azmoononline

مهارت های روانی


مهارت اجتماعی مجموعه رفتارها آموخته شده ای است که فرد را قادر می سازد با دیگران رابطه اثر بخش داشته واز واکنش های نا معقول اجتماعی خودداری کند. همکاری ، مشارکت با دیگران ، کمک کردن ، آغاز گر رابطه بودن ، تقاضای کمک کردن ،تعریف و تمجید از دیگران و قدر دانی کردن ،مثالهایی از این نوع رفتار است.(رهبری ،1381)
تحقیقات نشان داده است در طول سالهای مدرسه 10تا15درصد همه کودکان به وسیله همسالان خود طرد می شوند که این خود باعث به و جود آمدن مشکلاتی مانند فرار از مدرسه ،عدم پیشرفت تحصیلی ،پرخاشگری ،جرم و جنایت می شود.
در حال حاضر بسیاری از محققان اتفاق نظر دارند که مهارتهای اجتماعی آموختنی هستند زیرا کودکانی که در محیط های نامناسب بزرگ شده اند از لحاظ اجتماعی رفتارهای نامعقول دارند و قادر به تکلم موثر و مفید نمی باشند.با توجه به این مسائل دست اندر کاران تعلیم و تربیت نقش مهمی در طراحی برنامه های آموزشی مهارتهای اجتماعی بهره گرفته و با استفاده از تجارب خود و همچنین تئوری های مطرح شده در این حوزه برنامه های مربوط به آموزش مهارتهای اجتماعی را طراحی می کنند.(همان منبع)
درذیل به چند راهکار در زمینه آموزش مهارتهای اجتماعی کودک اشاره می شود:
1-کودک رابه شرکت در فعالیتهای کلاسی و فوق برنامه مدرسه تشویق کنید. بسیار مشاهده شده اغلب کودکانی که تمایل حضور در کلاسهای فوق برنامه و فعالیتهای گروهی را ندارند در زمینه برقراری و ایجاد روابط اجتماعی نیز بسیار ضعیف تر از همسالان خود هستند.
لذتها و اشتیاق هایش را به دقت مورد ارزیابی قرار دهید تا بتوانید بهترین فرصت های حضور در صحنه های اجتماعی را برای او فراهم کنید.

پژوهش های زیادی در زمینه پی بردن به رابطه عزت نفس و پیشرفت تحصیلی صورت گرفته است ،ولی با توجه به تحقیقاتی که تا به حال صورت گرفته است در زمینه ی انواع مشارکت در زمینه های مختلف پرورشی و آموزشی به خصوص شرکت فعال دانش آموزان در شوراهای دانش آموزی ،فعالیتهای فوق برنامه و تاثیر آنهابرروی موفقیت تحصیلی و افزایش اعتمادبه نفس آنها کمتر مورد بررسی قرار گرفته و به آن پرداخته نشده است.به طور کلی با شناخت عوامل میتوان راهکارهایی در جهت افزایش زمینه های مشارکتی ارائه کرد که در نهایت با گسترش مشارکت در سطح مدارس شاهد رشد خلاقیت و نو آوری دانش آموزان ،اعتلای شخصیت آنها ،افزایش اعتماد به نفس و پیشرفت تحصیلی و در نهایت جلوگیری از بروز انحرافات اجتماعی در محیط های گرم آموزشی باشیم.
                                                                      


پژوهشهای انجام یافته در داخل کشور:

پور شافعی (1370)در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان بررسی رابطه عزت نفس با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر سال سوم متوسطه شهرستان قاین 160 نفر در سه رشته تحصیلی فرهنگ و ادب ریاضی و علوم تجربی رابه روش تصادفی طبقه ای برگزید واز سیاهه عزت نفس کوپر اسمیت برای سنجش عزت نفس آزمودنی ها استاده نمود و نیز معدل دانش اموزان به عنوان شاخص پیشرفت تحصیلی انان در نظر گرفته شد.اوبا استفاده از همبستگی پیرسون به این نتایج رسید که بین میزان عزت

نفس دانش اموزان دختر و پسر از نظر اماری تفاوت معناداری وجود ندارد ،ودر مورد رابطه بین عزت نفس با پیشرفت تحصیلی با محاسبه روش همبستگی پیرسون ضریب به دست امده برای ازمودنی های پسر 46/ وبرای دختران 49/ بود که با مقایسه این ضریب با مقادیر بحرانی ضریب گشتاوری پیرسون از نظر اماری معنادار بود .
همچنین نتایج ازمون خی دو با احتمال 01/0 نیز از این فرض را تایید نمود.
بنابراین نتیجه گرفته شده بیانگر این است که میان عزت نفس دانش اموزان و پیشرفت تحصیلی انان همبستگی مثبت و معناداری وجوددارد وافرادی که عزت نفس بالاتری دارند از نطر میزان پیشرفت تحصیلی نیز در رتبه بالاتری قرار می گیرند.

کرکه آبادی (1373)در تحقیقی با عنوان" بررسی عوامل موثر بر میزان مشارکت دانش آموزان در فعالیتهای مدارس راهنمایی شهر تهران انجام داده است".
نتایج حاصله از این مطالعهنشان می دهد که تاثیر پنداشت دانش آموزان از خود ،پنداشت دانش آموزان از خود ،پنداشت دانش آموزان از اولیای مدرسه و معلمینش وپنداشت دانش
آموزان از  نگرش تربیتی ما در خود وبرسطح مشارکت دانش آموزان در فعالیتهای مدرسه ای تاثیر معناداری داشته است.
گریانلو (1378)در تحقیقی تحت عنوان "بررسی نقش فعالیتهای فوق برنامه مدارس در رویارویی با گرایش به عناصر فرهنگ بیگانه انجام داده است.
نتایج نشان می دهد که فعالیتهای فوق برنامه مدارس است که در شناخت و رشد وتعالی وهویت فرهنگی دانش آموزان نقش بسزایی ایفا می نماید و جامعه پذیری  آنها را تسهیل می کند و باعث جلوگیری از نفوذ فرهنگ نا مطلوب بیگانه می گردد.

جوادی نیا (1379) در تحقیقی تحت عنوان "بررسی عوامل موثر بر میزان مشارکت پسران دبیرستانهای شهرستان کرج در فعالیتهای فوق برنامه مدارس ،انجام داده است . اهداف تحقیق عبارتند از شناخت عواملی که بر مشارکت دانش آموزان تاثیر می گذارد که باشناخت این عوامل می توان راهکارهایی را در جهت افزایش زمینه های مشارکتی ارائه کرد که در نهایت با گسترش مشارکت در سطح مدارس شاهد رشد خلاقیت و نو اوری دانش اموزان ،اعتلای شخصیت انان در جلوگیری از بروز انحرافات اجتماعی در محیط های گرم اموزشی هستیم.
عدالت(1379)تحقیقی با عنوان "بررسی نقش مشارکت در فعالیتهای گروهی بر پیشرفت تحصیلی دانش اموزان انجام داده است .نتایج این تحقیق به صورت ذیل می باشد:
1-بررسی تاثیر مشارکت در فعالیتهای  گروهی دانش آموزان در دوره راهنمایی برپیشرفت تحصیلی انان
2-مقایسه بین دانش آموزان عضو تشکیلات (پیشتازان و فرزانگان) با سایر دانش آموزان هم سن و همکلاس انان از نظر میزان قبولی و مردودی در کلاس
3-مقایسه بین دانش آموزان عضو تشکیلات (پیشتازان فرزانگان با سایر دانش آموزان از نظر معدل کل درسی در پایان سال تحصیلی


4-مقایسه بین دانش آموزان عضو تشکیلات از نظر سطح مشارکت در فعالیتهای گروهی و تاثیر ان بر پیشرفت تحصیلی و اخلاقی انان
5-بررسی تاثیر مشارکت دانش آموزان دوره راهنمایی در فعالیتهای گروهی فوق برنامه بر برخی از جنبه های تربیتی از قبیل (مسئولیت پذیری ،اعتماد به نفس ،نظم در امور یادگیری)


بااین وجود مقنی زاده (1375)دریافته است که عده قلیلی از دانش آموزان مشارکت کننده های حرفه ای در فعالیت فوق برنامه هستند و عده کثیری از انها حتی مشارکت در یک فعالیت فوق برنامه را هم تجربه نکرده اند،به علاوه انتطار مسئولان مدارس از دانش آموزان برای مشارکت یدی ،بیش از مشارکت فکری است.
مک نیل (1998) ضمن بررسی الگوهای مشارکت دهی دانش آموزان در فعالیتهای فوق برنامه دبیرستانی و با استفاده از داده های حاصله ،دریافته است که دانش آموزان با پایگاه اقتصادی –اجتماعی بالاتر ،توانایی و تمایل مطلوب تری برای مشارکت در فعالیتهای فوق برنامه مدرسه ای از خود نشان داده اند.
تعاریفی از اعتماد به نفس:
مازلو عزت نفس را عبارت می داند از شایستگی ،توانمندی ،کفایت ،اطمینان ،استقلال و ازادی چنانچه ارضائ گردد فرد احساس ارزشمند بودن ،توانا بودن ، مثمر ثمر بودن و احساس غرور و اعتماد به خود می کند و اگر ارضا نگردد فرد احساس حقارت ، در ماندگی و ضعف می کند.مدی (1976)


راجرز عزت نفس را عبارت می داند از ارزیابی مداوم شخص نسبت به ارزشمندی خویشتن خود(شاملو 1368)
رابسون مولفه های عزت نفس را شامل :
امنیت   خودپذیری   پیوند جویی     تعهد     شایستگی می داند.

پیشرفت تحصیلی:
یکی  از مفاهیمی که به مفهوم نگرش به ان به اموزشگاه و یادگیری اموزشگاهی بسیار نزدیک است مفهوم نگرش به خود و عزت نفس تحصیلی در رابطه با یادگیری اموزشگاهی است موفقیت و تایید یا شکست و عدم تایید در تعدادی از تکالیف یادگیری ودر مدتی نسبتا طولانی به عزت نفس کلی درباره اموزشگاه و یادگیری اموزشگاهی می انجامد.
دانش اموزی که مرتبا در اموزشگاه موفقیت کسب می کند باید تایید مدرسه و معلمان را به خود تعمیم دهد و یک مفهوم کلی مثبت درباره خودش به عنوان یادگیرنده ایجادکند.(سیف،1363)
نتايجي كه از پژوهش‌هاي اخير بدست آمده، نشان مي‌دهند دانش‌آموزاني كه نسبت به توانايي‌هاي خود در دوران مدرسه اعتماد و اطمينان بيشتري دارند و هدفشان نيز يادگيري و آموختن است در مدارج عالي دانشگاهي نيز موفق‌تر عمل مي‌كنند اين تحقيقات خاطرنشان مي‌سازند كه كاهش نمره در علوم رياضي و علوم اجتماعي به ميزان اعتقاد دانش‌آموزاني كه نتوانند در دوران مدرسه آن دروس را خوب ياد بگيرند بستگي مستقيم دارد.
روش‌هاي زير كودكان را در انجام كارهاي درسي خود راهنمايي مي‌كند:
1-ايجاد حس تعلق
2-انتخاب الگوهاي برتر
3-ايجاد حس پيشرفت مشاركت
4-نياز به داشتن شادي و هيجان
5-رشد خلاقيت و كنجكاوي
6-تقويت تدريجي، روحيه ماجراجويي
7-رهبري و مسئوليت
8-اعتماد به فعاليت‌هاي كودكان (سلحشور، 1379).


مدرسه نهادی اجتماعی است و نمایانگر فرهنگی است که به کودک طرز فکر و جهان بینی خاصی را منتقل می کند.در جوامع صنعتی کودکان بین پنج تا هفت سالگی مدرسه را آغاز می کنند.مدرسه نظام اجتماعی کوچکی است که کودکان در آن قواعد اخلاقی ٰعرف اجتماعی ٰنگرشها و شیوه های برقراری ارتباط با دیگران و نیز مهارتهای تحصیلی را می آموزند(ماسن وهمکاران ،ترجمه یاسایی ،1380)متاسفانه مهارتهای اجتماعی به عنوان جزیی از دروس مدرسه ها همیشه مورد بی توجهی قرار گرفته است و فقط زمانی به این مهم توجه می شود که دانش آموزان از خود رفتاری نامناسب ،مغایر با آنچه مورد نظر اولیاء می باشد ،نشان دهند.


احتمالا وجود چنین وضعیتی مربوط می شود به تاکید بیش از اندازه بر آموزش محدود مهارتهایی که از دیدگاه معلمان باارزش است و عدم احساس مسولیت در آموزش مهارتهای اجتماعی از طرف آموزگاران ،گویی که این امر جزیی از مسولیت آنها نمی باشد.


فرآیند کسب مهارتهای اجتماعی و سازگاری اجتماعی کودکان درروان شناسی شناختی و خصوصا در مبحث شناخت اجتماعی موردبحث قرار گرفته است. از مهارتهای اجتماعی تعریف زیادی شده است.شناخت و مهارتهای اجتماعی را فرآیندی می دانند که کودکان را قادر می سازد تا رفتار دیگران را درک و پیش بینی کنند ،رفتار خود را کنترل نمایند و تعاملات اجتماعی خود را تنظیم نمایند.

یکی از نظریه های جدید در مبحث شناخت اجتماعی که به بررسی مهارت اجتماعی در مورد پردازشگری اطلاعات اجتماعی پرداخته است.(حاجی آقالو ،1381)

درمورد پردازشگری اطلاعات اجتماعی است .برحسب این نظریه برای اینکه تکامل اجتماعی به صورت مناسب تحقق یابد لازم است که محرک اجتماعی به درستی رمز گردانی شده وبا دیگر اطلاعات مربوطه مقایسه و تفسیر گردد.هرچه محرک اجتماعی بهتر پردازش شود لیاقت و مهارت اجتماعی کودک بیشتر و تعامل اوبادیگران موفقیت آمیز تر خواهد بود.(همان منبع)
                                                                      


فعالیتهای گروهی و اردویی دانش آموزان در کنار هم ودر محیطی متفاوت از فضای رسمی و سنگین مدرسه ،موقعیت مناسبی است جهت تمرین مهارتهای اجتماعی ، از جمله تلاش برای رسیدن به هدف ،هماهنگی ، مسولیت پذیری ، ایفای نقش در جهت تعقیب هدفهای مشترک ، دوستی و همکاری و تعهد به آرمانهای گروه ،ایجاد شرایط مناسب جهت نشاط و شادابی به عنوان یک نیاز روانی عاطفی مهم نوجوانان و جوانان ، یادگیری مشارکت عملی و سهیم شدن در تصمیمات جمعی و گروهی ، هم چنین تقویت و گسترش مهارتهای دانش آموزانی در توان حل مشکلات فردی ، تصمیم گیری صحیح ، انجام امور شخصی و کمک به یکدیگر در اوقاتی که به همکاری و همیاری هم نیازمند باشند.(جعفری ،مجید ،آموزش اردو و مهارتهای اردویی،1389)
همراهی دانش آموزان و شرکت کنندگان در سرودهای دسته جمعی ضمن ایجاد نشاط و شادابی می تواند به عنوان موتور محرک بچه ها برای رسیدن به اهداف و مراحل بعدی تعلیم و تربیت باشد.

بازدیدهای علمی و اردوهای زیارتی و سیاحتی در مدارس یک فعالیت هوشمند و هدفمند است که با مشارکت و تعامل مربیان و معلمان و دانش آموزان و اولیای ایشان انجام می شود واین برنامه هوشمند نیازمند توجه جدی تر و همراه با رویکرد علمی و روانشناسی عمیق می باشد که همواره تا تدبیر و همت بی دریغ مدیران و عوامل پرورشی و تربیتی مدارس جزء برنامه های تاثیر گذار امر تعلیم وتربیت تلقی می شود.(ملکی ،یداله،راهنمای جامع اردو و بازدید،1389)

اجتماعی شدن فرآیندی است که در آن هنجارها ،انگیزه ها،مهارتها، انگیزه ها،نگرشها و رفتارهای فرد شکل می گیرد تا ایفای نقش کنونی یا آتی در جامعه مناسب و مطلوب شناخته شود.در این فرآیند اکتساب  و به کارگیری مهارتهای اجتماعی و چگونگی برقراری ارتباط و تعانل با دیگران ،یکی از مولفه های اصلی رشد اجتماعی بخصوص در بین کودکان و نوجوانان محسوب می شود. بنا به تعریف مهارتهای اجتماعی به رفتارهای آموخته شده و مقبول جامعه اطلاق می شود ،رفتارهایی که شخص می تواند با دیکران  به نحوی ارتباط متقابل برقرار کند که به بروز پاسخ های مثبت و پرهیز از پاسخ های منفی بینجامد(کارتلج و میلبرن 1985،ترجمه نظری نژاد،1369)
در این راستا ،رفتار اجتماعی برتمامی جنبه های زندگی کودکان و نوجوانان سابه می افکند وبر سلامت روانی ،سازگاری و شادکامی بعدی آنها تاثیر می گذارد.توانایی فرد ازنظر کنار آمدن با دیگرا ن وانجام رفتارهای اجتماعی مطلوب ،میزان محبربیت اورادر میان همسالان و نزد معلمان ،والدین و دیگر بزرگسالان مشخص می کند.میزان توانیی فرد در مهارتهای اجتماعی به طرز مستقیم به رشد واجتماعی فرد و کمیت و کیفیت رفتارهای اجتماعی مطلوبی که از خود نشان می دهد ،مربوط می شود.(متسون و اولندیک،1988،ترجمه به پژوه،1384)
اهمیت مهارتهای اجتماعی به عنوان مهم ترین عامل اجتماعی شدن و سازگاری اجتماعی را هیچ گاه نمی توان از نظر دور داشت و بی شک توجه به هوش اجتماعی ،رشد اجتماعی و تربیت اجتماعی در کنار دیگر ابعاد رشد و حیطه های تعلیم و تربیت ،از جایگاه ویژه ای برخوردار است.در چشم انداز کنونی ،در حوزه آموزش مهارتهای اجتماعی ،رویدادهای فراوانی رخ داده ،پژوهشهای بی شماری صورت گرفته ،روشهای آموزشی ودرمانی جدیدی مطرح گردیده است(متسون و اولندیگ ،1988،ترجمه به پژوه،1384)
این گونه دانش آموزان رفتارهایی را از خود نشان می دهند که منجر به پیامدهای مثبت روانی اجتماعی عنظیر پذیرش توسط همسالان و رابطه موثر بادیگران می شود.بدون تردید دانش آموزی که دارای عزت نفس کمی هستند ،کم وبیش دارای نارسایی هایی در زمینه مهارتهای اجتماعی هستند واین گونه نارسایی ها ،پیش بینی کننده انواع مختلفی از مشکلات عاطفی ،شخصیتی ،سازگاری تحصیلی کوتاه مدت و دراز مدت می باشد.(گرشام و همکاران ، 2001)

مشارکت ازجمله پدیده هایی است که از دیر باز وجود داشته است و همواره با زندگی انسان ها پیوند داشته است . لازمه زندگی جمعی وگروهی وجود همکاری ،مساعدت و مشارکت می باشد که متناسب با شرایط اجتماعی در زمان و مکان خاص خود به صورتهای مختلف شکل گرفته است.
                                             

مشارکت فرآیندی از خود آموزی اجتماعی و مدنی است ،زیرا فعالیت برای مشارکت مستلزم تغییر حالت ذهنی و روانی در تمام سطوح اجتماعی است . امروزه مشارکت اهمیت مضاعفی نسبت به گذشته پیدا کرده است ؛چرا که سخن از شرایطی است که همه مردم


در تعیین سرنوشت خویش دخالت آگاهانه و واقعی پیدا کنند ودر ضمن محور اساسی در زمینه فرهنگی محسوب میشود.
ارزشیابی شخص از خویشتن قطعی ترین عامل در رشد روانی او می باشداین ارزشیابی به صورت احساسی است که انتزاع و شناسایی آن دشوار است زیرا پیوسته تجربه می شود و جزیی از هراحساس و دخیل در هر واکنش احساساتی انسان است.
بنابراین این تصور که یک فرد از خویشتن دارد به طور ضمنی در همه ی واکنش های ارزشی تجلی می شود.
به نظر می رسد پیشرفت تحصیلی و اجتماعی شدن دارای یک رابطه متقابل می باشد یعنی از طرفی اجتماعی شدن موجب پیشرفت تحصیلی می شود زیرا که خود باوری و تلقی مثبت از خویشتن در یادگیری و ایجاد نگرش برای تحصیل اثر می گذارد و موجب پیشرفت تحصیلی می شود از طرف دیگر موفقیت تحصیلی و رسیدن به مدارج بالا در کار آموزش موجب اجتماعی شدن می شود.
یکی از بسترهای مناسب برای فعالیتهای گروهی و مشارکت افراد تشکل هلی غیر دولتی است که در سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته است . یکی از مکانهایی که می تواند زمینه آمادگی ذهنی برای مشارکت در تشکل ها ایجاد کند نهاد آموزش و پرورش است.(اعظم زاده،16:1390)
مشارکت یکی از پدیده های است که حاصل کنش متقابل انسانهاست. ودر واقع اقدامی متقابل ،موثر و کاراست که برای اهداف اجتماعی صورت می گیرد.
    


حسن بگلو و نوید ادهم (1373)،در پژوهشی دریافته اند که کلوپ ها و انجمن ها موجب رشد و بالندگی ،تقویت روحیه ی جمع گرایی گرایش به فعالیتهای گروهی ،ایفای نقش سازنده ، غنی سازی اوقات فراغت ، رشد مشارکت دانش آموزان در برنامه ریزی واجرای فعالیتهای فرهنگی و تربیتی مدرسه ایی شده اند.
بااین وجود مقنی زاده (1375)دریافته است که عده قلیلی از دانش آموزان مشارکت کننده های حرفه ای در فعالیت فوق برنامه هستند و عده کثیری از انها حتی مشارکت در یک فعالیت فوق برنامه را هم تجربه نکرده اند،به علاوه انتطار مسئولان مدارس از دانش آموزان برای مشارکت یدی ،بیش از مشارکت فکری است.


مک نیل (1998) ضمن بررسی الگوهای مشارکت دهی دانش آموزان در فعالیتهای فوق برنامه دبیرستانی و با استفاده از داده های حاصله ،دریافته است که دانش آموزان با پایگاه اقتصادی –اجتماعی بالاتر ،توانایی و تمایل مطلوب تری برای مشارکت در فعالیتهای فوق برنامه مدرسه ای از خود نشان داده اند.
رحیمی (1372) نیز به این نتیجه رسیده است که اکثریت قابل توجه دانش آموزان در فعالیتهای مختلف مدرسه مشارکت مسوولانه و یا مشارکت توام با همکاری داشته اند و دختران بیشتر از پسران مشارکت می کنند.هم چنین عدم تشویق ،عدم اعتماد به  نفس ،گوشه گیری ،کمبود وقت و سنگینی دروس بر عدم مشارکت دانش آموزان در امور آموزشگاه تاثیر دارد.

مشارکت فرآیندی از خود آموزی اجتماعی و مدنی است ،زیرا فعالیت برای مشارکت مستلزم تغییر حالت ذهنی و روانی در تمام سطوح اجتماعی است . امروزه مشارکت اهمیت مضاعفی نسبت به گذشته پیدا کرده است ؛چرا که سخن از شرایطی است که همه مردم در تعیین سرنوشت خویش دخالت آگاهانه و واقعی پیدا کنند ودر ضمن محور اساسی در زمینه فرهنگی محسوب میشود.
ارزشیابی شخص از خویشتن قطعی ترین عامل در رشد روانی او می باشداین ارزشیابی به صورت احساسی است که انتزاع و شناسایی آن دشوار است زیرا پیوسته تجربه می شود و جزیی از هراحساس و دخیل در هر واکنش احساساتی انسان است.
    

بنابراین این تصور که یک فرد از خویشتن دارد به طور ضمنی در همه ی واکنش های ارزشی تجلی می شود.
به نظر می رسد پیشرفت تحصیلی و اجتماعی شدن دارای یک رابطه متقابل می باشد یعنی از طرفی داشتن اجتماعی شدن موجب پیشرفت تحصیلی می شود زیرا که خود باوری و تلقی مثبت از خویشتن در یادگیری و ایجاد نگرش برای تحصیل اثر می گذارد و موجب پیشرفت تحصیلی می شود از طرف دیگر موفقیت تحصیلی و رسیدن به مدارج بالا در کار آموزش موجب اجتماعی شدن می شود.

ویلیام جیمز اظهار می دارد که هر چند مفهوم خود و عزت نفس بسیار شبیه به هم هستند اما عزت نفس اشاره به سطوح ارزشمندی دارد که فرد برای خود قایل است و به معنی درک و دریافت جایگاه و منزلت خود می باشد.

جیمز در اواخر 1880 مطرح نمود که عزت نفس را میتوان براساس میزان ارتباط بین خود واقعی و خود آرمانی تعریف نمود.
فاصله بین خود واقعی و خود آرمانی هر چقدر کمتر باشد فرد از عزت نفس بالاتری برخوردار است و هر چقدر فاصله بین این دو بیشتر باشد میزان عزت نفس پایین تر خواهد بود.
رابسون عزت نفس را عبارت میداند از حس رضامندی خویشتن پذیری که از ارزیابی شخص درباره ی ارزشمندی قدرت و منزلت و جذابیت شایستگی و کفایت و توانایی برای ارضای تمایلات و خواسته های خود منتج می شود.

مشارکت یکی از پدیده های است که حاصل کنش متقابل انسانهاست. ودر واقع اقدامی متقابل ،موثر و کاراست که برای اهداف اجتماعی صورت می گیرد.
در تحقیق حاضر به نحوه تاثیر فعالیتهای دانش آموزی بر اجتماعی شدن و انگیزش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر متوسطه اول شهرستانهای استان تهران در سال تحصیلی 93-94 می پردازد.


    
    باسپاس
    فاطمه اکبر