azmoononline

نوجوانی و هویت

 

نوجوانی و هویت

 

مدرسه حضرت زینب(س) منطقه فشافویه

گرد آورنده : فرشته دارابی

1395-1394

 

 

 

 

 

براساس تعريف سازمان بهداشت جهاني، نوجواني به گروه سني 10 تا 19 سال گفته ميشود (صبحي قراملكي و رجبي، 2010؛ به نقل ازجديدي فيقان، جمالي پاقلعه، جمالي پاقلعه و نظري بديع، 1393). بر اساس سرشماري سال1390، 34/16 درصد جمعیت ایران را افراد 10 تا 19 ساله تشکیل می دهند(مرکز آمار ایران، 1391). نوجوانی، یکی از دوره هاي بسیار مهم زندگی و در واقع مرحله انتقال از کودکی به بزرگسالی محسوب می شود. این مرحله بینابینی با تغییرات مهم فیزیکی، روانی، اجتماعی و همچنین تغییرات سریع الگوهاي رفتاري همراه است که بر روي عملکرد فرد در دوران بزرگسالی تأثیر بسزایی دارد(کلین، ویلسن،2002) به عقیده اریکسون(1968) تکلیف عمده در دوره نوجوانی، یافتن هویت می باشد.

از نظر لغوی واژه ی هویت به دو معنای ظاهراً متناقض به کار می رود: 1. همسانی ویکنواختی مطلق 2. تمایز. اگرچه این دو معنا متضادند ولی به دو جنبه ی اصلی هویت - جنبه ی اجتماعی و جنبه ی شخصی و فردی -معطوف هستند. بیشتر روا نشناسان و نظریه پردازانِ شخصیت پیش از اریکسون، هویت را در ابتدا امری فردی و شخصی می دانستند( هرچند ایشان هویت اجتماعی را هم انکار نمی کردند ). از دیدگاه این نظریه پردازان هویت، احساس تمایز، تداوم و استقلال شخصی نامیده می شد(جاکوبسون، 1998)

اریکسون(1963) ، آن را احساس نسبتاً پایدار از یگانگی خود تعریف می کند به این ترتیب، علی رغم تغییر رفتارها، افکار و احساسات، برداشت فرد از خود همواره مشابه است. این احساس که "ما چه کسی هستیم" باید با نگرشی که دیگران نسبت به ما دارند، نسبتاً همخوان باشد. نوجوانان طبق نظر اریکسون با بحرانی به نام بحران ­هویت دست و پنجه نرم می کنند، در این دوره کارهایی به عهده نوجوان گذاشته می شود که انجام آنها، کار بسیار سخت و طاقت فرسا است مخصوصا اینکه منابع اطلاعاتی نوجوانان در عصر حاضر بیش از گذشته است همین امر فرایند هویت یابی آنان را گاه با مشکل مواجه می کند. در هر صورت نوجوانان راه گریزی از این تکلیف تحولی ندارند و به قولی باید در این فرایند به نقطه ای برسند که بتوانند زندگی بعدی خود را ادامه بدهند (شوارتز، 2001). در مطلوب ترین شرایط، بحران هویت باید در اوایل یا اواسط دهۀ سوم عمرحاصل شود تا فرد بتواند به مسایل دیگر زندگی بپردازد. وقتی این فرایند با موفقیت شکل گیرد، می گوییم فرد به موفقیت دست یافته، به این معنی که وی به مفهوم یکپارچه ای از هویت جنسیتی، جهت گزینی شغلی و جهان بینی نایل شده است. تا وقتی بحران هویت حل نشده باشد، فرد مفهوم یکپارچه ای از خود یا سلسله معیارهای ارزیابی ارزشمندی خویش را در زمینه های عمده زندگی نخواهد داشت.( اتکینسون و همکاران،1995؛ ترجمۀ براهنی و همکاران، 1383)

نظریه پردازان جدید با اریکسون موافقند که تردید کردن درباره ارزش ها ، برنامه ها و اولویت ها براي هویت پخته لازم است ولی این فرآیند را (( بحران)) نمی خوانند. تشکیل هویت براي برخی افراد ناراحت کننده است ولی تجربه رایج، تجربه کاوش کردن و سپس احساس تعهد است هنگامی که نوجوانان امکانات زندگی را امتحان می کنند، دربارة خود و محیط شان اطلاعات مهمی را گردآوري می نمایند و به سمت تصمیم گیري هاي با دوام پیش می روند.آنها در این بین یک ساختار خود سازمان یافته را می سازند.(موشمن، 2005)

مارسیا(1980) بر اساس دو متغیر فرآیندي اکتشاف و تعهد چهار نوع وضعیت هویتی را مفهوم سازي کرد. از نظر مارسیا ( 1993 ) معیارهاي اکتشاف و تعهد در اواخر نوجوانی ، مقارن با سال هاي پایان دبیرستان و آغاز ورود به آموزش عالی، نسبت به دوره نوجوانی(مرحله ساختار زدایی)و اواسط نوجوانی(مرحله ساختار سازي مجدد) از اهمیت بیشتري برخوردار است به نظر مارسیا تعهد می تواند همراه اکتشاف و یا بی ملازمت آن صورت گیرد. در وضعیت نخست هویت ساخته می شود و در وضعیت دوم هویت اعطا می گردد چهار نوع وضعیت هویتی از دیدگاه مارسیا عبارتند از:

1-     هویت موفق ( اکتساب شده) 2- هویت دیررس(وقفه) 3- هویت زودرس بازدارندگی )4 - هویت مغشوش(سردرگمی).

 

 

هویت زودرس(بازدارندگی)

افرادي که هویت زودرس دارند خود را به ارزش ها و اهدافی متعهد ساخته اند بدون این که گزینه هاي دیگر را بررسی کرده باشند در عوض آنها هویت حاضر و آماده اي را می پذیرند و ضبط می کنند که یک فرد معتقد را معمولاً والدین اما گاهی معلمان، رهبران مذهبی یا مشوق ها هستند. آن را براي ایشان برگزیده است (برك، 2001؛ ترجمه سید محمدي،1381).

 

هویت موفق(اکتساب شده)

به آخرین مرحله شکل گیري هویت اطلاق می شود. این وضعیت از نظر تحولی پیشرفته ترین وضعیت تلقی می شود زیرا افراد دوره اي از جستجوگري و اکتشاف فعال را پشت سر گذاشته و تعهدات روشنی ایجاد کرده اند. افرادي که هویت کسب شده دارند قبلاً گزینه ها را بررسی کرده و یک رشته ارزش ها و اهداف که خودشان آنها را برگزیده اند پایبند هستند آنها احساس سلامت روانی می کنند در طول زمان از احساس یکسانی برخوردارند و می دانند که چه راهی را در پیش گرفته اند (برك، 2001؛ ترجمه سید محمدي،1381).

 

هویت دیررس(وقفه)

افراد با هویت دیررس به جستجوي صادقانه براي یافتن راه ها و اهداف مختلف می پردازند و صرفاً گذشت زمان و اتلاف وقت مطرح نیست . دیررسی، رها کردن ساده نیست به گونه اي که شخص براي هدف سرگردان شود بلکه دوره فعال جستجوي هدف و آماده شدن براي تعهدات است. افراد دیررس اغلب به عنوان اینکه با خود دل مشغولی دارند توصیف می شوند. هر چند ممکن است انتظارات والدین برایشان مهم باشد ولی تلاش می کنند که بین آنها و تقاضاهاي اجتماعی و توانایی خود مصالحه اي ایجاد کنند ( بروزنسکی، 1989).

 

هویت مغشوش(سردرگمی)

در وضعیت مغشوش فرد هیچگونه انتخاب ثابتی در مورد تعهدات خود ندارد و به جستجو واکتشاف نمی پردازد. این وضعیت هویتی اگر هم تعهدات نسبت به دیگران یا مجموعه اي از باورها و اصول موجود داشته باشد، بسیار کم است در عوض ، تاکید عمده بر نسبیت و غنیمت شمردن لحظه است. فرد از هیچ ذره اي از لذت فردي چشم پوشی نمی کند. هسته اصلی در شخصیت فرد وجود ندارد ( بروزنسکی، 1989).

اگرچه وضعیت هاي هویت به طور کلی به عنوان مکان ها و نه مکانیسم هاي رشدي (بروزنسکی، 1990) نگریسته می شوند، اما بروزنسکی ( 1989 ) مدل فرآیندي حقیقی از رشد هویت فردي را ارائه کرد. برزونسکی(2004) هویت را "خود ساخته شده " می نامد. نظریه خود، شامل فرضیات، اصول و سازههایی است که در تعامل با محیط و جهان ساخته می شود و چارچوب ارجاعی براي فرایندتحلیل اطلاعات متغیر در ارتباط با هویت به وجود می آورد . برزونسکی براي مطالعه شباهت و یا تفاوت افراد در شکل د هی فرایند هویت سه سبک هویت را شناسایی کرده است؛ سبکها به راهبرد حل مسأله یا مکانیزم مقابله برمی گرد ند این سبک ها عبارتند از: سبک هویت اطلاعاتی ، سبک هویت هنجاري و سبک هویت مغشوش- اجتنابی.

افراد با سبک هویت اطلاعاتی، داراي راهبردهاي مسأله مدارند ، احساس یکپارچگی در خودمیکنند، معمولاً قضاوتها را به تعویق میاندازند، اهداف شغلی وتحصیلی روشن و انتظار عملکرد تحصیلی بالا دارند و نسبت به اهداف استوار خود متعهد هستند(برزونسکی، تامی ، کینی و نورمی، 1997)

در سبک هنجاري، فرد در برخورد با مسایل به شیوة واکنشی ، هماهنگ با انتظارات و تجویزهاي گروه هاي مرجع و دیگرانِ مهم عمل می کند و به صورت خودکار و بدون ارز یابی از خویشتن، به درونی کردن ارزش ها و باورهاي می پردازد (برزونسکی، 2003 ؛ جوکار، 1385 ).

افراد داراي سبک گسیخته اجتنابی اهمال کار هستند و تا حد ممکن سعی دارند موقعیت هاي متعارض و

تصمیم گیري هاي خود را به تأخیر بیندازند (برزونسکی، 2003 ).

کسب هویت و دستیابی به بالاترین سطوح آن موضوعی است که در سا لهای اخیر به طورجدی مورد پژوهش و مطالعه قرار گرفته است. مطابق پژوهشهای انجام شده هویت، درمسائلی از قبیل اعتیاد، ایدز، طلاق،... و مشکلات رفتاری که تهدیدکننده ی سلامت جامعه هستند نقش مؤثری دارد. بدین ترتیب منز لت های نابالغ هویت به خصوص هویت سردرگم، آسیب پذیری افراد را در برابر این مسائل افزایش می دهد و بالعکس آن منزلت های بالغ هویت، توان رو در رویی با بحرا ن های پیچید ه ی اجتماعی و روانی را دارا می باشد.

 

 

 

 

 

منابع فارسی

 

  1. 1.جدیدی فیقان، مهناز؛ جمالي پاقلعه، زيور؛ جمالي پاقلعه، سميه ؛ نظري بديع، مرضيه(1393). تأثير آموزش مهارت هاي زندگي بر سازگاري اجتماعي و عملكرد تحصيلي دانش آموزان دختر نوجوان. فصلنامه دانش و پژوهش در روانشناسي كاربردي، 4(15)، 129- 121 .
  2. 2.اتکینسون، ریتا ال؛ اتکینسون، ریچارد دسی؛ اسمیت، ادوارد ای؛ بم، داریل ج؛ هوکسما، سوزان نومن، ترجمه براهنی، محمدتقی؛ بیرشک، بهروز؛ شهرآرای، مهرناز، کریمی، یوسف؛ گاهان، نیسان؛ محی الدین، مهدی(1383) زمینه روانشناسی هیلگارد ، جلداول، تهران، انتشارات رشد
  3. 3.برك، لوراي.( 1381 ) .روانشناسی رشد. ( از کودکی تا نوجوانی). ترجمه یحیی سید محمدي.
  4. 4.جوکار، بهرام و حسین چاري، مسعود. ( 1380) بررسی رابطۀ پاي بندي به اعمال عبادي و سبک هاي هویت. مقالۀ ارائه و چاپ شده در مجموعه مقالات اولین همایش بین المللی نقش دین در بهداشت روان. تهران: معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی ایران.

 

منابع لاتین :

1. Klein JD, Wilson KM. Delivering quality care: adolescents' discussion of health risks with their providers. J Adolesc Health 2002 Mar; 30(3):190-5

2. Schwartz, S.J., (2001). The Evolution of Eriksonian and Neo-Eriksonian Identity Theory and Research: A Review and Integration, an International, Journal of Theory and Research, 1(1), 7-58.

3. Moshman, D. (2005). Adolescent Psychological development: rationality morality, and identity (2nd Ed.). Mahwah, N. J.:L. Erlbaum.

4. Berzonsky, M.D, (1989). Identity style: Conceptualization and measurement Journal of Adolescent Research, 4, 268-282.

Jakobson, J. (1998): Islam in transition London: Routledge

5. Berzonsky, M. D. (2003). Identity style and well-being: Does commitment matter? Identity, 3, 131–142

6.Erikson, E. (1963). Childhood and society. New York: Norton

7.Erikson, E.H.(1968).Identity; Youth and Crisis> New York, W. W. Norton and Company Inc

8.Marcia, j. e(1980). Identity in adolescence in J. Adelson(Ed), handbook of adolescent psychology (pp.159-187). New York Wiley

9.Marcia, J. E, (1993). The status of the statuses: Research review. In J. E. Marcia A. S. Waterman, D. R, Matteson, S. L., Archer & J. L. Orlofsky (Eds). Ego identity: A handbook for psychosocial research(pp. 22-41).USA: Springer Verlag

10. Berzonsky, M.D, (1989). Identity style: Conceptualization and measurementJournal of Adolescent Research, 4, 268-282

11. Berzonsky, M.D, (1990). Self-construction over the life-span: A process perspective on identity formation. In: G.J. Neimeyer and R.A. Neimeyer Editors, Advances in personal construct psychology, 1, JAI, Greenwich CT, 155-186,