يکباره بسوي بلوغ جنسي و جسمي مي رود، در حالي که در واقع اين بلوغ يکي از انواع بلوغها مي باشد و در بين انواع بلوغ، بلوغي به نام بلوغ معنوي نيز وجود دارد. بلوغ معنوي زماني در انسان پديدار مي شود که؛ فرد از نظر معنوي به درجه اي از رشد برسد تا بتواند در دو راهيهاي موجود در عرصه دين و معنويت، انتخاب درستي داشته باشد و آنچه مورد نياز رشد و تعالي معنوي فرد ميگردد را، انتخاب کند و در تشخيص راه درست دچار مشکل و اشتباه نشود، درست است که راههاي رسيدن به خدا زياد است، اما چون صراط مستقيم يک راه است، تشخيص آن براي افراد مختلف متفاوت است، کساني که به بلوغ معنوي به شکل کامل آن رسيده اند، پيدا کردن اين راه دشوار نيست، هر چند طي اين طريق مشکل باشد. بعضي از سن تکليف به بلوغ معنوي ياد کردند که اين اشتباه است، زيرا بلوغ شرعي يا سن تکليف زماني است که، فرد به رشدي خاص رسيده و بايدوظائفشرعيخودراانجامدهدواينبارسيدن به رشد و بلوغي که بتواند تصميمات درست ديني را بگيرد و قدرت انتخاب راه درست را دارا شود، متفاوت است. ما براي شناخت کامل بلوغ معنوي ابتدا انواع بلوغ را تعريف مي کنيم

 مفهوم بلوغ:

بلوغ از نظر لغوي در فرهنگ فارسي به معني «رسيدن» ، «رسيدن به سن رشد.»

مفهوم بلوغ به اين معني است که براي انجام کارهاي مختلف نياز به يک سري مقدمات و معلومات است، به اين بيان که انسان براي اين که در هر عرصه اي توانمندي خود را کسب کند، بايد به مرحله اي از رشد در آن زمينه رسيده باشد، تا بتواند آن کار را انجام دهد، براي مثال يک کودک بايد به يک سن و رشد خاصي برسد، تا بتواند بايستد و راه برود و اين کار در همه کودکان يکسان نيست، بلکه نسبت به شرائط جسمي و روحي افراد و محيط اطراف متفاوت است. بنابراين نميتوان براي بلوغ يک سن مشخصي را بيان کرد، و فقط ميتوان شرايط احراز آن را مطرح نمود

مفهوم بلوغ به اين معني است که براي انجام کارهاي مختلف نياز به يک سري مقدمات و معلومات است، به اين بيان که انسان براي اين که در هر عرصه اي توانمندي خود را کسب کند، بايد به مرحله اي از رشد در آن زمينه رسيده باشد، تا بتواند آن کار را انجام دهد

انواع بلوغ

بلوغ جنسي:

اين بلوغ با ترشح غده هاي جنسي و ظهور ويژگيهاي ثانوي جنسي از قبيل رويش و نمو موهاي زايد در بدن و فعاليت غده هاي عرق در زير بغل، قاعده گي و محتلم شدن مي باشد. که اين بلوغ به زماني اطلاق مي شود که شخص مورد نظر اعم از زن و مرد از نظر جسمي توانايي انجام مسائل جنسي را دارا باشد

بلوغ جسمي:

اين بلوغ در حدود سن 18 سالگي ظهور مي کند که اکثر اعضا و اندامهاي بدن به اوج رشد خود مي رسند، البته رشد جسمي تا سن 25 سالگي ادامه داشته، اما اوج رشد و نمو افراد، همان سن 18 سالگي ميباشد، که بدن شکل و فرم نهايي خود را پيدا ميکند، البته شخص ميتواند با انجام حرکات ورزشي آنها را تا حدودي تغيير دهد.

بلوغ شرعي:

پايان يافتن و اتمام نهمين سال قمري دختران، و پايان پانزده سالگي پسران آغاز اين بلوغ است که همان سن تکليف ميباشد، و براي اين بلوغ سن مشخصي ذکر گرديده، گرچه علايم رسيدن به سن تکليف فقط سن و سال نيست و ممکن است نوجواني حتي قبل از رسيدن به سن پانزده سالگي مکلف شود، و آن هم با محتلم شدن اتفاق ميافتد، که اين نشان دهنده عدم پيشگويي دقيق در مورد سن تکليف و بلوغ شرعي ميباشد، که اين خود عوامل بسياري دارد.

بلوغ اخلاقي:

اين بلوغ با کسب فضايل و سجاياي مقرر و پسنديده جامعه، از قبيل صراحت لهجه، راستگويي، امانت داري، درستکاري و پذيرش مسئوليت نمايان مي شود. که وقتي ديده ميشود يک نوجوان و يا يک جوان در معاشرت با مردم ادب و اخلاق لازمه را رعايت ميکند، مشخص ميکند که اين فرد به بلوغ اخلاقي رسيده است، که اصلا نميتوان براي آن سن مشخصي را عنوان کرد، و تبعا به عوامل مهمي از قبيل خانواده و نوع تربيت بستگي دارد.

تشخيص سن ازدواج و اين که در چه سني جوانان يک جامعه قدرت تشکيل خانواده را دارند و مي توانند مسئوليت يک زندگي را به دوش بگيرند، تا حدود زيادي بستگي به سن بلوغ اجتمايي افراد دارد

بلوغ معنوي:

همراه بودن فرد با احساس بندگي خداوند که ظهور آن در انجام فرائض و اجتناب از محرمات و گناهان است، شخص خداوند جل جلاله را در همه جا حاضر و خود را در محضر الله عزوجل احساس مي کند، و زندگي را معني دار ميبيند، و براي اين سوالات که از کجا آمدم؟ براي چه آمدم؟ و به کجا ميرم؟ پاسخ مناسبي پيدا کرده است. که توضيح آن خواهد آمد.

 

بلوغ اجتماعي:

اين بلوغ زماني براي افراد صورت ميگيرد که بتوانند با پايبندي به قوانين اجتمايي که در آن زندگي ميکنند، با ديگران ارتباط صحيحي را برقرار کرده و يک همزيستي مسالمت آميزي را دارا باشد، اين در حالي است که افراد نابالغ اجتمايي همواره در برخوردهاي اجتمايي هراسان بوده و يا با مشکل مواجه ميشوند.

تشخيص سن ازدواج و اين که در چه سني جوانان يک جامعه قدرت تشکيل خانواده را دارند و مي توانند مسئوليت يک زندگي را به دوش بگيرند، تا حدود زيادي بستگي به سن بلوغ اجتمايي افراد دارد

 

بلوغ اقتصادي:

اين بلوغ زماني شکل ميگيرد که فرد بتواند براي پول و سرمايه اي که در اختيار اوست، يک برنامه و مصرف عاقلانه اي داشته باشد، و بتواند در جامعه اي که زندگي ميکند با ديگران معاملات معقولي را انجام دهد. و براي درآمد خود مخارج معقولي را داشته باشد و از انجام کارها و مخارج سفيهانه دوري گزيند.

فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ (سوره النساء (4): آيه 6)؛ پس اگر در آنان رشدى(فكرى) يافتيد، اموالشان را به ايشان برگردانيد.

 امام صادق عليه السلام فرمودند: مراد از «آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً» اين است كه بتواتند مال خود را حفظ كند.

 

بلوغ سياسي:

حد قانوني اين بلوغ در کشور ما براي مردان و زنان يکسان است و آن سن راي دهي يعني 18 سالگي است، اما اين نظر به اشخاص تغيير مي کند، يعني اين سن بر طبق قانون، سني است که فرد ميتواند در تصميمات سياسي جامعه خود دخيل باشد، اين در حالي است که رشد سياسي هم در افراد گوناگون، متفاوت است، يعني تشخيص بازيهاي سياسي و نخوردن فريبهاي گوناگون آن، همه بستگي به ميزان بلوغ سياسي فرد دارد.

 

بلوغ عقلي و فکري:

يعني فکر و عقل انسان به مرحله اي از رشد برسد که بتواند انسان را در گرفتن تصميمات درست براي زندگي ياري نمايد.

انسانهايي که ميتوانند در زندگي خود تصميمات صحيحي گرفته و آنچه که نيازشان است را درک کنند، افرادي هستند که به بلوغ عقلي و فکري رسيده اند، در مقابل افرادي را ميبينيم که نميتوانند در امور روزمره و معمولي زندگي خود، راه درستي را پيدا کنند، که اينگونه افراد يا تابع ديگران ميشوند، به اين معني که امور خود را به ديگران محول ميکنند ويا از افراد ديگر تقليد ميکنند.

بلوغ واقعى، تنها به رشد جسمى و نيروى جنسى نيست، بلكه به كمال فكر و عقل نيز وابسته است. «وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى‏»(قصص 14)

عواملي که برتمام انواع مختلف بلوغ، خصوصا بلوغ معنوي تأثيرگذار بوده و در رسيدن افراد به رشد و بلوغ کمک ميکند را بيان خواهيم کرد.

نوشته داريوش عشقي گروه دين و انديشه تبيان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بلوغ عاطفی-بلوغ اقتصادی- بلوغ اجتماعی-بلوغ فکری

 

بلوغهایچهارگانه

 

پسران و دختران در اوایل نوجوانی بالغ می شوند و هر یک از مراحل ثابت و غیرقابل کنترل بلوغ را پشت سر می گذارند. بلوغ عاطفی، هیجانی، اخلاقی و اقتصادی از مسایل مهم دوران نوجوانی است که استقلال، رشد فکری و فلسفه زندگی را نیز با خود همراه می کنند تا نوجوان از خامی کودکی به پختگی جوانی برسد. بلوغ یکی از مهم ترین مراحل زندگی انسان است. این مرحله زمان تغییر سریع رشد و نمو و تغییرات اجتماعی است. سن رسیدن به بلوغ متفاوت است. بلوغ می تواند در هر زمانی بین ۱۰ تا ۱۹ سالگی اتفاق بیفتد. ولی به طور معمول سن بلوغ در دختران حدود ۱۱ سالگی و پسران ۱۳ سالگی است.

 

در دوران بلوغ تغییرات جسمی در نوجوان پدید می آید که اگر از آنها اطلاع و آگاهی نداشته باشد چه بسا این مساله در مراحل بعدی زندگی آثار سوء و زیانباری برجای بگذارد. از طرفی تغییرات روحی و روانی نیز در دوران بلوغ پیش می آید از جمله تمایل به گوشه گیری، احساس دلتنگی و خستگی، ناسازگاری، مخالفت های اجتماعی، تشدید احساسات و عواطف، فقدان اعتماد به نفس و یا شرم و حیای بیش از حد. درک صحیح از تغییرات جسمی و روحی دوران بلوغ از آن نظر حایز اهمیت است که جامعه، مدرسه و خانواده آمادگی لازم را برای برخورد با شرایط حساس و ویژه نوجوانان در این مرحله داشته باشند.

 

در این میان نقش خانواده که اولین و مهم ترین منبع اطلاع رسانی به فرزندان است بسیار حساس و پیچیده است. خانواده باید تغییرات مختلف نوجوان را در دوران بلوغ شناخته و اطلاعات کامل و صحیح در این زمینه ها را به فرزند خود بدهد. در غیر این صورت او به دیگران پناه برده و چه بسا اطلاعات کسب شده از طریق دیگران او را به انحراف بکشاند. خوب است در این قسمت با تغییرات دوران بلوغ آشنا شویم. 

 

تغییراتجسمی

تغییرات جسمی از مهم ترین تغییرات در دوران بلوغ است. این تغییرات ناگهانی ممکن است برای نوجوان بسیار ناراحت کننده و هراس انگیز باشد بنابراین والدین باید قبل از شروع بلوغ، آگاهی های لازم را به نوجوان داده و به او اطمینان دهند که این موارد طبیعی است و در تمام افراد اتفاق می افتد. همچنین به نوجوان اطمینان داده شود که این ناهماهنگی ها در رشد وی موقتی است و در اواخر دوره نوجوانی از بین خواهد رفت. والدین باید ارتباط خود را با فرزندان تقویت کنند و شرایطی را ایجاد نمایند که نوجوان تمام سووالات خود را درباره مسایل جنسی به راحتی از آنها بپرسد.

 تغییراتذهنی

والدین سعی کنند به نوجوان فرصت بحث و تبادل نظر و تصمیم گیری دهند و با نوجوان خود مشورت کنند. همچنین با توجه به سن و توانایی هایش حوزه احتیاجات او را افزایش دهند. نوجوان باید مطمئن شود که والدینش او را باور دارند و هرگز طرز فکر و عقاید او را مسخره نکرده و تحقیر نمی کنند بنابراین والدین در صورت برقراری ارتباط نزدیک و صمیمانه با فرزندان خود، محیط امنی برای طرح سوالات به وسیله فرزندان ایجاد می کنند.

 

تغییرات هیجانی (احساسی و عاطفی) در دوران بلوغ به علت تغییرات جسمانی و تغییرات در سطح هورمون ها، احساسات و هیجانات فرد نیز دستخوش تحولات زیادی می شود. درواقع نوجوان با احساساتی مواجه می شود که هیچ تجربه ای درگذشته از آنها نداشته است. نوجوان بسیار حساس و زودرنج می شود، توجه زیادی به سر و وضع خود پیدا می کند. به جنس مخالف تمایل پیدا کرده و حتی گاهی عاشق می شود. در این مواقع والدین باید از قبل، راجع به این تغییرات به نوجوان خود آگاهی دهند. همچنین تا جایی که ممکن است با فرزندان خود مدارا کرده و سعی کنند که هیجانات و خشم فرزندان خود را کنترل نمایند.

 

تغییراتاجتماعی

شاید بهترین و مفیدترین و در عین حال مشکل سازترین تغییر دوران بلوغ، تغییرات رفتارهای اجتماعی باشد. در این سن نوجوان به تدریج از خانواده فاصله می گیرد و نیاز به استقلال در او شکل می گیرد. همین امر مقدمات تشکیل خانواده و پذیرش مسوولیت در جامعه را پی ریزی خواهد کرد. از طرفی به علت این تغییرات هیجانی ممکن است نوجوان رفتارهای سرکشی و لجبازی را از خود نشان دهد. به هر حال این تغییرات واقعی هستند و والدین باید بتوانند برای بهتر سپری کردن دوران بلوغ فرزندان خود، ارتباط مناسبی با آنها برقرار کنند. درواقع والدین باید به نوجوان خوب گوش فرا دهند. سرگرمی های مناسب برای آنان فراهم کنند، سعی کنند دوستان و در صورت امکان خانواده آنها را بشناسند. به نیاز نوجوان برای تنهایی احترام بگذارند و در عین حال از کتاب هایی که می خوانند، فیلم هایی که می بینند و آنچه در اینترنت بر آنها می گذرد، اطلاع داشته باشند. والدین باید به نوجوان خود ابراز علاقه کنند و به احساسات او احترام بگذارند و هرگز او را تحقیر نکنند. در انتها والدین باید بدانند که اگر خانه و مدرسه را برای نوجوان خود به صورت محیط امن و دوست داشتنی درآورند وی هرگز به سمت انحرافات و محیط های ناامن کشیده نخواهد شد. اما بلوغ انواع و اقسامی دارد که به آن می پردازیم.

۱) بلوغ عاطفی

 برخی افراد گر چه از نظر جسمی بالغ می شوند اما از نظر عاطفی هرگز به بلوغ نمی رسند. علل ترس و خشم در سنین گوناگون متفاوت است. در اوایل کودکی خشم کودک ناشی از مسایل جزیی و روزمره است و مسایل اجتماعی علت عصبانیت های دوران نوجوانی است. کودکان به طور معمول از مار و سگ و تاریکی، ارتفاعات و صداهای عجیب می ترسند اما گاهی این ترس تا سنین نوجوانی و حتی بزرگسالی همراه آنان است. نشانه بلوغ عاطفی یک نوجوان این است که به تدریج رفتارها و واکنش های خام و کودکانه را کنار بگذارد، از حقیقت نگریزد و حتی در موقعیت های گوناگون به جای واکنش های هیجانی و کودکانه، واکنش های منطقی و عاقلانه در پیش گیرد.

مسایلی را که نوجوان با آنها درگیر است به سه دسته تقسیم می شوند:

 ابتداینوجوانی: مشکلاتخانوادگی،مدرسه،تجربهکم،مسایلاقتصادی،بهداشت،سلامتجسموروانورشدشخصیتاواسطنوجوانی: مدرسه،معلمان،مسایلخانوادگی،مذهب،اوقاتفراغت،تفریح،انتخابشغل،پوششومسایلمادی

 اواخرنوجوانی: شکستدرجنبههایگوناگونزندگی،جریحهدارکردناحساساتدیگرانوتاثیرگذاریبرآنان،خودشناسی،مذهب،رفتارهایوالدین،تعهداتخانوادگی، توجه به معایب ظاهری و جسمی طی این دوران نوجوان دچار تغییرات عاطفی و هیجانی می شود. ترسویی و کم رویی که مختص اوایل نوجوانی و پیش از آن است پس از ۱۳ تا ۱۴ سالگی کاهش می یابد، روحیه جنگ طلبی کم می شود اما بدخلقی، گستاخی و پرخاشگری افزایش می یابد.

 2) بلوغ اجتماعی

 دختران و پسران نوجوان به اهمیت روابط اجتماعی آگاه اند و حساسیت آنان به این امر موجب می شود تا خود را با علایق و دیدگاه های افراد گروه تطبیق دهند. از این رو گروه های کوچک و بزرگ تشکیل می دهند. نوجوانان نسبت به موقعیت خود در گروه توجه خاصی دارند. نسبت به اعضای گروه وفادار و در برابر انتقاد دیگران نسبت به آنان حساس اند. کسب مهارت های اجتماعی، برقراری ارتباط، شناخت و ارزیابی دیگران و احساس وفاداری نسبت به اعضای گروه از جمله فواید عضویت در گروه است.

۳) بلوغ اقتصادی

انتخاب شغل، کسب آموزش و مهارت های لازم در زمینه کار مورد نظر و سازگاری با شرایط و محیط کار از مسایل اواخر دوران نوجوانی و اوایل جوانی است. نوجوان با ورود به بازار کار با مسایل جدیدی روبه رو می شود. برخی نوجوانان و جوانان که از کار تنفر دارند، مرتب کارشان را عوض می کنند، علاقه ای به انجام وظایف خود ندارند یا از میزان حقوق، ساعات یا شرایط کار ناراضی اند، برخی دیگر کار ثابت و دایمی را نوعی تحمیل محسوب می کنند و پاره ای دیگر از کارهای خسته و کسل کننده دست می کشند. ناسازگاری نوجوانان و جوانان با محیط کار بنابر یک یا چند دلیل است:

ـ انتخاب کاری فراتر از تحمل و توان

ـ انتخاب کار نامتناسب با شخصیت

ـ آرمان گرایی نسبت به برخی مشاغل

 ـ انجام کاری که مستلزم استعداد و مهارت خاصی است که نوجوان یا جوان از آن بی بهره است.

ـ پذیرش اجباری شغلی که متناسب با رشته تحصیلی نوجوان یا جوان نیست.

ـ انجام کاری که در حد معلومات و دانش نوجوان نیست.

ـ فقدان انگیزه و هدف مشخص برای کار کردن

در دوران تحصیل، دبیران، والدین و مشاوران باید اطلاعات لازم و کافی را در اختیار نوجوان قرار دهند تا او علاوه بر کسب مهارت و دانش کافی، با انگیزه و هدف مشخص و واقع گرا جذب بازار کار شود.

۴) بلوغ فکری

سفر، ورزش، تماشای برنامه های تلویزیون و سینما، نقاشی، نگارش داستان، شعر، مطالعه و ... از جمله مسایل مورد علاقه پسران و دختران نوجوان است.برخی علایق بسیاری از نوجوانان اساس و پایه زندگی آینده و حتی کار آنان را تشکیل می دهد. در عین حال علایق نوجوان متغیر و ظرفیت ذهنی او رو به رشد است. با رشد و بلوغ فکری در اوایل ۱۵ تا ۱۶ سالگی او به استقلال فکری می رسد و برای هر ادعایی به دنبال دلیل و توضیح کافی است.

 

  منبع: Lacroix

 

 

 

 

انواع بلوغ در انسان ها



هرگاه سخن از بلوغ به میان می آید، ذهن انسان به یکباره بسوی بلوغ جنسی و جسمی می رود، در حالی که در واقع این بلوغ یکی از انواع بلوغها می باشد و در بین انواع بلوغ، بلوغی به نام بلوغ معنوی نیز وجود دارد. بلوغ معنوی زمانی در انسان پدیدار می شود که؛ فرد از نظر معنوی به درجه ای از رشد برسد تا بتواند در دو راهیهای موجود در عرصه دین و معنویت، انتخاب درستی داشته باشد و آنچه مورد نیاز رشد و تعالی معنوی فرد میگردد را، انتخاب کند و در تشخیص راه درست دچار مشکل و اشتباه نشود، درست است که راههای رسیدن به خدا زیاد است، اما چون صراط مستقیم یک راه است، تشخیص آن برای افراد مختلف متفاوت است، کسانی که به بلوغ معنوی به شکل کامل آن رسیده اند، پیدا کردن این راه دشوار نیست، هر چند طی این طریق مشکل باشد. بعضی از سن تکلیف به بلوغ معنوی یاد کردند که این اشتباه است، زیرا بلوغ شرعی یا سن تکلیف زمانی است که، فرد به رشدی خاص رسیده و باید وظائف شرعی خود را انجام دهد و این با رسیدن به رشد و بلوغی که بتواند تصمیمات درست دینی را بگیرد و قدرت انتخاب راه درست را دارا شود، متفاوت است. ما برای شناخت کامل بلوغ معنوی ابتدا انواع بلوغ را تعریف می کنیم.

مفهوم بلوغ:

بلوغ از نظر لغوی در فرهنگ فارسی به معنی «رسیدن» ، «رسیدن به سن رشد.»
مفهوم بلوغ به این معنی است که برای انجام کارهای مختلف نیاز به یک سری مقدمات و معلومات است، به این بیان که انسان برای این که در هر عرصه ای توانمندی خود را کسب کند، باید به مرحله ای از رشد در آن زمینه رسیده باشد، تا بتواند آن کار را انجام دهد، برای مثال یک کودک باید به یک سن و رشد خاصی برسد، تا بتواند بایستد و راه برود و این کار در همه کودکان یکسان نیست، بلکه نسبت به شرائط جسمی و روحی افراد و محیط اطراف متفاوت است. بنابراین نمیتوان برای بلوغ یک سن مشخصی را بیان کرد، و فقط میتوان شرایط احراز آن را مطرح نمود.
مفهوم بلوغ به این معنی است که برای انجام کارهای مختلف نیاز به یک سری مقدمات و معلومات است، به این بیان که انسان برای این که در هر عرصه ای توانمندی خود را کسب کند، باید به مرحله ای از رشد در آن زمینه رسیده باشد، تا بتواند آن کار را انجام دهد

انواع بلوغ

بلوغ جنسی:

این بلوغ با ترشح غده های جنسی و ظهور ویژگیهای ثانوی جنسی از قبیل رویش و نمو موهای زاید در بدن و فعالیت غده های عرق در زیر بغل، قاعده گی و محتلم شدن می باشد. که این بلوغ به زمانی اطلاق می شود که شخص مورد نظر اعم از زن و مرد از نظر جسمی توانایی انجام مسائل جنسی را دارا باشد.

بلوغ جسمی:

این بلوغ در حدود سن 18 سالگی ظهور می کند که اکثر اعضا و اندامهای بدن به اوج رشد خود می رسند، البته رشد جسمی تا سن 25 سالگی ادامه داشته، اما اوج رشد و نمو افراد، همان سن 18 سالگی میباشد، که بدن شکل و فرم نهایی خود را پیدا میکند، البته شخص میتواند با انجام حرکات ورزشی آنها را تا حدودی تغییر دهد.
بلوغ شرعی:

پایان یافتن و اتمام نهمین سال قمری دختران، و پایان پانزده سالگی پسران آغاز این بلوغ است که همان سن تکلیف میباشد، و برای این بلوغ سن مشخصی ذکر گردیده، گرچه علایم رسیدن به سن تکلیف فقط سن و سال نیست و ممکن است نوجوانی حتی قبل از رسیدن به سن پانزده سالگی مکلف شود، و آن هم با محتلم شدن اتفاق میافتد، که این نشان دهنده عدم پیشگویی دقیق در مورد سن تکلیف و بلوغ شرعی میباشد، که این خود عوامل بسیاری دارد.

بلوغ اخلاقی:

این بلوغ با کسب فضایل و سجایای مقرر و پسندیده جامعه، از قبیل صراحت لهجه، راستگویی، امانت داری، درستکاری و پذیرش مسئولیت نمایان می شود. که وقتی دیده میشود یک نوجوان و یا یک جوان در معاشرت با مردم ادب و اخلاق لازمه را رعایت میکند، مشخص میکند که این فرد به بلوغ اخلاقی رسیده است، که اصلا نمیتوان برای آن سن مشخصی را عنوان کرد، و تبعا به عوامل مهمی از قبیل خانواده و نوع تربیت بستگی دارد.
تشخیص سن ازدواج و این که در چه سنی جوانان یک جامعه قدرت تشکیل خانواده را دارند و می توانند مسئولیت یک زندگی را به دوش بگیرند، تا حدود زیادی بستگی به سن بلوغ اجتمایی افراد دارد.

بلوغ معنوی:

همراه بودن فرد با احساس بندگی خداوند که ظهور آن در انجام فرائض و اجتناب از محرمات و گناهان است، شخص خداوند جل جلاله را در همه جا حاضر و خود را در محضر الله عزوجل احساس می کند، و زندگی را معنی دار میبیند، و برای این سوالات که از کجا آمدم؟ برای چه آمدم؟ و به کجا میرم؟ پاسخ مناسبی پیدا کرده است. که توضیح آن خواهد آمد.

بلوغ اجتماعی:

این بلوغ زمانی برای افراد صورت میگیرد که بتوانند با پایبندی به قوانین اجتمایی که در آن زندگی میکنند، با دیگران ارتباط صحیحی را برقرار کرده و یک همزیستی مسالمت آمیزی را دارا باشد، این در حالی است که افراد نابالغ اجتمایی همواره در برخوردهای اجتمایی هراسان بوده و یا با مشکل مواجه میشوند.
تشخیص سن ازدواج و این که در چه سنی جوانان یک جامعه قدرت تشکیل خانواده را دارند و می توانند مسئولیت یک زندگی را به دوش بگیرند، تا حدود زیادی بستگی به سن بلوغ اجتمایی افراد دارد.

بلوغ اقتصادی:

این بلوغ زمانی شکل میگیرد که فرد بتواند برای پول و سرمایه ای که در اختیار اوست، یک برنامه و مصرف عاقلانه ای داشته باشد، و بتواند در جامعه ای که زندگی میکند با دیگران معاملات معقولی را انجام دهد. و برای درآمد خود مخارج معقولی را داشته باشد و از انجام کارها و مخارج سفیهانه دوری گزیند.
فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوالَهُمْ سوره النساء (4): آیه(6)؛ پس اگر در آنان رشدى(فكرى) یافتید، اموالشان را به ایشان برگردانید.
امام صادق علیه السلام فرمودند: مراد از «آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً» این است كه بتواتند مال خود را حفظ كند.

بلوغ سیاسی:

حد قانونی این بلوغ در کشور ما برای مردان و زنان یکسان است و آن سن رای دهی یعنی 18 سالگی است، اما این نظر به اشخاص تغییر می کند، یعنی این سن بر طبق قانون، سنی است که فرد میتواند در تصمیمات سیاسی جامعه خود دخیل باشد، این در حالی است که رشد سیاسی هم در افراد گوناگون، متفاوت است، یعنی تشخیص بازیهای سیاسی و نخوردن فریبهای گوناگون آن، همه بستگی به میزان بلوغ سیاسی فرد دارد.

بلوغ عقلی و فکری:

یعنی فکر و عقل انسان به مرحله ای از رشد برسد که بتواند انسان را در گرفتن تصمیمات درست برای زندگی یاری نماید.
انسانهایی که میتوانند در زندگی خود تصمیمات صحیحی گرفته و آنچه که نیازشان است را درک کنند، افرادی هستند که به بلوغ عقلی و فکری رسیده اند، در مقابل افرادی را میبینیم که نمیتوانند در امور روزمره و معمولی زندگی خود، راه درستی را پیدا کنند، که اینگونه افراد یا تابع دیگران میشوند، به این معنی که امور خود را به دیگران محول میکنند ویا از افراد دیگر تقلید میکنند.
بلوغ واقعى، تنها به رشد جسمى و نیروى جنسى نیست، بلكه به كمال فكر و عقل نیز وابسته است. «وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى‏»(قصص 14)

منبع:تبیان

 

 

 

بلوغ و سن ازدواج

 

در گذشته، اغلب ازدواج ها بعد از بلوغ جسمي و جنسي دختر و پسر صورت مي گرفت که البته در بسياري جهات پيامدهاي منفي در پي داشت، اما چون خانواده ها آنها را مورد حمايت مادي و معنوي قرار مي دادند، مشکلات عمده اي پديد نمي آمد؛ ولي امروزه مفهوم زندگي، گستره نيازها، ساختار و کارکرد خانواده و انتظارات متقابل زن و مرد از يکديگر چنان متحول شده که بلوغ جسمي و جنسي به تنهايي نمي تواند جواب گوي نيازها و مسئوليت هاي يک زندگي مشترک باشد؛ لذا تعيين سن ازدواج نياز به بازنگري جدّي، عميق و همه جانبه دارد. بايد به متون ديني، تحقيقات روان شناختي، نيازهاي دوره جواني و نيز به واقعيت هاي اجتماعي و فرهنگ حاکم بر جامعه توجه شود، تا سنّ مناسب ازدواج معيّن، و راهکارهاي لازم براي بهبود و اصلاح وضعيت کنوني ارائه گردد.

سنّ ازدواج در قرآن و روايات

در کلام خداوند، سن معيني براي ازدواج مطرح نشده است، ولي از واژگاني چون «بلوغ»، «بلوغ حلم»، «بلوغ نکاح» و «بلوغ اشدّ» مي توان به نحوي سن بلوغ و سنّ ازدواج را به دست آورد، كه در واقع، معيار سن ازدواج از نظر قرآن همان قدرت داشتن بر ازدواج، توانايي هم خوابگي و توليد نسل است.
با توجه به روايات و سيره معصومين ـ عليهم السلام ـ که الگوهاي شايسته هستند براي ما مهم است كه در تعيين سن ازدواج نيز به آن بزرگواران اقتدا کنيم. طبق آيات، روايات و سيره معصومين ـ عليهم السلام ـ سن ازدواج در دختران بعد از 9 سالگي و در پسران حدود 20 سالگي است؛ اما سؤالي که وجود دارد اين است که آيا تنها، رسيدن به اين سن کفايت مي کند، يا معيارهاي ديگري نيز در تعيين زمان ازدواج دخالت دارد؟
شواهد بسياري نشان مي دهد که علاوه بر سن، متغيرهاي ديگري در تعيين زمان مناسب ازدواج مورد توجه است که به تبع آنها، معيار سنّي نيز نوسان مي يابد. يکي از اصلي ترين معيارهاي تعيين سن ازدواج، از نظر شرع {1}و روان شناسان رسيدن به حدّ رشد است که خود، ابعاد مختلفي دارد و ما اينک به توضيح برخي از جنبه هاي عمده آن مي پردازيم:
رسيدن به حد رشد
براي صلاحيت ازدواج از نظر فقه اماميه تنها رسيدن به سن بلوغ کافي نيست، بلکه علاوه بر آن، دختر و پسر بايد رشيد هم باشند؛ يعني بتوانند مصلحت خود را تشخيص دهند، تا بتوانند به استقلال و از روي اراده و اختيار عقد ازدواج ببندند.
شهيد مطهري درباره شرط بودن رشد براي ازدواج مي نويسد:
در فقه و سنت اسلامي محرز و مسلم است که براي ازدواج تنها عقل و بلوغ کافي نيست؛ يعني يک پسر به صرف آن که عاقل و بالغ است نمي تواند با دختري ازدواج کند، هم چنان که براي دختر نيز عاقله بودن و رسيدن به سن بلوغ دليل کافي براي ازدواج نيست، علاوه بر بلوغ و علاوه بر عقل، رشد لازم است. {2}
اگر بخواهيم کلمه رشد را به مفهوم عام آن تعريف کنيم، بايد بگوييم:
رشد يعني اين که انسان شايستگي و لياقت اداره و نگه داري و بهره برداري هر يک از سرمايه ها و امکانات مادي و يا معنوي را که به او سپرده مي شود داشته باشد؛ يعني اگر انسان در هر مرحله اي از زندگي که داراي يک شأن و منزلت و مقامي است و يا ابزار و وسيله اي را دارد شايستگي اداره و نگه داري و بهره برداري از آن را داشته باشد، چنين شخصي در آن کار و در آن شأن «رشيد» است. {3} حال، آن چيز هر چه مي خواهد باشد، همه ي آن اشيايي که وسايل و سرمايه هاي زندگي هستند. سرمايه به مال و ثروت انحصار ندارد مردي که ازدواج مي کند خود ازدواج و زن و فرزند و کانون خانوادگي، وسايل و.... به تعبير ديگر، سرمايه هاي زندگي او هستند، و يا شوهر براي زن و زن براي شوهر حکم سرمايه را دارد. {4}
بنابراين، رشد در مورد ازدواج يعني شايستگي و لياقت اداره زندگي، چنان که شهيد مطهري در اين خصوص مي فرمايد:
منظور (از رشد در امور ازدواج) تنها رشد جسماني نيست، منظور اين است که رشد فکري و روحي داشته باشند؛ يعني بفهمند که ازدواج يعني چه؟ تشکيل کانون خانوادگي يعني چه؟ عاقبت اين بله گفتن چيست؟ بايد بفهمد اين بله که مي گويد، چه تعهدهايي و چه مسئوليت هايي به عهده ي او مي گذارد و بايد از انجام اين مسئوليت ها بر آيد. {5}
رشد به معناي ياد شده کاملاً يک امر اکتسابي و قابل يادگيري است. والدين، اطرافيان و فرهنگ جامعه مي توانند نقش اساسي در شکل گيري و تحصيل آن داشته باشند.
خلاصه اينکه در تعيين سن ازدواج علاوه بر بلوغ شرعي (جسمي و جنسي) و عقلي، بلوغ اجتماعي و عاطفي و اقتصادي به منظور توانمندي شخص در تدبير امور خانواده و برنامه ريزي امور اقتصادي را نيز داشته باشد.

توصيه هاي لازم
1ـ بهتر است جوانان اگر بيم به گناه آلوده نشدن در اثر طغيان و فشار غريزة جنسي ندارند، قدري ازدواجشان را به تأخير اندازند تا با تلاش هرچه بشتر، شرايط و امکانات لازم را بدست آورند.
2ـ توصيه مي شود، قبل از اقدام به ازدواج، آگاهي هاي لازم در زمينه آيين و وظايف همسرداري و تدبير امور خانواده را از طريق مطالعه و مشاوره تحصيل نمايند.
3ـ تفاوت هاي فردي و شخصيتي، نوع تربيت، چگونگي آب و هوا و شرايط اقليمي در انواع بلوغ تأثير دارد.
4ـ لازم است توجه داشته باشيد که در اين امر وسواس زيادي نداشته باشيد، داشتن حد معمول عرفي شرايط ازدواج کافي است و نبايد بيش از حد ازدواج را به تأخير بياندازيد؛ چرا که بهترين فصل ازدواج عنفوان جواني و داشتن شادابي و طراوت زندگي است. ازدواج در آغاز جواني موجب مي شود که با همسر خود انس و الفت بيشتري پيدا کنيد، فرزند شما در دورة شادابي و توانايي متولد شود و بتوانيد آن را خوب تربيت کنيد.

راهکارهايي در تعديل سنّ ازدواج
1- بايد والدين، مربيان و مسؤولان تدابيري در نظر بگيرند که نوجوانان و جوانان در ابعاد مختلف جسمي، جنسي، عقلي، اجتماعي، عاطفي و اقتصادي به طور هماهنگ و متناسب رشد نمايند. آنچه در حال حاضر مشاهده مي شود، ناهم ترازي رشد و بلوغ جنسي و جسمي و احساس نياز به ازدواج، با ديگر ابعاد رشدي، يعني رشد عقلي، اجتماعي، اقتصادي و عاطفي نوجوانان و جوانان است؛ لذا يا به محض رسيدن به بلوغ جنسي اقدام به ازدواج مي نمايند، در حالي که از نظر عقلي، اجتماعي و اقتصادي به حدّ رشد مناسب نرسيده اند و يا سالها پس از رسيدن به بلوغ جنسي منتظر يافتن شغل مناسب، تکميل تحصيلات و ديگر پيش نيازهاي زندگي باقي مي مانند که در نتيجه يا اصلاً به آن دست نمي يابند. و يا وقتي به آنها مي رسند که ديگر شادابي، طراوت و انگيزه ازدواج را ندارند، در هر دو صورت، زندگي آسيب پذير و در معرض خطرهاي جدّي است.
2- از عواملي که موجب بلوغ جنسي زودرس و احساس نياز کاذب در جوانان مي شود، بايد به طور جدي جلوگيري نمود؛ مانند ديدن صحنه هاي مهيّج، فيلم، ماهواره، اينترنت، روابط دختر و پسر و .... .
3- فرهنگ سازي ازدواج ساده و منطبق با معيارهاي اسلامي، يکي از نيازها و راهکارهاي اصلي در حل مشکلات ازدواج جوانان است. اگر معيار در ازدواج و انتخاب همسر دستورهاي اسلام باشد، اکثر يا هيچ يک از اين مشکلات وجود نخواهد داشت. تبعيت از آداب و رسوم نادرست، برخي تحصيلات نامتوازن، روابط بي حدّ و مرز دختر و پسر، بينش غير ديني که فقط اسباب مادي را در نظر مي گيرد، کم رنگ شدن توکل و توجه به خداوند و نيز هزينه هاي اضافي و تشريفات، از عوامل اصلي بالا رفتن سن ازدواج محسوب مي شوند. اين زنجيرهاي اسارت آور و دست و پاگير، متأسفانه در حال گسترش است. بايد بينش جوانان و نوجوانان و خانواده ها نسبت به زندگي، ازدواج و.... اصلاح شود تا بتوان مقدمات ازدواج آنان را در زمان مناسب و با الگوگيري از امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ فراهم کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


{1} ر.ک: مرتضي مطهري، مقالة رهبري در اسلام، (انتشارات صدرا، بي تا)

{2} مرتضي مطهري، امدادهاي غيبي در زندگي بشر به ضميمه ي چهار مقاله ي ديگر، (انتشارات صدرا، بي تا)، ص 120 و 153.
{3} همان، ص 122.
{4}همان، ص 122.
{5}همان، ص 153.

محمد صادق شجاعي- مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه

پنج بلوغ لازم برای ازدواج و رابطه عاطفی منتهی به ازدواج کدامند؟

·      بلوغ شخصیتی :
·      
بلوغ عاطفی :
·      
بلوغ اجتماعی :
·      بلوغمالی:     
·      بلوغجنسی:

بلوغ مالي ازدواج يعني چه؟

ماجراي واقعي:

اميرحسين در بازار موبايل كار مي كند.درآمد ماهيانه 300هزار تومان دارد ولي با اينكه فقط خودش است و خودش اما به روز 19_20 ماه نرسيده جيبش خالي خالي است!

نيكو،دختر تاجري مشهور است و ماهي يك ميليون پول توجيبي دريافت مي كند كه به قول خودش اكثر آن را خرج لباسهاي ماركدار و آرايشگاه مي كند و با اين حال اصلا از اين نحوه خرج كردن بي رويه خودش راضي نيست.

علي دانشجوي فني است و براي تامين پول و تحصيل خود به كار دانشجويي مشغول است و گهگاهي برنامه نويسي كامپيوتر شركتي مشهور را به عهده دارد.او بطورمتوسط هر ترم يك ميليون تومان درآمد دارد و نه تنها خرج دانشگاهش را مي دهد بلكه گاهي به فاميل نيز كمك مي كند و حتي در حراجيها لباسهاي خوب ولي ارزاني براي خود مي گيرد. بخش مشخصي نيز هزينه كادو و بيرون رفتن با دوستانش مي شود. گرچه علي از آن دسته پسران خرج كن نيست و به نظر حسابگر مي آيد اما كسي احساس نمي كند كه او خسيس باشد.

رامين 23ساله و شيما 21ساله مدت 4ماه است كه ازدواج كرده اند. عروس و داماد هر دو به واسطه حمايتهاي خانوادگي از نظر مالي تامين هستند و منزلي بسيار مدرن در شميراناتدارندوعملابرايدرآمدنيازيبهكاركردنندارند. بعداز 8ماهزندگيشيماتقاضايطلاقداد. همهدوستانشميگويند " تو كه همه چيز داشتي؟ "  اودرجوابميگويد: ازاينزندگيخستهشدهبودم.

هر وقت خواستيد با كسي ارتباط عاطفي جدي داشته باشيد،ببينيد چگونه خرج مي كند و چقدر خرج مي كند.

مردم در مورد بحث بلوغ عاطفي بسيار اشتباه مي كنند.اكثرا فكر مي كنند كه توان مالي مناسب يعني فرد دستش به دهنش برسد.واقعا چنين نيست.كم نيستند زندگي هايي كه پول فراوان در آنها جريان دارد اما از هم مي پاشد به اين علت كه اين ثروت مانع رشدهاي لازم ديگر شده است.مثلا در زندگي رامين وشيما همين پول باعث رخوت زندگي و دنبال كار نرفتن رامين شد و عملابلوغاجتماعي اين زوج را روي هوا فرستاد.

واقعا پول چقدر در روابط عاطفي مهم است؟

بلوغ مالي من يعني چه؟

يعني در دوران مجردي خودت بداني كه چقدر پول در ماه درآمد از كجا مي گيري؟ چگونه خرج مي كني و بداني كه چند درصد از پولت خرج كرايه راه يا ماشين زير پايت مي شود؟ چقدرش را خرج خورد و خوراك مي كني؟ چقدرش را خرج آرايش و لباس و كفشت مي كني؟ چقدرش را پس انداز مي كني؟

 شايد بعضيها فكر كنند كه آدم بايد پول قلنبه اي داشته باشد تا اين همه دقت به خرج دهد! هرگز! زندگي آدمهاي ثروتمند دنيا نشان مي دهد كه روي خرج كردنهايشان بسيار دقيقند و خرج بيخود ندارند و اتفاقا تحقيقي را سال 2000 در ايالات متحده انجام دادند كه نشان داد گرانترين ساعتهاي مچي و اتومبيلهاي دنيا را طبقه مالي يك دنيا (بسيار عالي) سفارش نمي دهد بلكه طبقه دوم (عالي) كه قصد خودنمايي دارد دنبال اين خرج هاست.  

 بزرگترها در مورد ولخرجي هاي جوانان مي گويند: " هنوز دستش تو خرج نيست ! "

اگر پسري يا دختري نداند كه چقدر درمي آورد؟ از كجا درمي آورد؟ چگونه خرج مي كند؟

چقدر پول خرج چه بخشهايي از زندگي مي كند حتي به درد دوستي هم شايد نخورد !

اگر دختري تمام دغدغه اش پوشيدن مانتوي ماركدار فلان يا فلان روسري ابريشم است و مي بينيد كه عمده پول تو جيبي يا درآمدش را خرج اتينا مي كند مواظب باشيد !

اگر پسري 40 درصد پولش را خرج اسپرت كردن ماشينش مي كند، بعيد است كه بتوانددر زندگي مشترك مديريت مالي خوبي داشته باشد و از اينكه پولش را خرج زن و بچه مي كند، ته دلش راضي نيست.

اگر دختر يا پسري در دوران مجردي براي خريد ميوه يا مواد غذايي به بازار ميوه و تره بار رفته باشد، مي داند كه حول و حوش خرجها چقدر است و لذا بعدا با مسئوليت پذيري بيشتري وارد ازدواج مي شود.

بنابراين اهم مواردي كه شما را به بلوغ مالي مي رساند عبارتند از پاسخ به سوالات زير:

_ چقدر به طور متوسط درآمد دارم؟ مثلاماهي 250هزارتومان.

_ درآمد من از كجا تامين مي شود؟

200هزار تومان كار خودم، 30هزار تومان كمك خانواده و 20هزار تومان سود بانكي فلان سپرده ام.

_ خرجهاي عمده ماهانه من چيست؟

سعي مي كنم با يك مثال براي جوان 25ساله موضوع را جا بندازم. خرج خورد و خوراك 80 هزار تومان . كرايه راه يا خرجهاي اتومبيل خودم 40 هزار تومان . لباس بطور متوسط 30 هزار تومان (فرض كنيد كه شما هر سه ماه براي خودتان كت و شلوار يا كت و دامن 90 هزار توماني تهيه مي كنيد، سهم هر ماه 30 هزار تومان مي شود.).خرج كتاب و كلاس زبان يا... 30 هزار تومان .خرج رفقا و كادو تولد و ميهماني دادن يا رفتن 25 هزار تومان تقريبا 50 هزار تومان هم مي ماند كه اگر اتفاق خاصي نيفتد (دكتر و آزمايشگاه و....) احتمالا مي توانيد پس انداز كنيد.

_ خرجهاي ماهيانه فرد مورد علاقه من چيست؟

آيا من از پس آن بر مي آيم.

 فراموشنكنيدكه 15-10 درصدبيشترهمسرشمابهخاطرشماتغييرنميكند. اگرتغييراتبيشتريمدنظرتاناست،نامزدتانراعوضيانتخابكردهايد.حالااينآقاياخانمجوانحسابكاردستش است. اگر آقا باشد كه مي داند براي ازدواج بايد خرجهاي ديگري نظير منزل و ميهماني براي فاميل ها و...هم در نظر داشته باشد. از سويي همين خرجها را بايد با نامزدش چك كند كه ببيند آيا از پس خرجهاي زندگي بر مي آيد يا نه؟ اگر مثال ما خانم ها باشد باز خوب است زيرا مي داند كه پول درآوردن آسان نيست و لذا خرج كردن بايد با احتياط باشد و توقعش از شوهرش، معقول مي گردد.

پس مي بينيد كه پاسخ به سوالات بالا باعث مي شود در خواستگاري بسيار جلو باشيد.

واقعا خيلي ها هستند كه با اميدهايي واهي وارد زندگي مي شوند.

_ فرضا پسر فكر مي كند حالا كه عشق واقعي بين او و نامزدش برقرار است. پس زنش همه چيز را با فداكاري تحمل مي كند. اتفاقا اين توقع بسيار احمقانه است زيرا شما موظف هستيد كه زندگي دختر را حداقل در حد دوران مجرديش، تامين كنيد.

_ اميد احمقانه بعدي اين است كه دختر توقع دارد كه چون عشق وجود دارد،مرد بايد معجزه كند! واقعا زندگي كردن با كتاب رمان نوشتن فرق دارد. زندگي فيلم هندي نيست كه همه چيز بخوبي و خوشي تمام شود.

پول مهم است و به اين معنا نيست كه پول همه چيز است اما مهم است.

_ با محبوبتان در مورد توقعات حداقل مالي خود حتما بدون رودر بايستي صحبت كنيد.

بلوغ اجتماعی:

 منظورازبلوغاجتماعیبرمیگرددبهدرکدرستازمرحلهمن/ دنیاEGO-WORLD یعنی فردی که در ایران قصد ازدواج دارد لازماستوضعیتاجتماعیشازنظر :

1.     شغل

2.      تحصیلاتوادامهآن

3.      وضعیتخدمتسربازی

4.      شهر،کشور محلزندگی

معلوم باشد و حد اقل دورنمای آن معلوم باشد . به ویژه روی صحبت من با خانمهایی است که در دوران دانشجویی با همکلاسیهای خود آشنا میشوند و به نوعی از او انتظار ازدواج دارند.پسری که قصد ادامه تحصیل در دکترا دارد محدودیتهایی دارد که حتی اگر به شما نگفته باشد ، خودتان باید این تیزبینی را داشته باشید که شاید زندگی راحتی در چند سال اول به خاطر امتحانات و...نداشته باشید، میهمانی به این راحتی نمیدهید و نمیروید چون همسرتان کار بزرگی دارد.یا خانمی قصد ادامه تحصیل در آلمان دارد و تحمل این موضوع برای همسرش آسان نیست.در این شرایط اولا شفاف قبل از ازدواج به طرفتان بگویید که چه در سر دارید ثانیا فکر نکنید که شما معجزه اید و از پس مشکلات بر خواهید آمد!

* یکی از مسائل مهم در بلوغ اجتماعی که میخواهم خوب آنرا مراقب باشید ، شان و جایگاه اجتماعی افراد است. این مهم است که به شمادرجامعهچگونه نگریستهمیشود.  اگر چنین است به

چهار نکته طلایی برای موقعیت اجتماعی بهترتان نگاه کنید :

1.     تحصیلاتتان و دانشتان در سایر مسائل
( فلسفه، دین شناسی ، بیولوژی و ریاضیونجوموسایراطلاعاتعمومیشماغیرازحوزهتخصصیتان)

2.     شغلتان :
مهم است که متناسب با تحصیلاتتان شغل برگزینید هر چند الزامی نیست اما فکر کنید که اگر کسی 4-5 سال از بهترین سالهای جوانی را صرف چیزی کرده باشد که دوست نداشته باشد، چه بسا بتواند اشتباهات پر هزینه تری هم مرتکب شود. برای همسر شما مهم است که به شما چه دیدی وجود دارد و چقدر اعتبار اجتماعی دارید . اگر دکتر دلسوزی هستید اگر معلم ماهری هستید اگر نجار با خلاقیتی هستید اگر مربی مهدکودک با وجدانی هستید اگر مهندسی جدی هستید اگر ....

3.     مهارتهای فردی :
شامل مطالعات / مهارتهای مختلف هنری / ورزشهای مختلف / زبانهای مختلفی که بلدید /

4.     جایگاه خانواده شما و شما در خانواده تان :
این نیز مقوله مهمی در جایگاه اجتماعی شماست . قاعدتا خانواده ای که اخلاق مدار هستند فرزندانی بار می آورند که پایبندیهای اخلاقی حداقل از نظر تئوری برایشان بیشتر محتمل است.یا خانواده ای که شهرت به دینداری یا دست مردم گیری یا
 حلالخوریدارندنیزبهنوبهخودجایگاهبهتریدراجتماعدارندتاخاندانیکهفقطدنبالپولوشهرتو زدوبندو... هستند.

5. اخلاق شخصی شما مهم است :
افرادی در اجتماع محبوب ترند که
 بهاخلاقیاتپایبندباشندوچشمیپاکداشتهباشند،حتما اهلطنزو شوخی باشند و بتوانندازمرزهایشخصیخوددفاعکنندوبتواننددرموقعخودبهدیگرانولوعزیزانشان (( نه)) بگویند . شماوقتیدراجتماعموفقیدکهحتمابرایخودخودتانخلوتیداشتهباشیدوهمهانرژیهایخودراازمردمدریافتنکنید( وابستهنشویدبهاجتماع)

 فردی که بلوغ اجتماعی دارد ، عقده احترام ندارد که تا کسی بهش چیزی گفت آنرا دست بگیرد و تلافی کند .چنین کسی برای ارج و قرب داشتن نزد مردم دست و پا نمیزند وگدایینمیکند.

فرد بالغ از نظر اجتماعی رفتارهای پر زرق و برق تازه به دوران رسیده ها را مرتکب نمیشود که مثلا باتعویضخانهوماشینبخواهداحترامبقیهراجلبکند.

بلوغ عاطفی :

امروزه در دنیا دیگر خیلی مهم نیست که شما دارایهوششخصی  IQبالا باشید ، تاحدیکهمحققینانسانشناسیوروانشناسانهوشهایزیررابرایانسانتعریفکردهاند :

1.     هوشعاطفی،

2.     هوشمعنوی

3.      هوشکلامی

4.     هوشفضایابی

5.     هوشجنسی

6.     هوشخلاق

7.     هوشجسمانی

8.     هوشعددی

9.      هوشاجتماعی

مبنای بسیاری از استخدامها و گزینشها در مراکز مهم علمی و حتی اداری و تجاری مهم دنیا بر اساس این است که فرد چقدر از توانهای زیر برخوردار باشد ( مهارتهای هوش عاطفی )

 ·       توان شناخت احساسات واقعی خود :
یعنی فرد بتواند بفهمد که عصبانیست یا مضطرب است یا عاشق شده یا... و این توانی مهم در پرورش هوش عاطفیست.

·       توان ابراز احساسات خود به شکل کنترلشده :
یعنی مثلا ار عصبانی هستم بتوانم متناسب با شرایط و مخاطبین خود بخش لازم عصبانیت خود را ابراز کنم ، یعنی نه بگذارم که خشم چنان مرا تسخیر کند که همه کاسه کوزه ها را
 رویهوابفرستمنهاینکهچنانابرازعصبانیتمراسرکوبکنمکهازدرونکمکممتلاشیشوم .

·       توان شناخت احساسات دیگران و کنترل متناسب آنها :
این موضوع نیز مهم است که گاهی میبینید شما چنان قشنگ دیگران را درک میکنید که راحت با شما حرف میزنند و
 بهشمااعتمادمیکنندوانگارکهدوستفهمیدهایهستید.بهشماتبریکمیگویمزیرااگرچنینمهارتیداریدیعنیکه هوش عاطفی شما بالاست. 

تحقیقات محققین ایالات متحده در مدارس پیش دبستانی جدیدی که بچه ها را نه بر اساس IQ صرف ( حافظه و سرعت انتقال و تمرکز خوب ) بلکه بر اساس سایرتوانمندیهای خود نیز پرورش میدهند . اتفاقا بچه هایی را یافته اند که چه بسا نمرات بالای ریاضی و ... نداشته باشند امادرکبالایعاطفیازاطرافخوددارندومثلامیدانندکهفلان همکلاسی تنهاستیافلانیازچیخوششمیآیدوبلدندکهچطوریبقیهرادرککنندوخلاصهاینکهرفقایبسیارخوبیهستند. همینبچهدربزرگسالیخودتبدیلمیشودبهمردیا زنی که آدمها را خوب میفهمد و لذا با نشان دادن احساسات خود میتواند به آنها کمک کند.یا اینها در پست روابط عمومی ، بازاریابی ، مدیریت فروش بسار خواهند درخشید. 

 چگونه هوش عاطفی برای ازدواج و روابط عاطفی بسیار مهم میشود؟

·   بابلوغعاطفیخودمیتوانیدبرای همیشه از دام خاطرات و تجربیات تلخ روابط قبلی خود خارج شوید و در دام مقایسه نیفتید و در رابطه با همسرتان مدام تجربه های قبلی خود را مرور نکنید و احتیاطهای بیهوده و شکهای مخرب نداشته باشید.

·  مردیکهبداندچهاحساسیرانسبتبهچگونهزنیپیدامیکند،بعید است که پس از ازدواج چشمانش بچرخند! زنی که میداند در بین انواع مردان ، کدام مرد را بهتر درک میکند و کدام مرد بیشتر به عواطف او سازگار است ، به مراتب ارتباط یا ازدواج بهتری خواهد داشت تا کسی که از روی شانس و صرفا استخاره و نه توکل (که کاریست پس از اندیشیدن و تحقیق نه اینکه در کشور ما بعضیها بدون اینکه زحمتجستجورابکشندبلکهازرویتنبلیانجاممیدهند ) واردزندگیمیشود.

·  وقتیهمسرخوبیمیشویدکهاولابفهمیدهرلحظهچهاحساسیراتجربهمیکنیدمثلااگرازرفتارهمسرتاندرمیهمانیعصبانیهستید،سکوتبیهوده نمیکنید ، کنایه نمیزنید و مشخصا به سراغ اصل موضوع میروید .ثانیا اگر همسرتان عصبانی شود میتوانیدبدونسرکوبکردناودرکشکنیدواورا ازعصبانیتبهعقلانیت سوقدهید.

·   هوش عاطفی به شما کمک میکند که ازتنوعطلبیدرازدواجتانمصونبمانید.
اگر کسی کمی مشاهده گر درون خود باشد میتواند رد کشش و گرایش خود را به روابط خارج از ازدواج در بیابد و به راحتی ریسک این نوع روابط موقت و پر استرس را به زندگی خود وارد نکند.

·   باهوشعاطفیشنوندهخوب ( ونهسطلزباله ) همسرتانخواهیدشدزیرامیدانیدکهچگونه همسرتان حرفبزندکهنهبهبیراههبرودونهنبشقبرخاطراتگذشتهکندودرضمنخودتاننیزایناشتباهاترانخواهیدکرد.

·   هوشعاطفیEQ شمابهشماکمکمیکندکهتاریخهایمهمزندگیخودوهمسرتانراباشکوهترکنید،فرضابرایسالگردهایمهمزندگیخود و فرزندانتان برنامه هایی خلاق ترتیب میدهید و میدانید که ای کارها ولو تکراری هم باشند چقدر به سایرین احساس مهم بودن تزریق میکند وکسی که احساس کند مهم است ، بهترین شکوفاییهای خود را به دنیا عرضه خواهد کرد .

با توجه به اشارات بالا ، برای ازدواج خوب لازم است که هوش عاطفی خود را پرورش داده باشیم و به بلوغ عاطفی رسیده باشیم.

بررسی بلوغ شخصیتی:

چگونه بفهمیم خود یا طرف مقابلمان بلوغ شخصیتی لازم  رابرایرابطهعاطفیداریم؟؟

· فردبالغازلحاظشخصیتی،بندنافشازوالدینشبریدهاستورابطهایمشخصباایشاندارد.(EGO-PARENTS) از شما توقع پدری کردن یا مادری کردن صرف ندارد. 

· فردبالغازلحاظشخصیت،بهیکجمعبندینسبیازکلیاتخلقتوهدفزندگیرسیدهاست. یعنیتکلیفشتاحدیبامسائلینظیرقسمت،تقدیر ،شانس،وجودخداوندووظایفخودنسبتبهکائنات،روشناست.حداقل اینکه این بخش وجودش تاریک نیست زیرا میدانیم که پاسخ به سوالات بالا در طول زندگی انسان دچار تطور و دگردیسی میشود ولی مهم این است که فرد به این مسائل اندیشیده و جزو دغدغه های او ، هدف زندگی نیز بوده باشدوگرنه بعد ده سال زندگی یک مرتبه زیرآب کل تعهد و ازدواج را میزند چون کهناگهانازداخلتهیمیشود.بهویژهتاکیدمنبرایقشرتحصیلکردهواهلهنراست.میدانیدچرا؟ زیراورودبهدنیایEGO-SELF میتواد این افراد را به شدت به هم بریزد. کسی را انتخاب کنید که در مرحله EGO-WORLD مقداری آب باریکه با تفکر و اندیشیدن داشته باشد.

· فردبالغحتماآبباریکهایمعنویباخداوطبیعتوپیغمبراندارد.

· اختلالشخصیتیواضحندارد. اختلالاتمهمیکهبررسیکنیدعبارتنداز

1. شکاک : دائم مراقب است که کسی گولش نزند، به او خیانت نشود .این افراد چه بسا که موقعیت اجتماعی بسیار خوبی هم داشته باشند.گول موقعیتآنهارانخورید.حتییکروززندگیباآدمشکاکتمامروحانسانرابهگندمیکشد.

2. توجه طلبHISTRIONIC PERSONALITY DISORDER : این افراد کسانی هستند که باید بقیه کارها و اداها و رفتارهایشان را ببینند تا احساس کنند که مهمند و لذا دائما بهبقیهسیگنالمیفرستندوواقعااعصابشریکزندگیشانراخردمیکنند

3. سیندرلا و رابین هود ها : اینها کسانی هستند که دائم در حال سرویس ددن به ملت هستند . هر کس مشکلی داشته باشد اینها در صف مقدم کمک به افراد مشکلدار قرار دارند . بدبختی اینست که خودشان اگرگرفتارشوندکسیسراغیازایشاننمیگیردوبههمهمیگویند : عجبدنیایبدیشدهاست

 · آدمبالغازلحاظشخصیتیبرایزندگیخوداولویتبندیدارد:

1.همهابعادزندگیشرادرنظردارد.( درس،کار،ورزش،خانواده،تفریح،معنویت )

2. بلداستکهبرایرسیدنبههمهچیزحتمابایدمهم،مهمترومهمتریندرزندگیداشت.

پس این ملاکها را بررسی کنیم تا بلوغ شخصیتی خود و طرف مقابلمان را شناسایی کنیم . به هر حال باید همسرتانحتی اگر همه این بلوغ را نداشت ،مقداری از این بلوغ را که پسند شما باشد در خود فراهم آورده باشد.

بلوغ جنسي:

چقدر روابط جنسي خوب براي ازدواج موفق مهم هستند؟

هميشه طرح اين مباحث در جامعه آن هم از سوي كارشناسان دلسوز بايد با احتياط كامل صورت بگيرد. واقع اين است كه بحث روابط جنسي در زناشويي بسيار مهم است و در سيره و سخنان پيامبر شريف اسلام و ائمه اطهار به صراحت دستورات دقيقي براي قوام زندگي جنسي مومنين صادر شده است و لذا در اهميت اين مباحث شك كردن فقط از بيسوادي ديني نشات مي گيرد.شخصا به عنوان مدرس دانشگاهي دانش خانواده گاهي ازدقتنظرحضرتامير(ع) وشخصپيامبر(ص) بهنوع رابطه با همسر انصافا حيرت زده مي شوم. به نظر مي رسد كه سكوت ما در برابر انحرافات رايج جامعه اساسا به ظاهر از حيا مي باشد و بيشتر از عدم شناخت اهميت اين مسائل نشات مي گيرد.از منظر روانشناختي نيز يكي از مهمترين كاركردهاي ازدواج و ارتباط بين زن و شوهر از روابط جنسي نشات مي گيردشايد اين جمله به مذاق كساني خوش نيايد.

 امادرمقاممشاوربهتراستكهرودربايستيراكناربگذاريم .

آمارهاي علمي محققين بهداشت روان در ايران  نشانميدهدكهبعدازاعتياد،روابطجنسيمشكلدار،بزرگترينعاملطلاقدرايرانمحسوبميشود.

البته چنين آماري هرگز در دادگاه هاي خانواده مشهود نيست و آمارهاي سيستم انتظامي و قضايي بيشتر به عوامل اقتصادي تفاوتهاي فرهنگي و..اشاره دارد، اما در زيز بسياري ازناملايمت هاي زناشويي،بحرانهاي جنسي نهفته هستند.

 زيگموندفرويد،دانشمندبزرگروانشناسيوروانپزشكي دنيا، در بررسيهاي دقيق خود شاره كرد كه انگيزه بسياري از رفتارهاي بشر به نوعي به مسائل جنسي برمي گردد.

گرچه اين نظريه،با بدفهمي و متعاقبا دلخوري بعضي محققين روبرو شد اما واقع اين است

 درصدبالايياز رفتارهايبشررابهخوبيتحليلميكند.

فرويد در بحثي جالب تحت عنوان مكانيسم هاي دفاع روانيMECHANISME DEFENSE، به ما ياد مي دهد كه لازم نيست مستقيما به ارضاي يك ميل بپردازيم. فرض كنيد همه ما دوست داريم محبوب باشيم،مي توانيم خود را براي بقيه بزك كنيم و مطابق ميل مردم خوش رقصي

 كنيموورزشكاربزرگيشويمتابهمحبوبيت برسيم! به اين نحوه رشد دادن انگيزه هاي دروني SUBLIMATION يامتعاليسازيميگوييم. فرويدمثالجالبيميزند. كساني 

هستند كه از آزار بقيه لذت مي برند يا مقداري بي رحمي ذاتي دارند.اگر اين بچه همين

طوري بزرگ شود كه شايد آدم دعوايي يا حتي جنايتكار شود. اما اگر درست تربيت شود،

چه بسا جراح بزرگي شود! ( برعكس اين گزاره درست نيست! يعني هر جراحي در درون

 خودبيرحمنيست! )

ما مي توانيم ميل جنسي را نيز تعالي ببخشيم و آن را اولا ببينيم و انكار نكنيم.زيرا وجود

دارد همان طور كه اشتهاي غذا داريم، شهوت هم داريم.

دوم آنكه لازم نيست مستقيما سراغ مسائل جنسي برويم بلكه مقدمات چنين رابطه زناشويي را با رشد خود فراهم آوريم . ازدواج و عشق باعث مي شود كه زن و مرد براي داشتن روابط جنسي موفق، به ظاهر خود توجه كنند، ورزش كنند، خوش لباس باشند و از سويي مرد ياد مي گيرد كه نياز رواني زن اهميت بيشتري در مسائل جنسي

دارد و لذا با رفتار صحيح سعي مي كند كه آرامش را در خانه حفظ كند و زن نيز ياد مي گيرد كه پرداختن به ظاهر خود و عادي نشدن خود بسيار در كاركرد صحيح جنسي شوهرش اهميت دارد و تمام اين رعايت ها منجر به زناشويي سالم و محكمي مي شود.

*بسياري از بحرانهاي جنسي ناشي از دانش جنسي بسيار محدود است.

خانمي در دادگاه به قاضي از بي مسئوليت بودن شوهرش شكايت مي كند و شوهر نيز در دفاع از كار و درآمد و خرج كردن خوبش شاهد مي آورد. قاضي نيز ممكن است متوجه نشود كه گير واقعي كجاست. متاسفانه آنچه كه نزد قضات محترم مطرح مي شود با آنچه كه نزد مشاورين خانواده گفته مي شود فرق دارد.خانمي كه شوهرش ناتواني جنسي دارد يا انحراف جنسي دارد، چگونه اين موضوع را در دادگاه مطرح كند؟ اولا خيلي از زنان و مردان  اساساازحقوقجنسيخوداطلاعيندارندوكمنيستندزناني كه اصلا دركي ازمفهوم ارضايجنسيندارند. ثانياكمزنيپيداميشودكهبتواندبيمهاباازحقجنسيخوددفاعكند.

 خوشبختانهازسال 77،بهتصويبمجلسمحترم،تدريسدانشتنظيمخانوادهومباحثيمحدودازدانشجنسيدردانشگاههاوحوزههايعلميهلازماعلامشدوباتوجه به موفقيت جمهوري اسلامي ايران در اين زمينه،احتمالا در نسل جوان، بحران ها حداقل به لحاظتئوريككاستهميشود. امامشكلاصليدرآموزشمسائلجنسيمحدودبهاين نيستكهاينمسائلجاييبهشكلدرستومدونگفتهنميشودبلكهبازارسياهاطلاعات غلطجنسينيزبشدت مشتري دارد. اگر مسئوولين ما به فكر اين بحران نيستند، سودجوياني هستندكهازجهلمردماستفادهميكنند.

بررسی چهار کلید بسیار بدردبخور برای 80 سال اول زندگی!

قبل از پرداختن به جزئیات پنچ بلوغ لازم برای ازدواج اجازه دهید تا کلیدی انصافا طلایی را برای بسیاری از سوالات زندگی در اختیارتان بگذارم.

 کارل گوستاو یونگ ، روانکاو بزرگ سوییسی دریافته بود که سیر رشد ما از بدو تولد تا مرگ در چهار مرحله قرار میگیرد که عبارتند از :

·       مرحله من- والدینم EGO-PARENTS

·      مرحلهمن- دنیاEGO-WORLD

·      مرحلهمنخودم EGO- SELF

·      مرحلهمن-خداEGO- GOD 

 

1.     دورانرابطهمنباوالدینم (EGO-PARENTS) :

یعنی دورانی که مورد حمایت گرم پدر و مادر قرار میگیریم و احساس امنیتی ژرف داریم .
در این مرحله چند نکته مهم را به خاطر بسپارید :
                                             

الف / وابستگی خطرناک به والدین :

بناست که با ورود به مدرسه ، نقش حمایتی والدین کم کم ، کاسته شود و کودک به آرامی، استقلال و تجربه کردن شخصی را بیازماید و خودش به درستی یا غلطی گزاره های اخلاقی که تاکنونوالدینشمیگفتند،برسد.ببینیدپدرومادرانیهستندکهتاسیسالگیهمچترقدرتمندحمایتعاطفیرابالایسرفرزندانشانگرفتهاندوفکرمیکنندکهوالدینخوبیهستند.هیچدختریدوستنداردکهنامزدشتااینحددرتصمیمگیریهای خود به نظر مادر و پدرش وابسته باشد . متاسفانه خیلی از مادرها و پدرها فرزند خود را وابسته بار می آورند و بند ناف وابستگی را نمیبرند بعضیها اینجا که میرسد میگویند (( احترام به پدر و مادر)) . ولی من به شما میگویم که پشت بسیاری از این نقابهای احترام به پدر و مادر، ترس از تصمیم گیری و پذیرفتن مسوولیت خود به وضوح پنهان شده است. 

 ب/ حتمابهرابطهدخترباپدرشوپسربامادرشدقتکنید.

 بسیاریازرفتارهاییکهنامزدیاهمسرشمادرزندگیباشما،انجاممیدهدیامستقیمیاغیرمستقیمبراساسالگوییاستکهازوالدینش گرفته است . من در سخنرانی های خودم مشهورم به اینکه در بحث ملاکهای ازدواج ، لجم در می آید ازکلمه (( خانوادهاصیل )) زیرابهتجربهدریافتهامکهاکثرمردممنظورشانازاینکلمهشریف،سطحاقتصادییامیزاندینداریصرفدرآنخانوادهاستکهالبتهدرستاست اما کافی نیست! یکی از مهمترینچیزهاییکهدرخانوادهنامزدتاناکثرابررسینمیکنید، نحوه معاشرت پدر و مادر او ، و رابطه او با والد غیر همجنسش است ( دخترباپدر/ پسربامادر ) *  دختریکهباپدرشرابطهسردیدارد،ازتوتوقعجبرانتمامکمبودهاییراداردکه پدرش نتوانسته است برایش تامین کند. و دختری که حمایت افراطی ( مالی- محبت- توجه ) از پدرش گرفته است از تو توقع دارد که خیلی از اوفات برایش پدری کنی هرچند اسمت شوهر باشد. پسری هم که مادری تو سری خور و دائم در حال دعوا با پدرش داشته یا مبدل به کسی مثل پدرش میشود( همانندسازی با ظالم ) یا دقیقا برعکس پدرش میشود و همیشه از زنان به خاطرضعفشان نفرت خواهد داشت و در ارتباط با زنان نیز میبینید که دائم مشکل دارد(زنان را تحقیرمیکندیااصلاازارتباطبرقرارکردنگریزاناست ) ،یعنیبههرصورتتحتتاثیروالدینشقراردارد. اگرنامزدیاشوهرشما،دائمتحتحمایتهایمادرشبودهباشدازشماتوقعمادریداردهرچنداسمتانهمسرباشد. چنینمردانیاززنخودتوقعدارندکهضعفهایآنهارانهتنهابپذیردبلکهاسبابشادمانیآنهارانیزفراهمآوردوهروقتچنینمردیدرهرجایزندگیش دچار شکست شود ، به نحوی زنش را مقصر میداند( مثل پسر کوچولویی که وقتی ماشین کوکی اش خراب میشد ، مامانش را مقصر میدانست و دامن مامانش را هی میکشید که یالا! درستش کن!) بنابر این بهترین شرایط این است که پدر و مادر در عین محبت کردن بدون شرط به فرزندانشان ، اسباب استقلال شخصیتی آنها را فراهم کنند و نترسند که فرزند اشتباهی هم بکند.ضرب المثلی اروپایی هست که میگوید ، کشتی در کنار اسکله نه توفانی دارد نه غرق میشود اما برای آنجا ساخته نشده است.فرزندان ما برای این ساخته نشده اند که هرگز شکست نخورند.مهم این است که حتی اگر بادبان کشتی آنها شکست، بتوانند از طوفان آزمایشهای زندگی عبور کنند.

2.    دورانرابطهمنبادنیا (EGO- WORLD)   :

 منظورازاینمرحلههمیناستکهمادرسمیخوانیم،دنیابهمامدرکمیدهد،ماکارمیکنیمدنیابهماهویتاجتماعیمیدهد،شغلوعنوانمیدهد.ما ازدواج میکنیم و دنیا به ما هویت فامیلی میدهد.

قرآن کریم در سوره مبارکه حدید ایه 20 اشارهمیکند: اعلمواانماالحیاهالدنیالعبولهووتفاخربینکموتکاثرفیالاموالوالاولاد 
 بدانیدکهزندگیدنیایشماعبارتاستازمدتیبازیوسرگرمیوفخرفروختنباداراییها و ازدیاد در ثروت و خاندان.

خیلی مهم است که ما این مرحله خود را با قدرت طی کنیم .وگرنه در مرحله بعد دچار مشکل خواهیم شد.                                                                      

3.    دورانرابطهمنباخودم(EGO – SELF) :

این مرحله ایست که گهگاهی در اوج برو بیای مرحله EGO-WORLD رگه هایی از آنرا تجربه کرده ایم. در اوان میانسالی در اوج داشتنها و شهرت و خانواده و... ناگهان به درون خود فرو میغلطیم که همه اینها برای چی؟ آخرشکهچی؟خانمیباتحصیلاتبالایهنریازشوهرخودمیگفتندکهدرحدود سن 40 سالگی تصمیم به جدایی گرفته و نوع مشکلاتشان هم بیشتر از همین مسایل رایج بین زن و شوهر ها بوده و زن بسیار از این تغییر و بی میلی شوهرش جا خورده بود! پس از بررسی حدسزدهشدکهشوهربههمینیاسفلسفیوحشتناکمبتلاشدهاست. اتفاقاایندلزدگیازدنیانه تنها بد نیست که اگر اندیشیدنی ژرف به دنبال داشته باشد مقدمه بزرگترین تحول شخصیتی زندگی انسان است. کم نیستند کسانیکهدرمواجههبااین ((خلاوانزوایدرونیوبیمعناشدنهمهچیز ))ازترسشانرویهالکلومخدرمیآورندتالختیاسودهشوندیاازشغلشاناستعفامیدهند یا  واردروابطخارجازازدواج( خیانت) میشوندیاازهمسرشانجدامیشوند... کههیچکدامحالاینهاراخوبنمیکند. پسچهکنیم؟تنهاراهتاملاستوکمیخلوتدرونیوبیرونیومقداریخودکاویواستفادهازتجربهدانشمندانوعلماوافرادمعنویوخودساخته. اتفاقا در دوران EGO-WORLD هر از گاهی این حالات شبیه افسردگی به انسان دست میدهد که باید فرد تمرین کند تا در مرحله EGO-SELF به افسردگی و پوچی نرسد. اتفاقا همینجا تاکید میکنند که شما دنیای خود را خوب بسازید تا در این مرحله که به نوعی بی عملی کشیده میشوید ، کارتان به گدایی و... نکشد. فایده این مرحله این است که انسان به گوهر درونی خود پی میبرد و دنیاهای بزرگتر روح خود را سیر میکند.

 بهتعبیرحضرتامیر-درودخدابراوباد-

اتزعم انک جرم صغیر       وفیکانطویعالماکبر

   ایامیپنداریکهتوهمینمادهکوچکهستیدرحالیکه نمیدانیدنیاهایبزرگتریرادرونتوپیچیدهوپنهانکردهاند.

 یونگمعتقدبودکهوروداصلیبهاینمرحلهدرسنکمرخنمیدهدوبعیداستکهکسیزیر 28 سالچنینتجربهژرفیرابگذراند ( چهمثبتش : تحولدرونیچهمنفیش : افسردگی)

4.    دورانرابطهمنباخدا(EGO-GOD) :

این همان مرحله ایست که فرد پس از درونکاوی به حقیقت عظیم حضور ژرف خداوند در درون خود پی میبرد. درک آدمی که دوران والدین و دنیا و خود را خوب طی کرده از مفهوم خداوند خیلی تفاوت سنگینی دارد با درکیکنفردروسطEGO-WORLD از خدا. خدای یک دانشجو در بحبوحه امتحانات ، وجودیست که منبع دانش است و به او حافظه ای خوب شب امتحان عنایت میکند.هر چند سخن در این باب زیاد است اما بسنده میکنیم به جمله ای زیبا از پیامبر اسلام که (( من عرف نفسه فقد عرف ربه / کسی که خود را شناخت ، خدایش را نیز میشناسد))

خیلی هنوز بند نافشان را از والدینشان نبریده اند ، خیلیها در 50 سالگی ، تجربه عظیم درونکاوی را طی نکرده اند و خلاصه آنکه بسته به درجه رشد انسانیت درون ما، اتفاقاتی که ذکر شد در ما رخ میدهد.

منبع : مقالهدكترشيريدرروزنامهايران