azmoononline

تغییر رفتار ناپسند دانش آموزان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عنوان:

رهنمودهایی جهت تغییر

رفتارهای ناپسند دانش آموزان


 

مقدمه

- پیش از شروع درسی انتظارات خود از شاگردان را به طور مشخص بیان کنید.

- پیروی دانش آموزان از دستورالعملهای معلم را مورد تشویق قرار دهید.

- دانش آموزان را بخاطر درست نشستن تحسین کنید.

- استفاده از دست برای انجام فعالیتهای درسی را ستایش و تحسین کنید. (برای دانش آموزانی که دست به دهان می برند و ناخن و انگشت خود را می جوند.)

- دانش آموزانی که اظهار نظرهای درست و بجا می کنند تحسین کنید.

رهنمودهایی در زمینه رفتار معلم در کلاس

- برای تدریس آمادگی کافی داشته باشید و بدون طرح درس وارد کلاس نشوید.

- به هیچ عنوان بین شاگردان تبعیض قایل نشوید و نشان دهید که همه ی آنان برای شما یکسان اند و به سرنوشت آن ها علاقه مند هستید.

- چنانچه در جریان تدریس دچار اشتباه شدید، از اعتراف به آن نهراسید. موجب افزایش اعتماد دانش آموزان به شما می شود.

- توانایی فردی هر دانش آموز را در نظر بگیرید و کارهایی را که انجام آن ها از عهده فرد ساخته نیست به او محول نکیند

- از جدی بودن بیش از حد و در عین حال از شوخیهای بی مورد پرهیز کنید.

- اسامی شاگردان را به خاطر بسپارید و آنان را با اسم کوچک نام ببرید.

- همیشه و حتی الامکان به وعده های خود عمل کنید.

- به وضع جسمی و روانی دانش آموز توجه کنید و از میزان بینایی، شنوایی و سایر توانائیهای آن ها آگاهی حاصل کنید.

- انتظاراتی را که شاگردان از شما دارند در نظر بگیرید و به مشکلات آنان توجه کنید.

- به دانش آموزان احترام بگذارید و به عنوان تنبیه کسی را تحقیر و یا از کلاس بیرون نکنید.

- با برخی از دانش آموزان به طور خصوصی صحبت نکنید. زیرا باعث می شود دیگران احساس کنند معلم نسبت به آن ها بی مهر و علاقه است.

- دانش آموزان را به کم نمره دادن و مردود کردن تهدید نکنید.

- از تنبیه بدنی به هر صورت خودداری کنید.

- به دانش آموز بفهمانید بخاطر چه چیز او را تنبیه کرده اید.

- بعضی از رفتارهای ناپسند دانش آموزان در کلاس را نادیده بگیرید مانند بلند شدن از جا و ایستادن جا به جا شدن، راه رفتن در کلاس حرکت دادن میز و صندلی و یا نیمکت.

طرز برخورد معلمان با چند نوع از رفتارهای نامطلوب دانش آموزان

برخورد با پر حرفی:

اگر معلم بخواهد پر حرفی دانش آموزی را در جریان بحث گروهی کاهش دهد می تواند با او قرار بگذارد که در هر پنج دقیقه یک دقیقه اجازه صحبت خواهد داشت. معلم باید این مقدار صحبت کردن دانش آموز را تقویت کند اما پیش از آن را نباید تقویت کند. البته معلم باید مواظب باشد که حتما میزان معینی از حرف زدن دانش آموز را برای ادامه ی مشارکت او در بحث تقویت نماید، و مواظب باشد که او را از انجام این کار به کلی دلسرد ننماید.

بازیگوش و جا به جایی:

دانش آموزی که در کلاس اکثر وقتش را خارج از صندلی خود و به بازی گوشی و صحبت با این و آن می دگذارند با استفاده از روش تقویت رفتارهای مطلوب فرد این رفتار نامطلوبش را اصلاح کرد. برای این منظور باید همه ی رفتارهای مطلوب دانش آموز از جمله گوش دادن به حرفهای معلم، سوال کردن از معلم، نوشتن مطالب درسی، و رسم نقاشی را (بجز ترک کردن صندلی) مورد تقویت قرار دهیم.

خودنمایی و ایجاد سر و صدا

معلم می تواند، برای رفع مشکل سر و صدا خودنمایی یک دانش آموز، هر وقت او برای جواب دادن به سوال معلم از صندلی خود بر می خیزد و با سر و صدا می خواهد جواب سوال معلم را بدهد به او توجهی نکند و در عوض به دانش آموز دیگری که آرام در صندلی خود نشسته و تنها دستش را بلند کرده است اجازه جواب دادن به سوال را بدهد همچنین زمانی که همان دانش آموز نیز به همین نحو برای جواب دادن به سوال معلم با بلند کردن دست نوبت می گیرد معلم باید از او بخواهد تا به سوالی که پرسیده شده جواب دهد تا به این طریق رفتار مطلوب دست بلند کردن جانشین شلوغ کاری گردد.

خرد کردن کاغذ و ریختن در کلاس:

با استفاده از روش جبران کردن می توان این رفتار نامطلوب را اصلاح کرد مثلا معلم دانش آموزی را که کاغذ و خرده تراش مداد در کف اتاق می ریزد وا می دارد تا آن ها را جمع کند و در سطل زباله بریزد. و یا دانش آموزی را که پس از تذکرات مکرر باز هم به ریختن خرده کاغذ و خرده تراش مداد به کف کلاس درس ادامه می دهد وا می دارد نه تنها آشغالهایی را که خود ریخته تمیز کند بلکه تمام کف اتاق را نیز جارو بکشد.

دانش آموزی که املای کلمه ای را غلط می نویسد یا شعری را به طور درست از حفظ نمی گوید معلم از او می خواهد تا چند بار از روی آن بنویسد در واقع استفاده از همان روش جبران است.

دانش آموزان از معلمان خود چه می خواهند؟

1- نسبت به همه ی شاگردان کلاس خود بی طرف باشد.

2- صبور باشد

3- فراتر از توانایی معمول و وظیفه خود به شاگردان ضعیف کمک کند.

4- با ملاحظه و منصف باشد.

5- کل کلاس را به خاطر یک شاگرد ضعیف تنبیه نکند

6- اشتباه خود را بپذیرد

7- هرگز عصبانی نشود

8- در صورت در خواست توضیح و پاسخ بیشتر و بهتر بتواند آن را ارائه دهد.

9- مسایل پیچیده و مشکل را به سادگی مطرح کند.

10- هرگز به خود اجازه ندهند که کلاس با ترس و وحشت کنترل و اداره شود

11- در کلاس به خواب نرود

12- از موضوع مورد بحث خود اطلاع کامل داشته باشد.

البته نکاتی هم هستند که در بعضی مواقع با راهنمایی مدیران و معلمان توسط والدین در منزل در قابل دانش آموزان باید مراعات شود

عواملی که نظم کلاس را بر هم می زنند

این عوامل را به دو دسته کلی می توان تقسیم کرد عواملی ناشی از رفتار معلم و عوامل ناشی از مشکلات عاطفی و رفتاری دانش آموزان.

عوامل ناشی از رفتار معلم: در بررسی های انجام شده رفتار های زیر در رابطه با برخورد معلمان با دانش آموزان مشاهده شده است:

تحقیر دانش آموز، اجرای مقررات خشک و افراطی تنبیه غیر منطقی، توجه خاص به عده خاصی از دانش اموزان و عدم توجه به سایرین، تشویقات مبالغه آمیز و مکرر، صحبت خصوصی با برخی از دانش آموزان، عدم توجه به اختلافات فردی دانش آموزان، عدم توجه به کوششهای دانش آموزان، تهدید به کم نمره دادن، بد اخلاقی و غیره.

عوامل ناشی از رفتار دانش آموزان: انواع رفتارهای زیر که موجب بر هم خوردن نظم کلاس و در نتیجه اخلال در آموختن می شود از دانش آموزان دوره ابتدایی مشاهده می شود.

الف- رفتارهای حرکتی: بلند شدن از جای خود- ایستادن- دویدن- جستن- پریدن، راه رفتن در کلاس، روی میز رفتن، جا به جا کردن میز و نیمکت و غیره.

ب- رفتارهایی که موجب تولید صدا می شوند: تولید صدا با کوبیدن مداد و غیر روی میز و اشیا دیگر، تولید صدا با دست تولید صدا با پا کوبیدن پا به زمین، تولید صدا با کاغذ، ورق زدن کتاب و دفتر، انداختن اشیا و غیره.

ج- رفتارهای تهاجمی: قاپیدن اشیاء (کتاب، قلم، دفتر) از دیگران، انداختن کتاب بغل دستی، نابود کردن اشیاء دیگران، مشت زدن، با پا زدن، هل دادن، سیلی زدن، با اشیا زدن، پرت کردن اشیا به دیگران، گاز گرفتن، کشیدن مو، چنگ زدن به صورت.

د- رفتارهای مربوط به تغییر جهت: برگرداندن سر برای نگاه کردن به دیگران نشان دادن اشیا به دیگران توجه توجه به بغل دستی.

هـ- رفتارهای کلامی نابجا: بی اجازه ی معلم جواب دادن، اظهار نظر کردن بدون اینکه سوال شده باشد صدا کردن معلم، گریه کردن، جیغ کشیدن، آواز خواندن، بلند خندیدن، بلند سرفه کردن، سوت کشیدن، گفتگو با دیگران به هنگامی که معلم خواسته است سکوت برقرار باشد.

و- بی اعتنایی: بی توجهی به سوال یا دستور معلم، انجام کاری متفاوت با آنچه از او خواسته شده است، بازی کردن با مداد، گچ و غیره به جای انجام تکالیف درسی

ز- وضعیتهای نادرست بدنی: درست نشستن مانند روی پا نشستن و کج نشستن، ایستادن روی نیمکت به جای نشستن

ح- رفتارهای ناشی از ناراحتیهای جسمی و عصبی: جویدن انگشت و ناخن، جویدن لب، جویدن مداد و غیره، تکان دادن پا به هنگام نشستن، حرکت دادن سر و گردن، تیکهای مختلف، کند بودن در خواندن و انجام تکالیف کمی دید چشم، سنگینی گوش و غیره.

ط- رفتار قدرت طلبانه: بلند خواندن کتاب برای خود و یا دیگران، تقلید نقش معلم، انجام ندادن تکالیف درسی

رهنمودهایی برای برقراری انضباط در کلاس و رفع مشکلات رفتاری دانش آموز

برای رفتار مورد انتظار در کلاس قواعدی در نظر بگیرید تا دانش آموزان از انتظاراتی که از آنان دارید مطلع شوند اما با وضع اینگونه قواعد و مقررات انتظار تغییری فوری در کلاس نداشته باشید.

- بهتر است مقررات وضع شده را به طور واضح و با خط درشت روی مقوا بنویسید و در محل مناسبی در کلاس نصب کنید.

- قواعد و مقررات را صریح و روشن و کوتاه بیان کنید تا به آسانی قابل حفظ کردن باشد.

- تعداد پنج تا شش قاعده کفایت می کند زیرا دانش آموزان نمی توانند تعداد بیش از این را به خاطر بسپارند.

- تذکرات را به صورت مثبت بیان کنید مثلا به جای اینکه تذکر دهید که «با بغل دستی حرف نزنید» متذکر شوید که «موقع تدریس آرام و ساکت بنشینید» زیرا هدف آن است که اعمال مثبت تقویت شود.

عوامل مخل برقراری ارتباط در کلاس درس

عوامل مخل مربوط به پیام دهنده (معلم): معلم ممکن است با مشکلاتی از این قبیل که در برقراری ارتباط با شاگردان اخلال ایجاد می کند مواجه باشد نارسایی صدا، نامفهوم بودن بیان، بی حوصلگی و کسالت، داشتن لهجه، ضعف شنوایی و بینایی، عدم آشنایی کافی با اصول و فنون معلمی، عدم تسلط کافی به مطالبی که تدریس می کند و غیره.

عوامل مخل مربوط به پیام گیرنده (دانش آموز): دانش آموزان هم ممکن است مشکلاتی از این قبیل داشته باشند. مشکلات روانی و شخصیتی از قبیل حواس پرتی، نگرانی و اضطراب، کمرویی و خودنمایی، ضعیف بودن در درس، ضعف بینایی و شنوایی، مشکل بیان و غیره.

عوامل مخل مربوط به پیام: خود پیام ممکن است مبهم و نارسا، بسیار مشکل و یا بیش از حد آسان باشد، همچنین ممکن است پیام مطابق با ذوق و علاقه ی دانش آموزان تهیه و تنظیم نشده باشد.

عوامل مخل مربوط به وسایل و محیط: ممکن است وسایلی که معلم قصد استفاده از آن را دارد خراب باشد به عنوان مثال اگر معلم طبق طرح درس قرار است از ضبط صوت استفاده کند و این دستگاه درست کار نکند، در کار معلم اخلال ایجاد می شود همچنین ممکن است محیط داخل و خارج از کلاس در کارتوریس اخلال ایجاد کند به عنوان مثال صدای زیادی بخاری یا کولر در داخل کلاس ایجاد مزاحمت و اخلاق می کند. و عوامل محیط خارج از کلاس، مانند سر و صدای شاگردان در حیاط مدرسه، صدای بوق و موتور اتومبیلها، قطارها و غیره مانع از برقراری ارتباط در کلاس درس می گردد.

3- مهارت تمرکز بخش:

یکی از وظایف مهم معلم این است که عوامل مخل را با مهارت های ویژه ای بر طرف سازد چند نمونه از فنونی که برای جلب توجه دانش آموزان و تمرکز بخشیدن به حواس آن ها به کار می رود معرفی می شود:

الف- توجه به نقش صدا و بیان معلم به هنگام تدریس: بدیهی است صدای جالب و مناسب با موضوع درس، صدای صمیمی، دلچسب و دوستانه در مقایسه با صدای خشن، تند، گوش خراش، نامفهوم در امر یادگیری و جلب توجه دانش آموزان نتیجه ی یکسان نخواهد داشت صدا نقش موثری در ایجاد بین معلم و دانش آموز دارد که توجه به آن میزان بهره گیری از فرآیند آموزشی را افزایش می دهد.

يكي از اركان اساسي رشد و توسعه ي اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي كشورها ، آموزش و پرورش است . آموزش و پرورش داراي دوره هاي آموزشي مختلفي است و مهمترين ، حساس ترين و اساسي ترين دوران آموزشي ، دوره ي آموزش ابتدايي است . آموزش و پرورش ابتدايي به طور كامل شامل دانستنيهاي مقدماتي براي ورود به زندگي اجتماعي بوده و تعليمات ابتدايي عبارت از تعليم نكات مقدماتي موضوعات مختلف در تعليم و تربيت است . بي شك پايه ي اول ابتدايي در آموزش دوره ي ابتدايي از بالاترين حساسيت و اهميت برخوردار است ، چرا كه اساس و شالوده ي شخصيت فكري و اجتماعي فرد در آن بنيان نهاده مي شود . اكنون كودكان در سنين شش سالگي پاي به دبستان مي گذارند و خواندن و نوشتن رسمي را آغاز مي كنند ، با توجه به خصوصيات و ويژگي هاي كودكان در اين سنين ، تدريس در كلاس اول ابتدايي ويژگي هاي خاصي را مي طلبد تا آموزگار بتواند كودكان را به درس و تحصيل علاقه مند سازد و به سوالات كنجكاوانه ي آنان پاسخي مطلوب دهد و استعدادهاي بالقوه آنان را به بالفعل تبديل سازد .

حضرت علي (ع)در اين مورد مي فرمايد : آموزش به كودك ، چون نقش بر سنگ نهادن است . لذا يك معلم كلاس اول ابتدايي ، بايد در درجه ي نخست به خصوصيات كودكان 6 يا 7 ساله كاملاً واقف باشد تا بتواند بر اساس آن روش هاي تدريس خود را تنظيم و مطالب را با توجه به اهداف كلي تعليم و تربيت براي كودكان تفهيم كند .

خصوصيات كودكان 6 يا 7 ساله :

 اين كودكان ، اكثراً داراي خصوصياتي به شرح زير هستند :

1 از نظر رشد جسمي به محركات خارجي پاسخ مي دهند .

2 اندامهاي حسي و حركتي خود را با مهارت به كار مي برند .

3 - براي شركت در بازي هاي گروهي ، زبان مشترك دارند .

4 از چهارچوب خانواده جدا شده ، به نظريه هاي متفاوت ديگران پي مي برند و تا آنجايي كه مي توانند ، خود را به جاي ديگران تصور مي كنند .

5 كنجكاوي آنان به صورت جستجويي جهت دار و هدف دار در آمده و خودبيني آنها تعديل شده است .

6 پيوندهاي عاطفي آنان بي آنكه سستي پذيرفته باشد ، معقول تر شده است .

7 كم كم به اصول حاكم در طرز تفكر بزرگان پي برده و به ضرورت هاي فكر منطقي گردن مي نهند .

8 با زندگي گروهي آشنا شده و مي توانند براي بهره مندي از مصاحبت هاي ديگران به گذشت هايي تن در دهند .

ويژگي ها و صفات خاص آموزگاران پايه ي اوّل ابتدايي

بعد از آشنايي معلمان با خصوصيات كودكان ، شرايط ، ويژگي ها و صفات خاصي نيز از آموزگاران پايه اول ابتدايي انتظار مي رود ، كه اهم آن عبارت است از :

1 هنر شريف معلمي را صرفاً از روي علاقه انتخاب كرده باشد .

2 داراي روحيه ي خوبي بوده و از سلامت جسمي و توانايي كافي برخوردار باشد .

3 فردي مهربان ، گشاده رو ، داراي وضع ظاهري مورد توجه و داراي رفتار دوستانه باشد و كودكان را درك كند .

4 در حد امكان متاهل و داراي فرزند باشد تا بتواند احساسات كودكان را بيشتر و بهتر درك كند .

5 صبر و حوصله ي وافري داشته باشد و مشكلات شخصي و خانوادگي خود را در كارش دخالت ندهد .

6 از اصول تعليم و تربيت آگاهي داشته و تنها ، توجهش به سوي يك كودك يا يك مسئله

معطوف نشود ، بلكه قادر باشد بر كل كودكان و مسايل ديگر هم نظارت داشته باشد .

7 در خصوص امور خانوادگي نوآموزان و خصوصيات آنها آگاهي داشته باشد تا از اين طريق ، كار تربيت او ، آسان تر صورت بگيرد .

8 در باره ي مسائل ايمني ، بهداشت ، تغذيه ي كودكان و مخصوصاً امراض مسري اطلاعاتي داشته باشد .

9 از رشد عقلاني ، عاطفي ، وضع جسماني و رفتار اجتماعي كودكان نيز معلوماتي داشته باشد .

10 داراي خلاقيت و نوآوري در كارش بوده و اطلاعات كافي در زمينه ي علوم و رياضيات به زبان ساده و ادبيات كودكان و هنرهاي خاص كودكان داشته باشد .

11 به روش هاي صحيح آموزش خواندن و نوشتن و حساب كردن كاملاً مسلط بوده و به اين كه كودكان با توجه به رشد عاطفي و رواني خود دروس مختلف را با كدام روش بهتر ياد مي گيرند ، آگاهي داشته باشد .

شناسايي كودك و تبديل كلاس به محيطي شاد

اولين رمز موفقيت معلمان در پايه ي اول ابتدايي ، شناسايي كودكان از نظر ويژگي هاي ذهني ، رواني و خانوادگي و پي بردن به تفاوت هاي فردي در بين آنان است كه بنا بر اهميت موضوع ، بزرگان تعليم و تربيت نيز بر آن تاكيد كرده اند . روسو ، در آثار تربيتي خود ، كراراً اين مسئله را يادآور شده و كلاپارد نيز ضمن تاييد نظريه ي روسو ، مقايسه اي را  بين معلم و باغبان به عمل مي آورد و اظهار مي دارد : " همان طور كه باغباني و گلكاري بر مبناي شناخت گياهان و گلها انجام مي شود ، تعليم و تربيت نيز بايد بر مبناي شناسايي كودك پي ريزي شود . "

بعد از مسئله ي شناسايي كودك ، موضوع حائز اهميت در اين پايه ، تبديل كردن كلاس و محيط آموزشي به محيطي شاد و مورد پسند دانش آموزان است . زيرا كودكاني كه تازه از محيط خانواده جدا شده و پا به يك محيط جمعي نهاده اند ، همواره دستخوش فشارهاي رواني و اضطرابهاي حاصل از اين جدايي هستند و چنان كه مي دانيم اضطراب و فشارهاي رواني ، فعاليتهاي ذهني و قدرت يادگيري بچه ها را كاهش مي دهد . بنابراين ، اگر ما بتوانيم محيطي را كه براي كودك خوشايند و مطلوب بوده و توام با شادي هاي لذت بخش كه اقتضاي سني كودك است ، را با برخوردهاي آگاهانه و ملاطفت آميز خويش ، فراهم آوريم ، باعث بوجود آمدن آرامش رواني ، انبساط خاطر و بالا بردن توان يادگيري و افزايش سازگاري كودك و كلاً برخورداري از احساسات خوشايند نسبت به كلاس و محيط مدرسه و معلم خواهيم شد و زمينه هاي شكوفايي استعدادهاي پنهان آنان را هموار خواهيم ساخت ولي مسئله ي مهم در اينجاست كه چگونه بايد اين محيط را بوجود بياوريم ؟ مهمترين شرط فراهم آوردن چنين محيطي ، رعايت مسئله ي تصبي ( خود را به كودكي زدن ) و دانستن زبان كودكي است :

چونكه با كودك سرو كارت فتاد                                           

 پـس زبـان كودكي بايد گشـاد

اين شعر در واقع برگرفته از فرمايشات پيامبر بزرگوار اسلام است كه فرموده اند : من كان عنده صبي فليتصاب له ، " كسي كه كودك نزد اوست ، بايد با او رفتار كودكانه در پيش گيرد ."

حال ما بايد بدانيم زبان كودكي كه اين همه به آن سفارش شده و در باره ي آن تاكيد مي شود ، چيست ؟ زبان كودكي در واقع همان گفتار بي پيرايه و ساده أي است كه كودكان با يكديگر حرف مي زنند ، همان زبان مخصوصي است كه عاري از هر گونه پيچيدگي ها و غوامض است . همان زبان مخصوصي است كه در صورت تسلط معلم بر آن ، ديوارهاي فاصله بين معلم و شاگردان از بين خواهد رفت و شاگردان با تمامي وجود خويش ، معلم را تا اعماق جانشان پذيرا خواهند بود . تسلط بر چنين زباني كه يك دنيا معني و مفهوم در آن نهفته است ، داشتن شرايط بسياري از جمله : آگاهي از جريانات رشدي فراگيرنده ، عاشق بودن و داشتن سوز معلمي به معناي واقعي آن ، دانا بودن به احوال كودك ، داشتن صداقت و صميميت ، داشتن ثبات عاطفي و شناخت و درك كودك ، داشتن صبر و حوصله ي فراوان و خودشناسي و خودآگاهي و شناختن احساسات و افكار و انتظارات خود نسبت به كودك است كه در اين راه ، داشتن تخصص و تجربه ، و طي كردن مدارج تحصيلي و استفاده ي بهينه از يافته هاي نوين آموزشي از ضروريات است .

الگو پذيري كودكان در پايه ي اول ابتدايي

در فرايند شكل گيري شخصيت كودكان ، بيشترين نقش متوجه الگوهاي رفتاري است ، چرا كه يادگيري ، اساس رفتار آدمي را تشكيل مي دهد . يادگيري هاي غيرمستقيم ، ضمني و يا مشاهده أي ، پايدارترين و موثرترين يادگيري ها محسوب مي شوند و در اين ميان ، مهمترين نقش بر عهده ي الگوهاي رفتاري است . به عبارت ديگر ، از آنجايي كه تقليد و همانند سازي يكي از مهمترين روش هاي يادگيري در كودكان است ، بنابراين هر قدر الگوهاي رفتاري در نزد كودكان نيز از شخصيت  محبوبتري برخوردار باشد ، رفتارهاي كلامي و غيركلامي آنها بيشتر مورد توجه واقع مي شود . بر كسي پوشيده نيست كه معلم پايه ي اول ابتدايي ، الگوي مناسب و لايقي در نزد كودكان است ، و رفتار ، گفتار ، حالات و تمامي افعال معلم حكم تابلوي جهت دهنده به كودك را داراست و كودك ، مقلد محض معلم است و معلم با قدرت عمل شگفت آور خود ، مي تواند عمق وجود كودك را تسخير كند .

آموزگار پايهي اول ابتدايي ، بايد سوز تربيت و انسان سازي داشته و الگويي نمام عيار و شايسته از جميع جهات بوده و تجسم عيني گفته هايش باشد و بين گفتار ، رفتار ، و حالات او تفاوتي احساس نشود ، چرا كه دانش آموزان بي آلايش پايه ي اول ، بر اساس الگوگرايي رفتار ، تمامي حركات معلم را در عمق وجود خويش حكاكي مي كنند و كمالات معلم را در رفتار و كردار خود مجسم مي سازند .

كاربرد روش هاي تغيير رفتار در پايه ي اول ابتدايي

كارل راجرز يكي از محققان مسايل آموزشي معتقد است : معلم بايد كودك را بپذيرد ، هر چند كه نمي تواند رفتار او را بپذيرد . تغيير رفتار ، يكي از تدابير حاصل از يافته هاي علم روانشناسي ، بويژه روانشناسي يادگيري است كه در موقعيت هاي مختلف عملي از جمله در آموزش و پرورش به كار گرفته شده و اثربخشي آن به اثبات رسيده است . بنابراين آموزگاران پايه اول ابتدايي ، با در نظر گرفتن موقعيت هاي مختلف رشد اجتماعي و اخلاقي كودكان ، مي توانند از اين روش براي اصلاح و درمان ناهنجاريهاي رفتار كودكان ، مشكلات عقب ماندگي تحصيلي و ناسازگاري آنان استفاده كنند و رفتارهاي سالم ، خالص و مفيد را در آنان افزايش دهند . مطالعات نشان داده است كه بعضي رفتارها از قبيل دزدي هاي كوچك در بين بچه هاي كلاس اول ، دروغگويي در سنين قبل از دبستان ، ناسزا گفتن و بي توجهي به سر و وضع و كار در مدرسه ، اغلب به اين خاطر صورت مي گيرد كه كودكان ياد نگرفته اند چگونه نيازهاي خويش را با شيوه هاي پخته برآورده كنند . لازم به تذكر است كه در روش هاي تغيير رفتار ، استفاده از تقويت ، تعيين مقدار تقويت ، استفاده از توجه و ستايش معلم ، سرزنش هاي ملايم و سرمشق گيري بايد مدنظر قرار گيرد .

چگونگي تدريس دروس ، بخصوص رياضيات و علوم با توجه به ويژگي هاي رشد عقلي و ذهني در پايه ي اول ابتدايي

با ورود به دبستان ، كودك پا به سن عقل و دانايي مي گذارد . او آماده مي شود تا واقع بينانه فكر كرده و از خود مركزي خارج شود . او كم كم به دانش خود ، آگاهي پيدا مي كند و مي فهمد كه تصورات او از عالم خارج ، با آن چه در واقع وجود دارد ، گاهي اوقات متفاوت است . كودك به تدريج از نظريات ديگران آگاه مي شود . تفكر كودك در اين مرحله ، از عينيت گرايي خاصي برخوردار است ، لذا درك واقعيت ها بدون آنكه از قدرت تفكر تجريدي برخوردار باشد ، همه چيز را به شكل عيني تغييرناپذير و جزمي تصور مي كند . بالاخره در اوايل اين مرحله از زندگي است كه كودك ارتباط جنبه هاي مختلف اشياء و ابعاد آنها را با يكديگر شروع مي كند و به عبارت ديگر ، آنچه را كه پياژه اصل عدم تغيير ناميده در مي يابد . لذا معلمان پايه اول ابتدايي ، با واقف شدن به اين امر كه كودكان در اين سن ، از نظر رشد در مرحله ي تفكر عيني بوده و هنوز به مرحله ي تفكر انتزاعي نرسيده اند ، بايد دروس اين پايه خصوصاً رياضيات و علوم را ، تنها از راه تجارب عيني و عملي و با استفاده از محسوسات و آزمايش هاي مجسم و نيمه مجسم به كودكان آموزش دهند . زيرا يادگيري اصول و مفاهيم رياضي و علوم براي كودكان در اين دوره ، به صورت مجرد و انتزاعي امكان پذير نيست . البته تذكر اين نكته هم ضروري است كه در استفاده از آزمايش ها ، دانش آموزان نيز بايد دخالت داده شده و تنها نظاره گر صحنه نباشند ، چون يادگيري به معناي واقعي ، هنگامي صورت مي گيرد كه دانش آموزان شخصاً محيط را دستكاري كنند ، به مشاهده بپردازند ، شرايط را تغيير دهند و نتايج تغييرات را مشاهده و درك كنند .

چگونگي انتخاب تكليف شب در پايه ي اول ابتدايي

تكليف شب براي دانش آموزان پايه ي اول ابتدايي از اهميت به سزايي برخوردار است . پاره أي از انديشمندان در اين مورد ، منكر كارايي تكليف شب مي شوند و آن را فشاري بر رشد شخصيت كودك مي دانند و عده أي نيز بر اثرات مثبت تكليف شب تاكيد مي كنند و اثرات آن را بر فعاليتهاي غيردرسي و يادگيري دانش آموزان خاطرنشان مي سازند و معتقد هستند كه انجام تكاليف درسي يا مشق شب ، در صورتييك جريان مكمل كمك آموزشي است كه بر اساس برنامه ي رسمي آموزش و پرورش و با هدايت آموزگاران توسط دانش آموزان انجام شود . اگر ما چگونگي تكليف شب در پايه ي اول ابتدايي را بررسي كنيم ، پي مي بريم كه اكثراً رونويسي از دروس را به عنوان تكليف تعيين مي كنند و تاسف بارتر آن كه ، بعضي اوقات از تكليف شب ، به عنوان حربه أي براي تنبيه استفاده مي شود . بنابراين ضروري است كه تحولي منطقي در تعيين تكليف شب براي دانش آموزان پايه ي اول ابتدايي صورت پذيرد و با وقوف به اين امر كه مدت انجام تكليف براي دانش آموزان پايه ي اول ابتدايي 20 دقيقه است ، اين تكاليف بايد كوتاه ، آگاهانه ، پرمحتوا و متنوع تعيين شده و خارج از استطاعت جسمي و رواني آنان نباشد و از همه مهمتر ، انجام آن براي دانش آموزان جنبه ي داوطلبانه داشته باشد .چون به تجربه ثابت شده است كه دانش آموزان از انجام تكاليف به طور داوطلبانه استقبال شايان توجهي مي كنند . علاوه بر اين ، تكاليف درسي بايد توسط آموزگار مربوطه ، به دقت مورد بررسي و تصحيح قرار گيرد . در چنين صورتي است كه اين امر مي تواندنقش ارتباطي موثر و سازنده اي بين خانه و مدرسه ، اولياي دانش آموز و آموزگار و نيز رشد شخصيت و اعتماد به نفس دانش آموز داشته باشد .

معلمان راهنما و پايه ي اول ابتدايي

اگر ما اصطلاح معلمان راهنما را به همان رهبران آموزشي اطلاق كنيم ، بايد خاطرنشان سازيم كه وظيفه ي اصلي آنان ، بهتر ساختن وضع آموختن كودكان است . در اين راستا ، معلمان راهنما بايد ضمن متخصص بودن در رشته هاي درسي، از دانش و توانايي هاي قابل ملاحظه اي در زمينه هاي تدريس و برنامه ريزي و يادگيري نيز برخوردار باشند و همواره سعي در دست يابي به شيوه هاي جديد تدريس ، شيوه هاي نوين ارزشيابي و يافته هاي تازه  علمي و استفاده ي بهينه از آنها و همچنين انتقال آنهابه معلمان براي شكوفايي امر تعليم و تربيت باشند . ولي متاسفانه گاهي ديده مي شود كه معلمان راهنما ، به علت عدم تخصص كافي ، از مسئوليت خطير خود بي خبر هستند و بدون توجه به مسايل متعلم و معلم در يك نظام آموزشي ، فقط به بازديدهاي سطحي اقدام به ارزشيابي از دانش آموزان نيز مي كنند و بدون توجه به اين امر خطير كه دانش آموزان پايه ي اول ابتدايي از شرايط خاصي برخوردار هستند و به طور كلي كمتر كسي را به جاي معلم خود مي پذيرند و قبول دارند و ممكن است به علت احساس غربت و عدم صميميت و آشنايي با معلمان راهنما در مقابل سوال آنها ، سكوت اختيار كنند ، بعضي مواقع زحمات معلمان دلسوز اين پايه را زير سوال مي برند . لذا به جاست كه معلمان راهنما و ديگر مسولان كه قصد بازديد و بررسي ميزان پيشرفت تحصيلي دانش آموزان پايه ي اول را دارند ، حتماً بايد از شرايط خاص دانش آموزان اين پايه ، از تمامي جهات مطلع بوده و به شيوه هاي نوين ارزشيابي نيز مسلط باشند .

موارد ديگري كه در پايه ي اول ابتدايي حايز اهميت بوده و به طور گذرا مي توان به آن اشاره كرد ، عبارتند از :

1 لزوم رعايت دستورالعمل وزارتي در ارتباط با چگونگي انتخاب معلمان پايه ي اول ابتدايي ، كه متاسفانه به علت عدم پيگيري مسئولين ذيربط ، اين دستورالعمل آنچنان در مدارس به اجرا در نيامده است .

2 لزوم ادامه ي سنجش آمادگي كودكان براي ورود به دوره ي آموزش عمومي و ملاك قرار ندادن سن تقويمي آنان و رفع معضلات و مشكلات مربوط به تشكيل كلاس هاي خاص كودكاني كه در اين سنجش ، ملاك هاي لازم براي حضور در كلاس هاي عادي دوره هاي آموزش عمومي را كسب نمي كنند .

3 تقويت بيش از پيش آموزش قبل از دبستان و دوره هاي آمادگي خصوصاً در مناطق دوزبانه

4 لزوم حذف بيست گرايي از روش هاي كاري معلمان پايه ي اول ابتدايي كه عواقب نامطلوبي را در روند آموزشي و آينده ي دانش آموزان ايجاد مي كند .

5 لزوم ايجاد زمينه هاي لازم براي پرورش خلاقيت و ذوق كودكان ، و پرورش حس زيباشناسي و همچنين بيشتر بها دادن به كلاس هاي هنر و استفاده از سرودهاي مورد علاقه  بچه ها براي ايجاد تنوع در محيط آموزشي و تفهيم بهتر مسايل درسي

6 لزوم ارائه ي شيوه هاي نوين تشويق دانش آموزان و تربيت بدون تنبيه از سوي كارشناسان ذيربط براي به كارگيري در پايه ي اول ابتدايي

7 ضرورت آشنايي كامل با شيوه هاي نوين ارزشيابي از دانش آموزان

8 لزوم برقراري فوق العاده ي سختي كار براي آموزگاران پايه ي اول ابتدايي