azmoononline

روشهای اصلاح و تغییر رفتار کودکان و نوجوانان

به نام خدا

 

موضوع:

روشهای اصلاح و تغییر رفتار کودکان و نوجوانان

 

استاد راهنما:

جناب آقای سید کمال موسوی

 

تهیه و تنظیم:

ثریا اصغری فرد شربیانی

زهرا رحیمی

فاطمه آقانژاد

 

 

 

سال تحصیلی 92-93

 

روشهای اصلاح و تغییر رفتار کودکان و نوجوانان

در فرآیند تعلیم و تربیت و رشد , یکی از اثربخش ترین روشها برقراری رابطه انسانی با (کودک) و حفظ و تأمین عزت نفس و احساس خودارزشمندی (نوجوان) است . رعایت اصولی که در این مبحث به اختصار از نظر شما خواهد گذشت , کمک می کند تا بتوانید میان خود و فرزندتان رابطه مطلوب را برقرار کنید هر یک از این اصول می تواند چون قاعده و یا سرنخی شما را هدایت کند و به اندیشیدن و ارزیابی درباره رابطه خود با فرزندتان دعوت نماید .

خداوند متعال به صراحت در قرآن مجید می فرماید : آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابر هستند ؟ (سوره الزمر آیه 9) هیچ پدر و مادری خود به خود نمی تواند پدر و یا مادر موفقی بشود و نوجوان خود را آن طور که هست بشناسد و او را درک کند و با او رابطه درست برقرار نماید , مگر اینکه دانایی های ضروری را کسب کند . علت اصلی شکست پدران و مادران در تعلیم و تربیت فرزندانشان عدم شناخت کودکان و نوجوانان است پژوهشهای متعدد نشان داده است که هر قدر والدین داناتر و آگاهتر باشند , با مشکلات کمتری رو به رو می شوند . از سوی دیگر خانواده هایی که نسبت به نقشها , وظایف و مسئولیتهای خود بیشتر آگاهی دارند , بهتر می توانند با فرزندانشان رابطه برقرار کنند و دوره حساس و پرانرژی نوجوانی را به طریق مطلوب هدایت نمایند .

ایجاد روابط مثبت : 4 جزء اساسی دارد :

هیچ یک از شیوه های آموزش کودکان موثر واقع نخواهد شد , مگر شما وقت کافی صرف کنید , و رابطه ای مثبت میان خود و فرزندتان به وجود آورید . ما 4 جزء پایه ای برای برقراری رابطه مثبت و موثر میان والدین و فرزندانشان معرفی می کنیم .

1) احترام متقابل

انسان ها در هر سن که باشند مشکلات موجود در روابطشان نتیجه فقدان احترام متقابل است . والدین عمدتاً شکایت دارند که فرزندانشان به آنان احترام نمی گذارند , آنان نمی دانند که احترام کسب کردنی است . یعنی هنگامی به فردی احترام می گذارند که او نیز به سایرین احترام بگذارد , عیبجویی , داد و فریاد کردن , کتک زدن , بد دهنی و انجام کارهایی که خود کودک هم از عهده اش برمی آید موجب از میان رفتن احترام می شوند . برای برقراری احترام متقابل , باید کار را با نشان دادن احترام به فرزندانمان شروع کنیم . راه مناسب آغاز این کار , به حداقل رساندن صحبت های منفی است , با فرزندانتان زمانی صحبت کنید که جو خانواده دوستانه است .

2) صرف وقت برای تفریح

گذراندن مدت زمانی با هم از نظر کیفی مهم است نه کمی . یک ساعت رابطه مثبت به چندین ساعت مجادله رجحان دارد .

ما پیشنهاد می کنیم که برای تفریح هم وقتی در نظر بگیرید و روزانه ساعاتی از وقت خود را با هر یک از فرزندانتان به طریقی که هر دوی شما لذت می برید , بگذرانید . اگر هر یک از طرفین احساس کنند که به زور به تفریح آمده اند , در واقع وقت خود را تلف کرده اند پدر و مادر می توانند زمان خود را به ترتیبی تقسیم کنند که روزانه هر یک به طور جداگانه با یکی از کودکان باشند . بسیاری , وقت خواب را مناسبترین زمان برای با هم بودن می دانند . نکته مهم آن است که شما و فرزندانتان به اتفاق در خصوص طریقه وقت گذرانی تصمیم بگیرید . علاوه بر اوقات انفرادی , هر خانواده باید فرصتی را که می تواند حداقل هفته ای یک بار باشد , برای تفریح خانوادگی اختصاص دهد .

3) دلگرمی

اگر می خواهیم کودکان به خودشان اعتقاد پیدا کنند , باید به آنان اعتقاد داشته باشیم برای آنکه کودک احساس لیاقت کند , باید گاهگاهی او را تشویق کنیم . تشویق و دلگرمی عمدتاً با کم اهمیت تر کردن اشتباهات کودک و تأیید بر نقاط قوت و برجسته رفتار او سر و کار دارد .

4) ابراز محبت :

هر کودکی برای داشتن احساس امنیت , باید حداقل یکنفر را دوست داشته باشد و توسط یکنفر دوست داشته شود . گفتن این نکته که شما فرزندتان را دوست دارید . بویژه در مواقعی که انتظار ندارید , و همچنین با رفتارهای غیر کلامی مانند : نوازش کردن , در آغوش گرفتن , بوسیدن و نوازش موها , واقعاً اهمیت دارد .

برخی تکنیک های مربوط به الگوهای تغییر و اصلاح رفتار

بخش اول : تقویت یا نگهداری رفتارهای مطلوب                

  الف) استفاده از اصل تقویت مثبت

  ب) استفاده از اصل جانشینی (پاداش های جدید)

 ج) برنامه ریزی جهت دوام بیشتر پاداش ها

 

 

1) به رفتار خوب باید پاداش داده شود ( استفاده از اصل تقویت مثبت)

برای اینکه رفتاری در کودک تقویت شود یا دوام یابد , ترتیبی بدهید که پس از اینکه کودک هر بار رفتار مورد نظر را انجام داد , پاداشی به او داده شود به  بیان دیگر هر رفتار مطلوب کودک نتیجه خوشایندی برایش به دنبال داشته باشد .

نمونه هایی از تقویت کننده های گوناگون :

تقویت کننده های مادی , تقویت کننده های غیر مادی غیر کلامی

چند نکته مهم :

  1. 1.تقویت کننده ها برای همه یکسان نیستند .
  2. 2.اثر تقویت کننده ها در هر زمان یکسان نیست .
  3. 3.هر چه تقویت کننده را زودتر عرضه کنیم احتمال تقویت شدن آن رفتار بیشتر خواهد شد .
  4. 4.استفاده از تقویت کننده با تأخیر برای آموزش استقامت و شکیبایی
  5. 5.تقویت باید پس از مشاهده پیشرفت در رفتار عرضه شود .
  6. 6.ارزش تقویت کننده ها ممکن است کم یا زیاد شود .
  7. 7.لزوم عرضه چند تقویت کننده پیاپی در بعضی از موارد .
  8. 8.استفاده مداوم از تقویت کننده اثر بخش بودن آن را کاهش می دهد .

 

 

 

2) استفاده از اصل جانشینی

برای اینکه بتوانیم رفتاری را به وسیله تقویت کننده ای که تأثیر آن ضعیف شده است تقویت کنیم لازم است آن را پیش از از تقویت کننده ای موثر و جدید بیاوریم .

پاداش های جدید از راه گفتار , از راه رویدادهای همزمان هدایت به سوی تقویت کننده های غیر مادی به وجود می آیند .

3) برنامه ریزی برای دوام بیشتر پاداش ها با استفاده از اصل تقویت گاهگاهی

برای اینکه کودکی , رفتاری که آموخته است ادامه دهد , می بایست به تدریج دفعات عرضه تقویت را کمتر کرد و تنها گاهگاهی در برابر نشان دادن آن رفتار او را تقویت کرد .

 سوء تفاهم هایی که در مورد تقویت کردن وجود دارد :

1) تقویت کردن با چاپلوسی و تملق تفاوت دارد .

2) تقویت با رشوه دادن متفاوت است .

بخش دوم: از میان بردن رفتارهای نامطلوب

     الف) اشباع تا حد خستگی و دلزدگی              

 ب) حذف پاداش ها      ج) پاداش دادن به رفتارهای مغایر

د) حذف موقعیت های ناخوشایند برای رفتار نامطلوب

الف) اصل اشباع : برای آنکه کودکی رفتار نامطلوبی را ادامه ندهد به او اجازه دهید (حتی اصرار کنید) که آن رفتار را آن قدر تکرار کند تا خسته شود و از آن دست بردارد .

ب) اصل خاموشی : شرایط را طوری فراهم کنید تا کودک پس از هر بار انجام دادن آن رفتار پاداشی دریافت نکند .

ج) اصل تقویت رفتار مغایر : برای اینکه کودکی را از انجام دادن رفتار نامطلوبی باز دارید و رفتار نامطلوبی را جانشین رفتار نامطلوب او کنید رفتار دیگری را که با آن رفتار مغایر است , یا رفتاری را که نمی تواند آن را همزمان با آن رفتار نامطلوب انجام دهد , تقویت کنید .

د) اصل تقویت منفی : برای اینکه کودکی را از انجام دادن رفتاری نامطلوب بازدارید, ترتیبی بدهید که او با اصلاح کردن رفتار خود بتواند به موقعیتی که برای او ناخوشایند بوده است پایان دهد .

بخش سوم : به وجود آوردن یک رفتار تازه

الف) تقویت قدم به قدم اجزای یک رفتار (اصل شکل دادن : تقویت رفتارهای جزئی تر گام به گام در جهت رفتار

ب) سرمشق یا نمونه خوب (تربیتی بدهید که کودک کسی را که مورد علاقه , احترام یا توجه اوست در حال انجام دادن آن رفتار مشاهده کند .

ج) قرینه دادن برای رفتار مطلوب (ترتیبی بدهید که درست قبل از انجام دادن آن رفتار قرینه ای به او داده شود)

د) زمان و مکان مناسب برای هر چیز (اصل تمیز دادن به رفتار کودک زمانی پاداش دهید که متناسب با زمان و مکان مناسب عمل کرده باشد)

بخش چهارم

 الف) آموختن اجتناب از خطر (اصل اجتناب : برای اینکه اجتناب از موقعیتی خاص را به کودک بیاموزید آن موقعیت را همراه با موقعیتی ناخوشایند به او عرضه کنید )

تغییر دادن پاسخ های عاطفی 

ب) غلبه بر ترس و اضطراب (اصل کاهش ترس : برای کاهش ترس کودک در موقعیتی خوشایند زمانی که راحت , آسوده خاطر و خوشحال است تماس او را با آن شیء یا رویداد ترس آور به تدریج بیشتر کنید .

 

شیوه های اصلاحی رفتار کودکان و نوجوانان در فرهنگ اهل بیت(ع)

 

از اساسی ترین وظایف والدین و مربیان در امر تربیت و تعلیم که از حساسترین و ظریف ترین کارهائی است که آنان به عهده گرفته اند برخورد شایسته در مواجهه با لغزش ها و خطاهای کودکان و نوجوانان و اصلاح و تغییر رفتار نادرست آنان است. چرا که اگر این امر به غیر از کانال عقلانیت و شیوه های صحیح انجام شود چه بسا که ضربات جبران ناپذیری بر روحیات متربی خواهد گذاشت و در نتیجه مربی در امر تربیت ناکام خواهد ماند.

شخصی می گفت: من در دوران کودکی در یکی از مساجد مرتکب خطائی کودکانه شدم متولّی مسجد چنان برخورد خشن و ناشایستی با من کرد که بعد از چهل سال هنوز تلخی آن بر ذائقه ام سنگینی می کند و من به همین خاطر بهترین سالهای جوانی را به آن مکان مقدس نرفتم.این بخاطر همان شیوه نادرست برخورد با خطای کودکان و نوجوانان است.

در مقابل خاطره ای هم از مرحوم حاج آخوند ملاعباس تربتی در همین زمینه بخوانیم: استاد علی قندهاری می گوید: من از همان دوران نوجوانی شیفته حاج آخوند شدم. شبی در منزل ایشان مجلسی بود و چراغی بر سر در خانه آویزان کرده بودند. من و چند تن از نوجوانان کم سن و سال محله بر سبیل بازی و به اقتضای شور و شر نوجوانی مرتباً وارد دالان خانه می شدیم و سنگ می زدیم و فریاد می کشیدیم و در راهم می کوبیدیم و اهل خانه را عاصی کرده بودیم. شاید چراغ را هم شکسته بودیم. در یکی از دفعات ناگهان پیرمردی (حاج آخوند) از تاریکی دالان بیرون آمد و دست ما را گرفت و در حالی که علی رغم انتظار با مهربانی احوال ما را می پرسید به کسانی که در داخل منزل بودند رو کرد و گفت: این فرزندان من خیلی بازی کرده اند و خسته شده اند حتماً گرسنه هم هستند از آنها پذیرائی کنید که مهمان مایند.(1)

همچنانکه ملاحظه می شود رفتار شایسته با لغزش های یک نوجوان او را تا آخر عمر شیفته حاج آخوند تربتی کرده و شخصیت او را از همان نوجوانی تحت تأثیر شدید قرار داده است.

رفتار اصلاح گرایانه آن مرد الهی برگرفته از آموزه های تربیتی اهل بیت(ع) است. آنجا که علی(ع) از فرزندش امام حسن(ع) پرسید: فرزندم راه جلوگیری از لغزش ها چگونه است؟ امام مجتبی (ع) پاسخ داد: بدی ها را با نیکی از میان برداشتن.(2) با توجه به این حدیث در مقابله با لغزش ها و رفتارهای ناپسند کودکان باید از روش های صحیح استفاده نمود. مثلاً پرخاشگری یک کودک را نمی توان با خشونت اصلاح کرد یا مثلاً رفتارهای نادرست همانند: فرار از مسئولیت، دزدی، تقلب، ناسازگاری با دیگران، حسادت، دروغگوئی، کم رویی، خیالبافی، ترس، اضطراب و... دهها رفتار نامطلوب دیگر ممکن است در کودکان و نوجوانان مشاهده شود که می توان راههای نتیجه بخشی را با توجه به آموزه های اهل بیت(ع) در پیش گرفت.

بنابراین اگر ما از شیوه های صحیح تربیتی در موارد خطاها و لغزشهای کودکان و نوجوانان بهره گیریم می توانیم آنگونه که می خواهیم فرزندانمان را تربیت کنیم.

در این نوشتار سعی شده برخی از این شیوه های اصلاح رفتار در پرتو سیره و سخن اهل بیت(ع) به والدین و مربیان گرامی عرضه شود.

1ـ توجه به ریشه ها و عوامل ناهنجاری

والدین وظیفه شناس به خوبی آگاهند که هر معلولی علتی دارد و هر رفتار ناهنجاری که از فرزندان سر می زند، دارای ریشه و زمینه خاصی است. اگر بخواهیم معلولی را تغییر دهیم و رفتاری را عوض کنیم باید به علل و زمینه های آن توجّه کرد و ریشه ها و زمینه ها را از بین برد. مثلاً در ریشه های عصبانیت افراد، باید به پیش زمینه ها توجه کرد. گرسنگی، تشنگی، نگرانی، ترس و دهها عامل دیگر ممکن است در بدخلقی و تندخوئی تأثیر داشته باشد. ابن شهر آشوب می نویسد: روزی مردی شامی به مدینه آمده و هنگامی که با امام حسن مجتبی(ع) برخورد کرد بلافاصله شروع به لعن و نفرین به امام کرده و سخنان ناشایستی را به امام نثار کرد. حضرت در مقابل سخنان درشت وی سکوت کرد هنگامی که آن مرد عقده دلش را خالی نمودو خاموش شد امام با لبخندی ملیح و با لحنی آرام فرمود: ای مرد! گمان می کنم که

در این شهر غریب باشی و شاید هم مرا به اشتباه گرفته ای؟ حال اگر از ما رضایت بطلبی از تو راضی می شویم، اگر از ما چیزی بخواهی به تو می بخشیم، اگر راه گم کرده ای راهنماییت می کنیم، اگر گرسنه ای تو را سیر می کنیم، اگر لباس نداری تو را می پوشانیم، اگر نیازمندی ترا غنی می سازیم، اگر از جائی رانده شده و یا فراری هستی تو را پناه می دهیم، اگر خواسته ای داری برمی آوریم، اگر توشه سفرت را پیش ما آوری و مهمان ما باشی برای تو بهتر است و تا هنگام رفتن از تو پذیرایی می کنیم چون که خانه ما وسیع و امکانات مهمان نوازی ما فراهم است. آن مرد وقتی این برخورد کریمانه را از امام مشاهده کرد آثار شرم و حیا بر صورتش ظاهر شد و گفت: تا این لحظه شما و پدرتان منفورترین خلق خدا نزد من بودید و اکنون شما را محبوبترین فرد روی زمین می دانم.(3)

امام حسن(ع) در این ماجرا با دید تربیتی و روانشناختی به بررسی ابعاد قضیه می پردازد و علت عصیان و نارضایتی و تمرد آن فرد را جستجو می کند چرا که ممکن است: گرسنگی، تشنگی، برهنگی و نداشتن پوشاک مناسب، نیازمندی و فقر، خستگی، نداشتن امنیت، سردرگمی و از همه مهمتر احساس از دست رفتن شخصیت و نابودی عزّت و هویت افراد و...علت پرخاشگری و تمرد و فریادهای مخالف باشد.

هنگامی که مهمان به خانه می آید کودک از اوقات دیگر بیشتر شلوغ می کند و حرکات ناهنجار و ناشایست انجام می دهد، اگر کمی دقت شود علت واقعی این رفتار به شخصیت کودک برمی گردد. او وقتی احساس می کند پدر و مادر در آن لحظات تمام افکارشان به مهمان و پذیرائی از او صرف می شود و شخصیت و عزت نفس خود را در معرض خطر احساس می نماید برای همین می خواهد کمبود شخصیتش را جبران کند و توجه دیگران را به خود معطوف دارد. حضرت امام مجتبی(ع) در گفتاری حکیمانه با اشاره به ریشه لغزش ها و رفتارهای غلط افراد می فرماید: هلاک النّاس فی ثلاثٍ: الکبر و الحرص و الحسد؛ ریشه انحراف و گناهان که مردم را به نابودی می کشاند سه چیز است: غرور و خودخواهی، حرص و طمع، حسد.(4)

برای آگاهی بیشتر والدین و مربیان، برخی از علل و ریشه های لغزش در کودکان و نوجوانان را یادآور می شویم:

ناآگاهی از زشتی عمل، ناکامی،فقدان عزت نفس و احساس حقارت، ترس از مجازات بزرگترها، عدم اعتماد به نفس، محرومیت های اخلاقی و اجتماعی، اعمال روشهای نامطلوب و خشونت آمیز، بی توجهی والدین به مسأله تربیت اخلاقی و دینی، بی تفاوت بودن والدین در احکام دین و رعایت نکردن حلال و حرام، تأثیر عوامل فرهنگی بیگانگان، آزادی های نامحدود توسط والدین و مسئولین فرهنگی و تربیتی، عدم نظارت صحیح والدین به رفت و آمدهای خانوادگی، کنترل نکردن دوستان و روابط فرزندان، بد آموزی های وسائل ارتباط جمعی، بها ندادن به افراد تربیت یافته و درستکار، نقل کردن لغزش ها و انحرافات دیگر در حضور کودک (بدون اینکه توضیحی داده و عواقب خلاف کاری افراد خاطی را به جمع حاضر گوشزد کنیم) عادی جلوه دادن خلاف ها و ناهنجاری های جامعه و... می تواند زمینه ناهنجاری ها و رفتارهای نامطلوب را در کودکان و نوجوانان فراهم آورد.

امیر مؤمنان علی(ع) فرمود: «من کرمت علیه نفسه لم یهینها بالمعصیة؛(5) آن کس که بزرگی و کرامت نفس خود را باور داشته باشد آن را با گناه و خطا پست و ذلیل نخواهد کرد.»

این سخن مولای متقیان اشاره به ریشه خطا در نداشتن عزت نفس و روحیه خودباوری در فرد دارد.

2ـ یادآوری غیر مستقیم

برای اصلاح رفتار نادرست می توان آن را به طور غیر مستقیم مطرح نمود در این حالت علاوه بر اینکه احترام و شخصیت فرد خطاکار محفوظ مانده است اشتباه او هم به وی تفهیم می شود. این شیوه اصلاحی برگرفته از روش تربیتی قرآن و اهل بیت(ع) است.

امام صادق(ع) فرمود: بسیاری از خطابات قرآن به عنوان سرزنش پیامبر اکرم(ص) نازل شده است ولی مقصود دیگران بوده اند.(6)

خداوند متعال به پیامبر(ص) می فرماید: اگر پدر یا مادرت نزد تو به پیری رسیدند با

این در حالی است که رسول خدا(ص) پدر و مادرش را در دوران طفولیت از دست داده بود یا به حضرت عیسی(ع) می فرماید: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را به عنوان معبود غیر از خداوند انتخاب کنند!(8) در اینگونه موارد مقصود خداوند متعال دیگران هستند و پروردگار عالمیان به طور غیر مستقیم آنان را مورد خطاب قرار داده است. در سیره اهل بیت(ع) نیز شیوه یادآوری غیر مستقیم فراوان دیده می شود.

داستان آموزش وضو توسط حسنین(ع) به یک پیرمرد از طریق یادآوری غیر مستقیم صورت گرفت. آنان بدون اینکه به او جسارتی بکنند یا در مورد اشتباه وی سخنی به میان آورند خود وضوی کامل گرفته و او را به داوری طلبیدند و آن مرد به خطایش واقف شده و با جان و دل پذیرفت.(9)

 

3ـ تذکر شفقت آمیز

می توان خطاهای نوجوانان را در محیطی کاملاً دوستانه و بدور از خشونت و عصبانیت به آنان تذکر داد. قرآن کریم برخی از نصایح و مواعظ سودمند را از زبان دیگران بیان کرده است از جمله مواعظ پر بار جناب لقمان حکیم به فرزندش را نقل می کند.(10) امّا رعایت نکاتی تربیتی در امر نصیحت و موعظه ضرورت دارد:

الف ـ تا حد ممکن مخفیانه و در خلوت باشد. علی(ع) می فرماید: هر کس برادر دینی خود را مخفیانه موعظه کند او را آراسته ولی اگر آشکارا و در میان جمع عیوبش را متذکر گردد به شخصیت وی اهانت نموده است.(11)

ب ـ همراه با محبت و احسان باشد و همچنین فهرست عیبهای دیگری را پشت سرهم به فرد خطاکار نشمارد. سیره امام صادق(ع) در این زمینه راهنمای بسیار خوبی برای ماست. آن حضرت هنگامی که متوجه شد شقرانی(فردی گنه کار و شرابخوار) نمی تواند از دربار منصور دوانیقی سهم خود را دریافت کند به آنجا رفت و سهم شقرانی را گرفت و به وی تسلیم نمود. آن حضرت بعد از پرداخت وجه با لحنی ملاطفت آمیز و مهربان، خطای وی را به او گوشزد کرده و فرمود: کار خوب از هر کسی خوب است ولی از تو به واسطه انتسابی که به ما اهل بیت داری خوبتر و زیباتر است و کار بد از هر کسی بد است، ولی از تو به خاطر همین انتساب، زشت تر و قبیح تر است. امام صادق(ع) این جمله را فرمود و گذشت. شقرانی با شنیدن این جمله دانست که امام از سرّ او و گناهش آگاه است و از اینکه امام با این حال به یاری او شتافته و ابراز محبت نموده و با رفتاری کاملاً منطقی و پسندیده وی را به گناهش متوجه ساخت، شدیداً نزد وجدان خود شرمسار گشت و خود را ملامت نمود.(12)

ج ـ کوتاه، مختصر و ملایم: در نصیحت دادن و تذکر عیوب نوجوانان نباید طولانی سخن گفت و شیرینی و حلاوت نصیحت را از بین برد. امام کاظم(ع) فرمود: هر کس با سخنان زاید، شیرینی کلام خود را محو کند به نابودی عقلش اقدام نموده است.(13)

 

4ـ تقویت نیروی ایمان

تقویت نیروی ایمان و باورهای مذهبی کودکان تأثیر به سزائی در جلوگیری از خطاها و لغزشهای آنان دارد. این سخن حقیقتی انکارناپذیر است و در میان خانواده ها از دیرباز امری مسلّم و پذیرفته شده می باشد. تاریخ و تجربه نشان داده است افرادی که از اعتقادات عمیق مذهبی برخوردار بوده اند و به اصول و ارزشهای آن پایبندی خود را نشان داده اند معمولاً افرادی صالح و به دور از خطاها و مفاسد اجتماعی و انحرافات اخلاقی هستند. آنانکه به آیات قرآن، ایمان عمیق دارند و خود را در حضور خداوند عالمیان حس می کنند و به پیامهای آسمانی آن گوش دل می سپارند کمتر در معرض آلودگی ها و اشتباهات هستند. به همین جهت امام صادق(ع) فرمود: «بادروا احداثکم بالحدیث قبل ان یسبقکم الیهم المرجئه؛(14) نوجوانان خود را با احادیث و معارف ما آشنا کنید قبل از اینکه گروههای منحرف بر شما پیشی گیرند (و آنان را به انحراف بکشانند.) امام مجتبی(ع) نیز در مورد تأثیر آیات قرآن فرمود: در این قرآن چراغ های هدایت و شفای سینه هاست برای هر عارف صاحب بصیرتی شایسته است که در پرتو نور آن به قلب خویش جلا دهد و هر نکته سنجی را رواست که دل خویش را به توسط قرآن مهار کند و تفکر در آن حیات بخش قلب هاست و کسانی که به دنبال آن می روند، مانند کسانی هستند که در تاریکی ها به سراغ نور می روند.(15)

اساساً ایمان مذهبی و علاقه به اعتقادات دینی و فطرت انسانها نهفته است والدین و مربیان می توانند با پرورش آن و جهت دادن به فطریات نوجوانان در شکوفائی این حس درونی آنان را یاری کرده و کودک را در مسیر تربیت سالم قرار دهند.

یکی از بهترین راه های تقویت ایمان مذهبی، ایجاد جوی مذهبی و فضائی جذّاب در محیط زندگی و کودک و نوجوان می باشد. امام مجتبی(ع) هنگامی که به نماز برمی خاست بهترین لباسهای خود را می پوشید، پرسیدند: ای پسر رسولخدا! چرا در نماز بهترین و تمیزترین لباس خود را می پوشید؟ حضرت پاسخ داد: خداوند زیباست و زیبائی را دوست دارد و به همین جهت، من لباس زیبا برای راز و نیاز با پروردگارم می پوشم و پروردگارم دستور داده است که: زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد برگیرید.(16) دوست دارم زیباترین لباسم را بپوشم.(17) این رفتار تربیتی امام حسن(ع) نشان می دهد که باید فضای عبادت جذاب و دوست داشتنی بوده و برای کودکان و نوجوانان که ناظر آن هستند دلنشین و خوشایند باشد. آن حضرت به مربیان می آموزد که هنگام نیایش مذهبی باید آراسته بود و با چهره ای گشاده با فرزندان برخورد شود. تا آنان خاطرات خوشی از این لحظات معنوی داشته باشد.

5 ـ تأمین نیازهای مادی و معنوی

فرزندان نسبت به سنّ خویش نیازهائی دارند. گاهی این نیازها مادی و محسوسند که والدین با درک آنها در حدّ توان در رفع آن نیازها می کوشند. امّا مهمتر از آن نیازهای معنوی فرزندان از قبیل محبت، تکریم، باور کردن شخصیت و استقلال آنان و توجه به خواسته های درونی می باشد. در صورت تأمین نشدن این خواسته ها در وجود فرزندان خلأ و کمبود به وجود می آید. هر

در جنگ جمل علی(ع) سلاح خود را به محمد حنیفه داد که در خط مقدم جنگ شتر عایشه را که در قلب لشکر دشمن قرار داشت کشته و کانون فتنه را خاموش کند، امّا مدافعان و تیراندازان جبهه مخالف هیچگونه اجازه نفوذ برای محمد حنیفه را ندادند و او ناگزیر به مراجعت گردید. در این هنگام امام حسن(ع) با اجازه پدر به قلب دشمن تاخته و بعد از خاموش کردن کانون فتنه فاتحانه بازگشت.

محمد در این موقع از اینکه نتوانسته بود دستور پدر را اجرا کند احساس حقارت و شرمندگی کرد.

علی(ع) ک این خلأ روحی را در او مشاهده کرد محمد را مورد دلجوئی قرار داده و فرمود: پسرم! ناراحت نباش اگر حسن فتح کرد او پسر رسول خدا (ص) است ولی تو فقط پسر من هستی!(19) یعنی او از دو منبع شجاعت الهام گرفته امّا تو فقط از یک منبع.

 

6ـ شیوه منطق و استدلال

ممکن است برای اصلاح رفتار و تغییر روش های ناپسند، به دلیل و برهان عقلانی متوسل شویم. اگر ما به نوجوان خطاکار دلائل قانع کننده ای اقامه کنیم و او را از عواقب عمل زشت خود آگاه سازیم معمولاً از ما می پذیرد. امّا گاهی والدین بدون اینکه متوجه باشند و علت ناپسندی و غلط بودن رفتار نوجوان را به او توضیح دهند با تحکّم و استبداد می خواهند که او این عمل را ترک کند و بدون آگاهی دادن او را به تغییر رفتار وادار می سازند که معمولاً آثار خوبی هم ندارد و هیچگونه اصلاح و تغییری در رفتار متربی دیده نمی شود و گاهی خطای نوجوان شدت می گیرد.

علّامه بزرگوار شیخ جعفر کاشف الغطاء در زمینه اصلاح رفتار فرزند خویش از همین شیوه بهره می گرفت. او زمانی که احساس کرد پسر نوجوانش به سحر خیزی عادت ندارد و از خواب شیرین صبحگاهی دیر بیدار می شود در یکی از روزها قبل از اذان صبح کنار بستر پسرش آمد و او را بیدار کرده و گفت: پسرم برخیز! تا به حرم مولای متقیان علی(ع) مشرف شویم. نوجوان چشمان خواب آلوده اش را مالیده و گفت: شما بروید و من هم می آیم. پدر گفت: نه من ایستاده ام تا با هم برویم. نوجوان برخاست، وضو گرفت و به اتفاق پدر به سوی حرم مطهر روانه شدند. جلوی در حرم فقیری نشسته و دستش را به سوی مردم دراز کرده بود. پدر از پسر پرسید: فرزندم! این مرد برای چه در اینجا نشسته است؟ گفت: برای گدائی و دریافت کمک از مردم. پرسید: فکر می کنی چقدر از این طریق بدست آورد؟ گفت: شاید چند درهمی عایدش شود. پرسید: آیا مطمئناً این مبلغ را به دست خواهد آورد؟ گفت: به طور قطع و مسلّم نمی توان پیش بینی کرد، شاید مبلغی عایدش بشود و شاید هم دست خالی برگردد. پدر که زمینه را برای گفتن مطلب آماده دید، گفت: پسرم! ببین این مرد فقیر، برای به دست آوردن یک مقدار منافع دنیائی احتمالی که یقین به آن هم ندارد در این هنگام شب این جا آمده و دستش را دراز کرده است. در حالی که ما واقعاً به ثواب هایی که خداوند متعال برای سحرخیزی و عبادات تعیین فرموده است یقین کامل داریم و گفته ائمه اطهار(ع) را به طور حتم باور کرده ایم پس چرا در انجام آن سستی نشان دهیم!(20)

از منظر فرهنگ وحیانی اسلام نیز بهره گرفتن از منطق و استدلال عقلانی امری مطلوب است. خداوند متعال در آیات بسیاری برای بیداری و آگاهی دادن به مردم غفلت زده از عقل و اندیشه آنان بهره می گیرد. تفکر، تدبّر، تعقّل از جمله اصطلاحات قرآنی است که بارها در این کتاب آسمانی بعد از گوشزد کردن خطای گنه کاران به آنان یادآوری می شود. خداوند در سوره ملک از زبان گنه کارانی که به جهنم و هلاکت کشیده شده اند می فرماید: «و قالوا لو کنّا نسمع او نعقل ما کنّا فی اصحاب الصّعیر؛(21) می گویند: اگر ما سخن حق را می شنیدیم و یا اینکه می اندیشیدیم در میان اهل جهنم نبودیم. بنابراین متوجه کردن نوجوان خطاکار به تفکر و اندیشه در مورد عواقب اشتباه، می تواند در تغییر رفتار او تأثیر داشته باشد.

7 ـ تنبیه متناسب

تنبیه به معنای آگاه کردن است و هدف مربی از آن در برنامه های تربیتی، آگاه کردن فرد بر خطای خویشتن بوده و راه اصلاح آنرا در فرا روی وی قرار دادن است. در مواردی که پند و موعظه و آگاهی دادن به ضررهای لغزشها و سایر شیوه ها بی تأثیر باشد. می توان به عنوان آخرین شیوه برای تغییر رفتار از تنبیه مناسب با رعایت مراتب آن استفاده کرد. مرحله اول تنبیه توبیخ و تهدید است، البته تهدید باید طوری باشد که کودک و نوجوان آنرا جدّی تلقی کند و مربی قصد عملی کردن آنرا داشته باشد و گرنه نباید از آن سخنی به میان آید. اگر تهدید و توبیخ تأثیری نداشت با بی اعتنائی و قهر و غیره از عوامل بازدارنده می توان او را تنبیه کرد. مردی به حضرت موسی بن جعفر (ع) از لغزش و خطای فرزندش شکایت کرده و از آن حضرت راهنمائی خواست امام به وی فرمود: فرزندت را نزن و برای تنبیه و تأدیب وی از او قهر کن ولی مواظب باش قهر تو طولانی نشود.(22) تنبیه گاهی به عنوان عامل بازدارنده و در مواردی هم اگر بجا صورت پذیرد اثرات سازنده در برخواهد داشت در این صورت تنبیه علاوه بر اصلاح فرد خطاکار نسبت به دیگران جنبه عبرت آموزی نیز خواهد داشت. در صورتی که تنبیهات غیر بدنی مؤثر واقع نشد لازم می شود کودک یا نوجوان خطاکار تنبیه بدنی شود.

در آخر این نوشتار یادآور می شویم که به همراه اعمال شیوه های صحیح تربیتی و اصلاحی از نقش ارزنده دعا نباید غفلت ورزید چرا که در خواست اصلاح و راهنمائی برای کودکان و نوجوان از درگاه حق تعالی آثار و برکات فراوانی در زندگی آنان دارد. امام سجاد(ع) در دعای 25 صحیفه سجادیه برای تربیت صحیح و اصلاح رفتار فرزندان خویش اینگونه دعا می کند: اللّهم و منّ علیّ ببقاء ولدی و باصلاحهم لی و بامتاعی بهم؛ خدایا با بقای فرزندانم و اصلاح آنان و برخورداری من از آنان بر من منت بگذار. «و اجعلهم ابراراً اتقیاءً بصراء سامعین مطیعین لک ولا ولیائک محبّین منا صحین ولجمیع اعدائک معاندین و مبغضین، آمین؛ آنان را از نیکوکاران، پارسایان، تیزبینان، شنوای سخن حق و اطاعت کنندگان از خودت قرار ده و برای اولیای خودت عاشقان خیرخواه و از برای تمام دشمنانت آنان را ستیزه جو و کینه ورز گردان، خدایا دعایم را بپذیر.

پی نوشت ها:

1. فضیلت های فراموش شده، ص 33.

2. تحف العقول، ص 225.

3. مناقب، ج 3، ص 19.

4. بحارالانوار، ج 75، ص 111.

5. مستدرک الوسائل،ج 11، ص 339.

6. اصول کافی، ج 2، ص 63.

7. سوره اسراء، آیه 23.

8. سوره مائده، آیه 116.

9. بحارالانوار، ج 23 ص 319.

10. سوره لقمان، آیات 13 تا 19.

11. بحارالانوار، ج 75، ص 374.

12. همان، ج 47، ص 349.

13. کافی، ج 1، ص 17.

14. التهذیب، ج 8، ص 111.

15. کشف الغمه، ج 1، ص 573.

16. سوره اعراف، آیه 31.

17. وسائل الشیعه، ج 4، ص 455.

18. کنزالعمال، ج 16، ص 444.

19. مناقب، ج 2، ص 21.

20. تعالیم آسمانی اسلام، ص 128.

21. سوره ملک، آیه 10.

22. بحارالانوار، ج 23، ص 114.

23. مستدرک الوسائل، ج 18، ص 46.