azmoononline

تحکیم خانواده در اسلام


تحکیم خانواده در اسلام

محققین:
مریم احمدی
ربابه عباس نژاد
دارالقرآن شهید داود کریمی
استاد:جناب آقای سید کمال موسوی
سال تحصیلی 95-94

 
تحکیم خانواده در اسلام ويژگى‌هاى خانواده برتر در اسلام

چكيده

اسـلام، در روش تـربـيـتـى خـود، انـسان‌ها را به الگوها، ايده آل‌ها و نمونه‌هاى برتر تـوجـه مـى‌دهـد. تاثير الگوهـا در ساخته شدن فرد و اجتماع بركسى پوشيده نيست. خـانـواده، كـوچـك‌تـريـن واحـد اجـتـمـاعـى اسـت كـه سـلول اوليـه آن را زن و شـوهـر تـشـكـيـل مـى‌دهـنـد. الگـوى اسـلام بـراى خـانـواده ايـده آل كـدام است؟ اسلام چه خانواده‌اى را برتر مى شمارد؟ خانواده برتر از نظر اسلام چه ويژگي‌هايى دارد؟ و...
مـقاله حاضر با عنوان ((ويژگي‌هاى خانواده برتر در اسلام )) به بيان اين مهم پرداخته اسـت. از ايـن رو، پس از مقدمه اى كوتاه و تبيين مفهوم خانواده و ملاك برترى ، به نمونه هـايى از خانواده برتر در قرآن كريم پرداخته است. پس از آن ، ضمن معرفى برترين خـانـواده در مـنـظـر اسـلام ، ويژگي‌هاى خانواده برتر در سه محور اصالت خانوادگى، ويژگي‌هاى نفسانـى اركان خانـواده و ويژگي‌هاى رفتارى آنان مورد بررسى قرار گرفته است و در پايان چند نكته به عنوان نتيجه‌گيرى ارائه گرديده است .
واژه‌هاى كليدى : خانواده ، خانواده برتر، ويژگي‌هاى خانواده برتر.
مقدمه

خـانـواده ، كـانـونـى است مقدس كه در سايه پيوند زناشويى دو انسان از دو جنس مخالف پـايـه گـذارى شـده و بـا پـيـدايـش و تـوليـد فـرزنـدان كامل تر مى شود. به عقيده صاحبنظران ، خانواده از نـخـسـتـين نظامهاى نهادى عمومى و جهانى است كه براى رفع نيازمندي‌هاى حياتى و عاطفى انـسـان و بـقـاى جامعه ضرورت تام شريفه ((وَاجعَلنا لِلمُتّقينَ اِماما)) (فرقان : 74)، آرمانى است كه خانواده‌هاى اسلامى بايد آن را عينيت بخشند و صلاحيت الگويى اسلام را براى تربيت شايستگان و خانواده هاى برتر براى جهانيان به اثبات برسانند.
خانواده برتر

در اسلام بـراى تـشـكيل خـانـواده ، استانداردهايى معرفى شده است . هرقدر اركان تـشكيل دهنده خانواده با آن استانداردها منطبق باشند به همان مقدار از شايستگى و برترى بـرخـوردار خـواهـنـد بـود. در روايات ، ويژگي‌هاى فراوان براى شايسته ترين زنان و مردان بيان شده است و در سيره معصومين (ع ) نيز ارشاداتى وجود دارد كه مى توان از آنها خـانـواده هـاى بـرتـر و شـايـسـتـه را شـنـاخـت . از ايـن رو، بـه طـور اجـمـال مـى توان گفت خانواده برتر از نظر اسلام ، آن است كه اركان آن شايسته و منطبق بـا اسـتـانـداردهـاى اسـلامـى باشد، مناسبات و روابطى منطبق با آموزه هاى دينى بر آنها حـاكـم بـاشـد، خـروجـى آن انـسـانـهـايـى شـايـسـتـه ومـوثـر در سـاخـته شدن جامعه ايده آل اسـلامـى بـاشـد. وامـا مـلاك بـرتـرى ، از نـظـر اسـلام ، مـال و ثروت و مانند آن نيست كه كسى به آنها ببالد و بگويد: ((نَحنُ اَكثرُ اَموالاً وَاَولادا)) (سباء: 35). از اين رو، اگر خانواده اى را برخوردار يافيتد نبايد شگفت زده شويد ((فَلا تـُعـجِبُكَ اَموالُهم وَلا اَولادُهُم )) (توبه : 55) زور وقوت مادى نيز معيار برترى نيست كه كسى در ارزيابى افراد در خانواده ها بگويد: ((كانواُ اَشَدَّ مِنكُم قُوّةً)) (توبه :9) چنانكه برخوردارى از قوم و قبيله و عشيره ، جاه و مقام وشهرت نيز ملاك برترى نست .
بـرتـرى خـانـواده بـه انـطـباق آن با استانداردهاى اسلامى و برخوردارى از ويژگيهاى ارزشـى و فـضـيـلتـهـاست . هر خانواده اى از آن استانداردها بهره مند باشد برتر است . بـنـابـرايـن ، مـنـظـور از بـرتـرى خـانـواده ، بـرتـرى در فـضـايـل انـسانى و ارزشهاى اسلامى است كه برخى از آنها باعنوان ويژگيهاى خانواده برتر خواهد آمد.
خانواده برتر در قرآن

قرآن كريم بهترين الگوها را براى شناسايى خانواده برتر به جهانيان معرفى كرده است . خاندان حضرت ابراهيم (ع ) از آن جمله است . در آيه اى از قرآن كريم مى خوانيم :
اِنَّ اللهَ اصـطـَفـى ادَمَ وَ آلَ ابـراهـيـمَ و آلَ عـِمـرانَ عـَلَى العـالَمـيـن . (آل عمران : 33)
اخـلاقـى ، در شـوهـردارى ، خـانـه دارى و تـربيت فرزند نمونه است . همسر ديگرش نيز نمونه بود. ثمره زندگى حضرت ابراهيم (ع ) بِغلام حليم ... وَبَشَّرناهُ بِاِسحاقَ نَبيّا مِنَ الصّالحين )) (صافات : 100 و 101 و 112)
ابراهيم (ع ) پدر اين چنين فرزندانى است و دو همسر او نيز مادران فرزندانى اين گونه انـد. هـر كـدام از آن دو در پـرورش ‍ فـرزنـد چـه مـرارتهايى كشيدند و چه آثارى از خود بـرجـاى گذاشتند؛ حضرت ابراهيم (ع ) همسرش هاجر را به همراه فرزند خردسالش به سـرزمـيـنـى بـى آب و عـلف آورد: ((رَبَّنـا اِنـّى اَسكَنتُ مِنْ ذُرّيّتى بِوادٍ غَيرِ ذِى زَرعٍ عِندَ بـَيـتـِكَ الُمـحـَرِّمِ لِيُقِيمُوا الصَّلوةَ فَاجعَلْ اَفئِدَةً مِنَ النّاسِ تَهوِى اِلَيهِم ...)) (ابراهيم : 37)
هـنـگـامـى كـه فرشته هاى الهى نزد حضرت ابراهيم (ع ) آمدند و تولد حضرت اسحاق را بـه او بـشارت دادند همسر اولش ‍ (ساره ) نيز در آنجا حاضر و ايستاده بود، تبسمى بر لب داشت و ناظر بر اين جريان بود؛ ترجمه آيه 71ـ73 سوره هود چنين است :
و زن او ايستاده بود. خنديد. پس وى را به اسحاق و از پى اسحاق به يعقوب مژده داديم . (هـمـسـر ابـراهـيم ) گفت : اى واى برمن ، آيا فرزند آورم با آنكه من پيرزنم و اين شوهرم پيرمرد است ؟ واقعا اين چيز عجيبى است . گفتند: آيا از كار خدا تعجب مى كنى ؟ رحمت خدا و بركات او بر شما خاندان (رسالت ) باد، بى گمان ، او ستوده اى بزرگوار است .
اين آيات افزون بر معرفى حضرت ابراهيم (ع ) برجستگيهاى اخلاقى و معنوى همسران آن حضرت را نيز تبيين مى كنند.
قـرآن كـريـم خـانـواده حـضـرت مـريـم (ع ) را نـيـز بـرتـر دانـسـتـه و از آن بـه ((آل عـمـران )) ياد مى كند. حضرت مريم (ع ) و پدر و مادرش عمرانى كه پدر موسى (ع ) است ؛ زيرا عمرانى كه پدر موسى (ع ) است اصلا نامش در قرآن نيامده است .
در اين خانواده برتر دو بانو يعنى حضرت مريم و مادرش به عنوان صفوه و برگزيده الهـى بـه جـهـانـيـان مـعـرفـى شده اند. حضرت مريم با آن همه كمالاتى كه قرآن كريم گـوشـه هـايـى از آن را ذكـر كرده ، دست پرورده مادرى نمونه است كه او را به پناه خدا سـپـرد، خـدا هم به او پناهندگى داد. آن پناه خواستن نيز در كنار محراب عبادت بود و به استجابت رسيد.
قرآن كريم داستانش را در سوره آل عمران آيات 35ـ37 چنين ترسيم كرده است :
چـون زن عـمـران گـفـت : پروردگارا، آنچه در شكم خود دارم نذر تو كردم تاآزاد شده (از مـشـاغـل دنـيـا و پـرستشگر تو) باشد، پس از من بپذير كه تو خود شنواى دانايى . پس چـون فـرزنـدش را بـزاد، گـفـت : پـروردگـارا، من دختر زاده ام ـ و خدا به آنچه او زاييده دانـاتـر بـود ـ و پـسـر چـون دخـتـر نـيـست و من نامش را مريم نهادم و او و فرزندانش را از شـيـطـان رانـده شـده بـه تـو پـنـاه مـى دهـم . پـس پـروردگـارش وى (مريم ) را با حسن قـبـول پـذيـرا شـد و ا و را خود حضرت مريم (ع ) نيز مادرى است نمونه و فرزندى چون حـضـرت عـيـسـى (ع ) را تربيت كرد. قرآن كريم مادر اين فرزند عرفانى اين بانو همين بـس كـه فرشته ها نزد او مى آمدند و پيام خدا را براى او مى آوردند: ((اِذْ قالَتِ المَلائِكَةُ يـا مـَريـَمُ اِنَّ اللّهَ اصـطـَفـاكِ وَ طـَهَّرَكِ وَاصـطـَفـَاكِ عَلى نِساءِ العالَمين يا مَريَمُ اقْنُتى لِربِّكِ وَ اسْجُدى وَ اركعى مَعَ الرّاكِعين )) (آل عمران : 42ـ 43)
وقـتـى حضرت زكريا نزد مريم مى آمد، او را در محراب عبادتش مى يافت در حالى كه نزد او غـذاهـاى بـهـشـتـى بـود: ((فـَلَمـّا دَخـَلَ عـَلَيـهـا زَكـَرّيـا الِمـحـرابَ وَجـَدَ عـِنـدَهـا رَزقا...))(آل عمران : 37) و همه اين كمالات و كرامتها از آن حضرت مريم است .
نـمـونـه ديـگر خانواده برتر در قرآن ، خانواده حضرت يحيى (ع ) است . او نمونه اى از فـرزنـدى صـالح در خـانواده اى شايسته است خانواده حضرت موسى (ع ) نيز از اين جمله اسـت . او پـدر و مادرى نمونه دارد. قرآن كريم داستان مرارتهاى مادرش را در آن شايسته بـراى هـمـسـرش اسـت . چـنـان كـه هـمـسـر او نيز دختر حضرت شعيب (ع ) داراى صلاحيتهاى اخلاقى و معنوى فراوانى است كه قرآن كريم نجابت و حياى او را ستوده است .((فَجاءَتهُ اِحداهُما تَمشى عَلَى استحياء...)) (قصص : 25)
برترين خانواده در اسلام

اسـلام ، اهـل بـيـت پـيـغـمـبـر اكـرم (ص ) را بـه عـنـوان نـمـونـه اى كـامـل از خـانواده برتر معرفى و صلاحيت الگويى آن را براى جهانيان امضا كرده است . خـداونـد سـبـحـان ايـن خانواده را از هرگونه رجس و پليدى مبرا دانسته است . آيه شريفه ((اِنَّمـا يـُريـدُ اللهُ لِيـُذهبَ عَنكُم الرّجسَ اهلَالبيتِ وَ يُطَهّركُم تَطهيرا)) (احزاب : 23)، خطاب به همين خانواده است .
آيـه مـبـاهـله (آل عـمـران :61) در بـاره اعـضاى اين خانواده وارد شده و عظمت مقامات معنوى و عرفانى آنان را به نمايش ‍ گذاشته است . سوره انسان فضيلتهاى آنان را ستوده است و خلاصه جاى جاى قرآن از فضايل و ويژگيهاى آنان سخن گفته است .
ايـن خـانـواده از پـيـونـد مـلكـوتـى وجـود نـازنـيـن حـضـرت عـلى (ع ) و فـاطـمه اطهر(ع ) تـشـكـيـل شـده اسـت و آن دو مـصـداق اتـم انـسـان كـامـل و ايـده آل هستند. على (ع ) و فاطمه (ع ) كفو يكديگرند؛ اگر على (ع ) نبود فاطمه (ع ) در عالم هـمـتـايـى نـداشـت و اگـر فـاطـمـه (ع ) نـبـود براى على (ع ) كفوى نبود. پيوند آن دو در آسـمـانـهـا و نـزد عـرشـيـان بـرقـرار شـد و در جـمـع زمـيـنـيـان تـحـقـق عـيـنـى يـافـت . رسـول خـدا(ص ) در جـريـان ازدواج آن دو وجود عرشى ، آنان را اسوه و الگوى امت خويش خواند و فرمود:
زنـدگـى عـلى (ع ) و فـاطمه (ع ) سراسر الگوست . همسر دارى على (ع )، مديريت او در خـانـه و خـانـواده ، شـوهردارى فاطمه (ع )، خانه دارى و تربيت فرزند او در عالم نظير ندارد و تا قيامت براى جهانيان نورافشانى مى كند.
ويژگيهاى خانواده برتر

بـا تـوجـه به اينكه اهل بيت پيامبراكرم (ص ) از نظر اسلام برترين خانواده شمرده مى شـونـد از تـمـام ويـژگـيـهـاى ارزشـى و اسـتـانـداردهـاى مـكـتـبـى بـه صـورتـى كامل برخوردارند، بايد اين خانواده براى همگان الگو قرار گيرند و ويژگيهاى آن به عـنـوان نـوك قـله و اوج ارزشـهـاى اسـلامى مورد توجه باشد و خانواده هاى اسلامى براى رشـد و تـعـالى خـود و دسـتـيـابـى بـه زنـدگـى ايـده آل ومـكـتـبـى هـمـواره ارزشـهاى نوك قله را مدنظر قرار دهند و تمام حركات و سكنات و جهت گيريهاى خود را با آن هماهنگ سازند و تا مى توانند در همان سمت و سو حركت كنند و خود را به نوك قله نزديك سازند.
امام على (ع ) پيروان خود را به اهل بيت و الگوگيرى از آنان فرا خوانده ، مى فرمايد:
به اهل بيت پيامبر بنگريد، از آن سمت كه آنها گام برمى دارند منحرف نشويد و قدم به جـاى قـدمشان بگذاريد، آنها هرگز شما را از جاده هدايت بيرون نمى برند و به پستى و هـلاكـت بـاز نـمى گردانند. اگر سكوت كنند سكوكت كنيد و اگر قيام كردند قيام كنيد، از آنها پيشى نگيريد كه با اين توضيح ويژگيهاى خانواده برتر را از ديدگاه اسلام در محورهاى زير پى مى گيريم .
1. اصالت خانوادگى

اوليـن ويـژگـى خـانـواده بـرتـر در اسـلام ، اصـالت خـانـوادگـى و اصل و نسب پاكيزه است . اصلاب ارزشمند پدران و دامنهاى مطهر و پاك مادران كه به هيچ گـونـه پـليـدى آلوده نشده اند، چنان كه در زيارتنامه امام حسين (ع ) مى خوانيم : ((اَشهَدُ اَنَّكَ كُنتَ مى دهم كه تو از گوهرهاى پاك و از ارحام مطهرى . جاهليت به ناپاكيهايش شما را آلوده نساخت و لباسهاى ناپاك خود را براندام شما نپوشاند.
ايـن ويـژگـى آنچنان مهم است كه امام حسين (ع ) در جريان نهضت كربلا و دست بيعت ندادن با يزيد به آن استفاده مى كند و من با يزيد بيعت كنم ، بلكه دامنهاى پاك و منزهى كه من در آن پرورش يافته ام به من چنين اجازه اى نمى دهند.
امـام عـلى (ع ) بـه مـالك اشـتـر توصيه مى فرمايد كه براى گزينش فرماندهان لشكر اسلام بر ويژگى اصالت و شرافت در كتابهاى فقهى نيز براى گزينش همسر به اين ويژگى توجه شده است .
2. ويژگى هاى نفسانى

خـانـواده بـرتـر از لحـاظ ويـژگـيـهـاى نـفـسـانـى اركـان تشكيل دهنده آن برجستگيهايى دارد كه برخى از آنها عبارت است از:
1 ـ 2 دين و ايمان

خـانـواده اى بـرتـر اسـت كـه هـر كدام از اركان آن از ويژگى دين و ايمان و اعتقادات ناب برخوردار باشد. ترجمه آيه 221 سوره بقره چنين است :
زنـان مـشـرك را تـا ايـمان نياورده اند، به زنى مگيريد و كنيز مومن بهتر از آزادزن مشرك اسـت هـرچـنـد زيـبايى او شما را به شگفت آورد و به مردان مشرك تا ايمان نياورده اند زن مومن ندهيد و برده مومن بهتر از آزادمرد مشرك است ، هرچند شما را به شگفت آورد.
ممكن است يكى از اركان خانواده مانند مرد از اين ويژگى برخوردار باشد، ولى همسر او از آن بـى بـهـره باشد. براى مثال قرآن كريم از همسر حضرت نوح و حضرت لوط ياد مى كـنـد كـه تـحـت سـرپـرسـتـى آنـان بـودند. ولى عارى از ايمان بودند و از نظر مكتبى و فرهنگى خيانت كردند و به پيامبر خويش ايمان نياوردند. قرآن اين دو زن را الگوى مردم بد معرفى كرده ، مى فرمايد:
ضـَرَبَ اللَّهُ مـَثَلاً لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَاءَةَ نُوحٍ وَامْرَاءَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا... . (تحريم : 10)
گـاهـى نـيز ممكن است در خانواده اى زن داراى ويژگى دين و ايمان باشد و شوهرش از آن بى بهره باشد. مانند حضرت آسيه . قرآن كريم مى فرمايد:
وَضـَرَبَ اللّه مَثَلا لِلَّذينَ امَنوا امرَئةَ فرعَونَ اِذ قالَت رَبِّ ابن لى عِندكَ بيتا فِى الجَنّهِ و نَجِّنى مِن فرعونَ وَ عَمَله وَ نَجِّنى مِنَ القَوم الظّالمين . (تحريم : 11)
در آموزه هاى اسلامى براى گزينش همسر شايسته بر ويژگى دين و ايمان بسيار تاكيد شـده اسـت . در اسـلام ، بـعـد از ايـمـان به درخانواده برتر، زن و شوهر هر دو از عقيده و ايـمـانـى خالص برخوردارند. چنانكه در مورد حضرت على (ع ) و فاطمه (ع ) اين گونه اسـت . اگـر ايـمـان جـن و انس را روى هم بگذارند به اندازه ايمان على (ع ) نمى رسد. آن حـضـرت فرمود: اگر پرده را كنار هم فاطمه زهرا(ع ) نيز همانند شويش از مراتب بالاى ايمان برخوردار بود. رسول خدا(ص ) درباره ايمان دخترش فرمود:
همانا خداوند تمام وجود دخترم فاطمه را از ايمان و يقين لبريز كرده است .
2 ـ 2. علم و دانش

اركـان تـشـكـيـل دهـنـده خـانـواده برتر از لحاظ علم و آگاهى دارا و ثروتمند هستند. در اين خـانـواده ، زن افـزون بـر اطـلاعـات و آگـاهـيـهـاى مـذهـبـى بـه عـنوان همسر، مادر، مدير و كـدبـانوى خانه از آگاهيهاى لازم زندگى برخوردار است . راه و رسم شوهردارى و خانه دارى را به خوبى مى داند و به وظايفى كه شرع مقدس بردوش او نهاده ، واقف است و از لحـاظ رشـد عـقـلى و فـكـرى بـه درجـه اى رسـيـده اسـت كـه نـيازى به امر و نهى ندارد. رسول خدا(ص ) مى فرمايد:
بـهـتـريـن دخـتـران (بـراى ازدواج ) كـسـانـى انـد كـه از عقل و ادب برخوردارند و شما به امر ونهى او نيازى نمى يابى .
مرد چنين خانواده اى نيز افزون بر اطلاعات دينى ، به عنوان مدير و سرپرست خانواده ، شوهر و پدر از آگاهيهاى لازم برخوردار است و به وظايفى كه اسلام بر عهده اش نهاده ، به خوبى آشناست .
يـكـى از مـشـكـلاتـى كـه اكـثـر خـانـواده هـاى مـذهـبـى بـا آن مـواجـه انـد جهل و نادانى است . از اين رو، در زندگى خانوادگى ناكام مى مانند. روابط حاكم بر زن و شـوهـر بـا آمـوزه هـاى اسـلامى انطباق ندارد. فضاى خانه و خانواده و محيط نشو ونماى فرزندان در اثر جهالت و ناسازگارى با آموزه هاى اسلامى آفت زده شده است . فرزندان در چنين خانواده هايى لوس ، ترسو، حقير و غيرمتكى به نفس و مانند آن بار مى آيند.
3 ـ 2. معنويت

زن وشـوهـر در خـانـواده بـرتـر سـرشـار از مـعنويت اند. زندگى آنان صحنه ذكر و ياد خـداسـت . اهـل تـهـجـد و شـب زنده دارى ، تلاوت قرآن ، دعا و مناجات ، راز ونياز، توبه و اسـتـغـفار و مانند آن هستند. از حضيض دنيا و خواسته هاى ناچيز دنيوى فراتر رفته اند و مـرغ دلشـان بـه پـرواز درآمـده و اوج گـرفـتـه اسـت . دنـيـا و مال و ثروت ، جاه و مقام و شهرت و امثال اين امور اعتبارى سيرابشان نمى كند.
پيوند آنها با يكديگر ذره اى از معنويتشان نكاسته ، بلكه بر توفيقاتشان افزوده است ؛ چرا كه زندگى زناشويى آنان به ارتباط آنها با خدا بيشتر مدد رسانده است .
آيـا مـى شـود در اين دنياى پرآشوب باانواع مشكلات خانواده اى را با اين ويژگى يافت كـه در سـيـر مـلكـوتى و معنوى و عرفانى به پرواز درآمده و راه تعالى و ترقى را با سـرعـت طـى مـى كند، پيدا كرد؟ مثال اين خانواده كدام است ؟ مى گوييم بله ، شدنى است . مانند على (ع ) و فاطمه (س ).
مـعـنـويـت اميرمومنان كه زبانزد خاص و عام است . خدا بر سراسر زندگى اش حكومت دارد. تن او در ميان زمينيان ، ولى روحش ‍ با عرشيان دمخور است . در ارتباطش با خداوند سبحان آنـچـنان اوج مى گيرد كه از هوش مى رود و ناظران مى پندارند كه او جان سپرده است . او روزى چندين بار اينگونه در ارتباطش با خدا مدهوش مى شود.
توصيف مى كند:
وقتى دخترم فاطمه در محراب عبادت قرار مى گيرد، همچون ستاره اى براى ملائكه آسمان مى درخشد و خداوند بزرگ به آنان مى گويد: اى ملائكه من ! به بهترين بنده من فاطمه بـنـگـريـد، او در مقابل من ايستاده و از خوف من تمامى وجودش مى لرزد و با تمامى حضور قلب خويش به در روايتى ديگر مى فرمايد:
امـا دخـتـرم فـاطمه ، سيده زنان عالم از اولين و آخرين است و (در حالى كه ) در عبادتگاهش (بـه نـمـاز) مـى ايـستد، هفتاد هزار فرشته از ملائكه مقرب بر او سلام و درود فرستاده و هـمانگونه كه مريم را ندا كردند، مى گويند: اى فاطمه خداوند تو را برگزيد و مطهر و پاكيزه نمود و بر زنان عالم فاطمه (ع ) واله و شيداى خداوند برتر بود و چيزى جز جـذبـه هـاى الهـى و نـظـر بـه ((وجـه الله )) راضـى اش نـمـى كـرد. رسـول خـدا(ص ) از فـاطـمـه اش پـرسـيـد: دخـتـرم ! هـم اكـنـون جبرئيل نزد من است و از جانب خدا پيام آورده كه هرچه بخواهى تحقق مى يابد. در پاسخ مى گويد:
لذتـى كه از خدمت به خدا مى برم مرا از هر خواهشى بازداشته است . حاجتى جز اين ندارم كه پيوسته ناظر جمال زيبا و والاى خداوند كريم خانواده برتر از نظر اسلام خانوده اى اسـت كـه در ايـن سـمـت وسـو حـركـت كـنـد و بـكـوشـد خـود را بـه ايـن قـله نـزديـك سـازد. لااقـل ايـن اسـت كـه بـه نماز و روزه و ساير واجبات به عنوان نمادهاى معنويت اهتمام ورزد. انـديشه و افكار خود را متوجه ملكوت كند و غل و زنجيرهاى دنيايى او را زمين گير نسازد؛ به گونه اى كه حالى براى ارتباط با معبود پيدا نكند.
4 ـ 2 تقوا

قـرآن كـريم ، تقوا را معيار برترى معرفى كرده و كسانى را كه از خداپرواى بيشترى دارند گرامى تر مى شمارد. ((اِنَّ اَكْرَمَكُمْ عِندَاللّهِ اَتْقيكُمْ)) (حجرات :13).
بـر هـمـيـن اسـاس هـر خـانـواده اى كـه در رعـايـت تـقـواى الهـى پيشتازتر باشد از لحاظ الگـويى ، برتر شمرده مى شود. در خانواده برتر زن و شوهر متقى و خداترس هستند. حد ومرزهاى الهى را مراعات مى كنند.
اسـلام در تـشـكـيل خانواده بر اين ويژگى تاكيد كرده است و مردى را شايسته همسرى مى دانـد كـه پـارسـا باشد و از گناهانى مانند زنا، شرابخوارى و گناهان علنى دورى كند. شخصى درباره ازدواج دخترش با امام حسن مجتبى (ع ) مشورت كرد حضرت فرمود:
دخـتـرت را به ازدواج مردى باتقوا درآور؛ چرا كه او اگر دخترت را دوست بدارد، احترامش مى گذارد و اگر به او علاقه نداشته باشد به او ستم 5 ـ 2 صبر و شكر
در خانواده برتر هيچ كدام از زن و شوهر در برابر سختيهاى زندگى جزع و بى تابى نـمى كنند. آنها ناملايمات زندگى را هديه هاى خدا بر خويش مى شمارند، در وقت دارايى خدا را سپاس مى گويند و هنگام ندارى و فقر صبورى مى كنند.
رسول خدا(ص ) مى فرمايد:
روزى رسـول خـدا(ص ) بـه منزل دخترش فاطمه (ع ) آمد، او را ديد كه روى زمين نشسته ، بـا دسـتـى فـرزنـدش را در آغوش گرفته ، شير مى دهد و با دستى ديگر گندمها را با آسياب دستى آرد مى كند، اشك در چشمانش حلقه زد و فرمود:
دخـتـرم ! تـلخـيـهـا و مشكلات دنيا را به ياد شيرينى و سعادت بهشت برخود گوارا ساز! حضرت فاطمه (ع ) در جواب پدر، مراتب سپاس خود را اينگونه اعلام كرد:
فـاطـمـه زهـرا(ع ) تـمام مشكلات زندگى مشترك را به جان خريده و به آن راضى بود و هيچ وقت زبان به گله و شكايت نگشود. او به اينكه خداوند سبحان نعمتهاى فراوانى به او ارزانـى داشـته ، شوهرى همچون امام على (ع ) نصيبش كرده ، فرزندانى همچون حسنين و زينبين به او داده است خدا را شكر مى كرد.
3. ويژگيهاى رفتارى

خـانـواده بـرتر در منظر اسلام از لحاظ ويژگيهاى رفتارى اركان آن برجستگيهايى دارد كه برخى از آنهاعبارت است از:
1ـ3. مديريت ايده آل

زن و شوهر در خانواده برتر به جهت برخوردارى از سه ويژگى دانش ، مهارت و اخلاق ، خـانـه و خـانـواده را بـه بـهترين شكل ممكن اداره مى كنند. در چنين خانواده اى ، مرد مديرى لايـق و كـاردان ، پـرتـلاش ، قـاطـع و جـدى دركـار اسـت . او هـزيـنـه زندگى را از طريق حـلال تـامـيـن مـى كـنـد. همسردارى او ايده آل است . مديريت او بر مبناى تحكم و زورگويى نيست . حامى خانواده است و در ارشاد و هدايت و حمايت اعضاى خانواده سنگ تمام مى گذارد و آنـان را بـه سـوى مـعـنـويـات و سـعـادتـشـان سـوق مى دهد. چنان كه قرآن كريم درباره اسماعيل صادق الوعد مى فرمايد:
وَكانَ يَاءمُرُ اَهْلَهُ بِالصّلوةِ وَ الزَّكوة ...(نحل : 90).
زن نيز در ايفاى سه وظيفه اصلى ((شوهر دارى ))، ((خانه دارى )) و ((نقش مادرى )) اسوه است . او در هر سه حوزه همچون شويش از دانش ، مهارت و اخلاق برخوردار است .
بـى تـرديد از جمله آسيبهاى جدى در بسيارى از خانواده ها اين است كه زن و شوهر قدرت مـديريت ندارند و يا در مديريت خانه و خانواده عاجزند. بنيان چنين خانواده هايى سست است و احـتـمـال نـزاع و كـشمكش و تزلزل در آن فراوان است . در اين خانواده ها يا زن قربانى سوء مديريت مرد قرار دارد و يا مرد از ناحيه سوء مديريت زن در خانه آسيب جدى مى بيند و يا فرزندان قربانى سوء مديريت زن و شوهراند.
2ـ3. مناسبات در روابط اسلامى

در خـانـواده بـرتـر بـهـتـريـن نـوع مـنـاسـبات و روابط وجود دارد. برخى از ويژگيهاى رفتارى زن و شوهر در خانواده برتر عبارت است از:
يـك . احـتـرام متقابل : در خانواده برتر زن و شوهر شخصيت يكديگر را گرامى مى دارند، در ايـن خـانـواده به زن به عنوان ركنى از خانواده بالاترين احترام نثارش مى شود و مرد نيز به عنوان ركن ديگر از برترين جايگاه شخصيتى برخوردار است .
در آموزه هاى اسلامى سفارش شده است ؛ هركس زنى را به همسرى مى گيرد بايد گرامى اش بـدارد و او را با اذيت و آزار و ستمگريهايش خرد نكند و شخصيت و كرامت انسانى او را ضـايـع نـسـازد. او بايد محترم باشد و در خانه دلبرى كند و مايه اذيت و آزار زبانى و مـانـنـد آن قـرار نـمـى دهد و در هرحال از او اطاعت مى كند بسيار سعادتمند شمرده شده است .((سـَعيدَةٌ سَعيدَةٌ امرَاَةٌ تُكرِمُ زَوجها وَلا تُوذِيهِ وَ تُطيعُهُ فِى جَميعِ يكديگر نمى گذارند و گـاه در اثر جهالت ويا غفلت در حضور فرزندان يكديگر رامورد تحقير و اهانت قرار مى دهند و هيبت و مهابت لازم را براى تربيت فرزندان از دست مى دهند.
دو. خـوش اخـلاقـى : در خـانـواده بـرتـر زن و شـوهـر بهترين مراتب خوش اخلاقى را به يـكـديـگر نثار مى كنند. آغوش گرم محبت آنها براى يكديگر باز است . بارويى گشاده و لبى خندان يكديگر را ملاقات مى كنند. پاكيزه سخن مى گويند و هرگز يكديگر را مورد آزار و زبانى واهانت قرار نمى دهند.
مرد، از بهترين مردان در ابراز محبت و لطف و خوش اخلاقى نسبت به همسر شمرده مى شود. چـنـانـكـه رسـول خـدا(ص ) خـانـواده بـرتر آنچنان متخلق به اخلاق الهى است كه اقوام و خـويـشـان ، همسايگان ، دوستان و آشنايان و مجموعه هاى ايمانى از خوش اخلاقى و لطف و صفاى آنان بهره مند مى شوند و آنها را الگو قرار مى دهند.
سـه . رعـايـت حـقـوق يكديگر: در خانواده برتر نه مرد زبان به شكايت مى گشايد و از همسرش در پايمال كردن حقوق خويش و انجام وظيفه نكردن او گله مى كند و نه زن .
آنـها به وظايف خويش به خوبى آشنا و به آن پايبند، هستند. زن و شوهر در چنين خانواده اى بـه تـقـسـيـم كـارى كـه رسـول اكرم (ص ) در زندگى مشترك على (ع ) و فاطمه (ع ) صـورت داد، كـمـال رضـايـت را دارنـد و هـركدام انجام وظيفه كردن در محدوده تعيين شده را براى خود كارى مقدس ، در رديف جهاد در راه خدا مى شمارند.
رسـول خـدا(ص ) كـارها را ميان على (ع ) و فاطمه (ع ) تقسيم كرد و حدود وظايف هركدام را مـشـخـص نمود و فرمود: كارهاى خانه را فاطمه (ع ) انجام دهد و كارهاى بيرونى بر عهده عـلى (ع ) بـاشـد. فـاطـمـه (ع ) مـى گـويـد: خـدا مـى دانـد كـه مـن چـقـدر از ايـن مـطـلب خـوشـحـال شـدم كـه كـارهـاى بـيـرون خانه بر عهده من مى دانست و همواره به تمام وظايف هـمـسـرى خـود عـمـل مى كرد، از پاكيزگى و ساده پوشى ، آرايش و عطر زدن گرفته تا كـارهـاى مـنزل و آرد كردن و نان پختن و تا قناعت به يك زندگى ساده و بى آلايش دلارام شوهر و مايه آرامش خاطر او بودن و ايثار مال و جان خود براى همسر.
حـضـرت عـلى (ع ) مـى فرمايد: به خدا سوگند هرگز فاطمه را به خشم نياوردم و او را بر كارى مجبور نساختم تا به ديدار خداى بزرگ شتافت . او نيز هرگز مرا ناراحت نكرد و فرمانم را زيرپا نگذاشت ، فاطمه (ع ) دلارام من بود و هرگاه چشمم به او چهار. حريم دارى و عـفاف : زن و شوهر در خانواده برتر به شدت به موازين شرعى پايبند هستند و بـه مـسـائل مـحـرم و نامحرم ، حفظ ناموس ، عفت و پاكدامنى و عدم اختلاط با نامحرمان فوق العـاده اهـمـيـت مى دهند. مرد در چنين خانواده اى عفيف است و چشم خويش از ناموس ديگران فرو مـى پـوشـد و خـواسـتـه هـاى غـريـزى خـود را در مـحـدوده اى كـه خـداونـد بـرايـش حـلال كـرده ، منحصر مى سازد. زن نيز خود را براى شوهرش ارزانى مى كند و در غياب او از خـويـشـتـن چـون درّى در صـدف پاسدارى مى دهد و از نامحرمان حفظ مى كند. ديدگاه زن اسـوه در خـانـواده بـرتـر ايـن اسـت كه در غيرضرورت بهترين چيز براى او اين است كه ((خـَيـرٌ خـانـواده اى كه به اين ويژگى پايبند نيست و به محرم و نامحرم و حفظ حجاب و عفاف اهميت نمى دهد، آفت زده است . بسيارى از نابسامانيهاى اجتماعى از همين ناحيه صورت مـى گـيـرد كـه زن و مرد حريم خود را نمى شناسند و به موازين شرع مقدس بى اعتنايى نشان مى دهند وگرنه هرگز اسلام با حضور زن در صحنه اجتماع مخالف نيست . اسلام با بى حجابى ، بى عفتى ، اختلاط زن و مرد مخالف است .
پـنـج . تـحـمـل يـكـديـگر: در خانواده برتر، زن و شوهر ايمان خود را در پرتو صبر و تـحـمل بر شدايد و گرفتاريها، فقر و تنگدستى و ديگر سختيها و همچنين شكرگزارى از خداوند در برابر نعمتهاى او كامل مى كنند و اين سخن پيغمبر اكرم (ص ) را شعار صبر و نيمه اى ديگر در سپاسگزارى .
در آمـوزه هـاى اسلامى براى مردى كه در برابر كژيهاى اخلاقى همسرش صبورى كرده ، بـراى خـدا تـحـملش مى كند پاداش ‍ شاكران در نظر گرفته شده است ((مَنْ صَبَرَ عَلى خُلْقِ امرَاَةٍ سَيّئةِ الْخُلقِ وَاحْتَسَبَ فى ذَلِكَ الاَجْرَ اَعْطاهُ اللّهُ ثَوَابَ الشّاكِرينَ فِى زنى هم كه بر بداخلاقى شوهرش صبر مى كند پاداشى همچون آسيه به او داده مى شود ((مَن صـَبـَرَتْ عـَلى سـُوءِ خـُلق زَوجِهَا، شش . همكارى دو جانبه : از ديگر ويژگيهاى رفتارى خـانـواده بـرتـر هـمـكـارى شايسته زن و شوهر با يكديگر در زندگى است . آن دو، بنده خـدايـنـد و خـود را در بـرابـر او مسئول مى دانند و تمام تلاششان در زندگى اين است كه رضـايـت خـدا را جـلب كـنـنـد. از ايـن رو، زنـدگـى زنـاشـويى خللى بر بندگى آنان در برابر خدا ايجاد نمى كند. چنان كه در زندگى حضرت على (ع ) و فاطمه (ع ) قضيه اين گونه بود. روزى رسول خدا(ص ) از على (ع ) پرسيد: همسرت را چگونه يافتى ؟ گفت : خـوب يـاورى بـراى اطـاعـت بـهترين نوع همكارى اين است كه زن از لحاظ معنوى و روحى شوهرش را تدارك كند و او را براى حضور در اجتماع تقويت نمايد و مرد نيز او را در مسير بـنـدگـى خـدا دسـتـگـيـرى كـنـد. از او مـراقـبت و محافظت نمايد و خويشتن را در برابر او مسئول بداند.
3 ـ 3. شيوه زندگى

خانواده برتر در زندگى داراى سبك و شيوه اى ممتاز از ديگران است . زن و شوهر در چنين خـانـواده اى اهـل كـار و تلاش اند و براى آبادانى دنيا از هيچ كوششى دريغ نمى ورزند، ولى تمام جهت گيرى هاى زندگى آنان به سمت و سوى زهد و ساده زيستى است ؛ روشى زاهـدانـه فـقيرانه دارند و از دنيا به قدر كفاف و نياز برداشت مى كنند. در زندگى آنها اثرى ز اسراف و ريخت و پاش ديده نمى شود.
خـانـواده بـرتر در شيوه زندگى خود حد و اندازه را نگه مى دارند، نعمتهاى الهى را بى حـسـاب و كـتـاب مـصرف نمى كنند و آنها را ضايع نمى سازند. در زندگى آنها اثرى از تجملات و تشريفات وجود ندارد. آنها كرامت انسانى خود را ارزشمندتر از آن مى دانند كه اسـيـر زرق و بـرق و تـجملات دنيا شوند. نه اينكه نتوانند از امكانات دنيوى برخوردار باشند، بكله دارايى و نادارى هيچ تغييرى در شيوه زندگى آنها ندارد. سخن اميرمومنان (ع ) در اين باره چنين است كه مى فرمايد:
اگـر بـخـواهـم غـذاى خـويش را از عسل مصفى و مغز گندم و لباسم را از ابريشم و حرير قـرار دهـم ، قـدرت دارم ، ولى هـيهات كه نفس بر من پيروز سلمان فارسى روزى فاطمه زهـرا(ع ) را بـا چادرى پاره و پروصله از ليف خرما ديد كه به ديدار پدر بزرگوارش مـى رفـت ، تـعـجب كرد و از شدت ناراحتى گريست و عرض كرد: دختران كسرا و قيصر در حريرند و دختر رسول خدا(ص ) چادرى ساده و پشمينه با دوازده وصله بر سر دارد؟!
وقـتـى فـاطـمـه (ع ) بـه خـدمـت پـدر رسـيـد، شـگـفـتـى سـلمـان را مـطـرح كـرد. رسـول خـدا(ص ) به سلمان فرمود: يا سلمانُ! اِنَّ ابنَتى در خانواده برتر چيزى جز خدا زن و شـوهـر را راضـى نمى كند. از اين رو، تمام جهت گيريهاى زندگى آنها براى جلب رضـايـت خـداوند است و گزينش شيوه زاهدانه در زندگى نيز به همين منظور است . از اين رو، در روايتى ديگر خود حضرت فاطمه (ع ) اينگونه پاسخ سلمان را مى دهد:
4ـ3. تربيت نسل صالح

فـرزنـدان خـانـواده بـرتـر نـمـونـه كـامـلى از تـربيت شدگان مكتبى اند. بهترين شيوه تـربـيـتـى را در خـانواده برتر مى توان سراغ گرفت . فرزندان در چنين خانواده اى از اوان كـودكـى تـربـيت دينى و اخلاقى مى شوند. راه و رسم خوب زيستن را مى آموزند. با شـخـصـيـت و عزتمند بار مى آيند و انسانى صالح مى شوند و قدم به عرصه اجتماع مى گذارند و منشا آثار و بركات فراوان مى شوند.
تـربـيـت دو ركن دارد: نخست عشق و عاطفه و ديگرى علم و آگاهى ؛ و زن و شوهر در خانواده بـرتـر از هـر دو ركـن برخوردارند؛ آنها از جهت عشق و محبت به فرزند و علاقه مندى به سرنوشت او ثروتمند هستند و از لحاظ علم و دانش از بالاترين اطلاعات برخوردارند. مى دانـنـد كـه كـودك از نـظـر روانى چه خواسته هايى دارد و چگونه بايد به خواسته هايش پـاسـخ داد. مـى دانند چگونه بايد به كودك ابراز محبت كرد و چه مقدار بايد به او محبت شـود كـه لوس بـار نـيـايـد. كـودك در خـانـواده برتر مورد تكريم قرار مى گيرد و با شـخـصـيـت بـار مـى آيـد. بـه سـوالات او بـه صـورت مـنـطـقـى ، مـسـتـدل و مـتـنـاسب با ميزان درك و فهم او پاسخ داده مى شود. او در چنين خانواده اى شجاع بار مى آيد، چرا كه زن و شوهر هرگز كودكشان را از موهومات نمى ترسانند.
نتيجه گيرى

از مجموع آنچه گذشت نتيجه گرفته مى شود كه :
1. خـانـواده ، كـوچـك تـريـن واحـد اجـتـمـاعـى اسـت و سلول اوليه آن را زن و شوهر تشكيل مى دهند.
2. خانواده اى كه با استانداردهاى اسلامى انطباق دارد، خانواده برتر است .
3. ملاك برترى خانواده ، برخوردارى از فضيلتها و ارزشهاى اسلامى است .
4. قرآن كريم منبعى براى شناسايى خانواده برتر و ويژگيهاى آن است .
5. خانواده حضرت ابراهيم ، حضرت مريم ، حضرت موسى ، حضرت شعيب و حضرت يحيى چند نمونه از خانواده هاى برتر قرآنى است .
6. اسلام ، اهل بيت پيامبر(ص ) را برترين خانواده مى شمارد و همگان را به الگوگيرى از آن دعوت مى كند.
7. ويـژگـيـهاى خانواده برتر را در سه محور اصالت خانوادگى ، ويژگيهاى نفسانى اركان آن و ويژگيهاى رفتارى آنها مى توان خلاصه كرد.
است .
9. بـرخـى از ويـژگـيـهـاى رفـتـارى خـانـواده بـرتـر عـبـارت اسـت از مـديـريـت ايـده آل خانواده ، مناسبات و روابط اسلامى زن و شوهر با يكديگر، شيوه زندگى فقيرانه و زاهدانه و تربيت نسل صالح .

اهداف و اصول تشکیل خانواده و سیاستهای تحکیم و تعالی آن


تحکیم خانواده

چکیده:
خانواده به گروهی از افراد گفته می‌شود که با یکدیگر از طریق هم‌خونی، تمایل سببی، و یا مکان زندگی مشترک وابستگی دارند.افرادی که در این واحد کوچک اجتماعی رشد می یابند و تربیت می شود به میزان رشد و شکوفایی شان سهم در واحدهای اجتماعی بزرگ انسانی دارند.
نظام خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است که اساس و زیرساخت واحدهای بزرگ اجتماعی بشری به شمار می رود.افرادی که روزی به عنوان فرمانروای مقتدر و سیاستمدار سترگ، و مدیر نیرومند، و مبتکر توانا در جامعه ظهور می کنند، و مسؤولیتهای سنگین و خطیری را به عهده می گیرند، نظام خانواده و کانون گرم پدر و مادر تربیتگاه نخستین آنها است.
رشد و شکوفایی این نظام محبوب و بی بدیل، مرهون شناخت و رعایت دقیق حقوق هریکی از اعضای آن نسبت به یکدیگر است، همانطوری که نظامهای بزرگ اجتماعی، قوانین و حقوق خاصی خودش را در ارتباط با اداره واستحکام و رشد و بالندگی دارد، نظام خانواده نیز چنین است.
مهمترین رکن در نظام خانواده پدر و مادر، و زن و شوهر است که هرکدام از حقوق ویژه ای در ارتباط با یکدیگر و در ارتباط با فرزندان برخوردار هستند، رعایت این حقوق، رشته های پربار نظام خانواده را مستحکم می سازد. تأمین شرایط زندگی شیرین و شایسته و ایجاد محیط سالم و امن محصول ایمان و اعتقاد زن و مرد به قانون دینی و عمل بر طبق آن می باشد.
شناخت مسایل مربوط به خانواده اعم از زن و مرد و فرزندان و قضاوت در باره احکام و حقوق آنان، بدون شناخت و توجه به موقعیت و جایگاه نهاد خانواده سخن ناصواب خواهد بود، و همچنین سخن گفتن از حقوق فردی و اجتماعی مرد و یا زن و بررسی حقوق زن و شوهر بدون عنایت به نقش و موقعیت خانواده در متون و منابع دینی امری ناشدنی است. بدین لحاظ ضروری است که پیش از بررسی نقش حقوق متقابل زن و مرد در تعالی و استحکام خانواده به موقعیت و جایگاه این نهاد مقدس اشاره شود.

بررسی ویژگی های خانواده سالم
در نظامهای سالم خانوادگی ، نقشها هم سالم هستند و فرزندان از رفتار پدر و مادر الگو می گیرند . پدر و مادر نقش آموزگاران را بازی می کنند، روی فرزندان خود وقت صرف می کنند ، به آنها توجه می نمایند و آنها را جهت می دهند.
در نظامهای سالم خانوادگی نقشها انعطاف پذیرند و دست به دست می شوند . حرکت آرام و آهسته است ، تبادل افکاربا یکدیگر دارند، روابط آنها با هم ملایم است . مادر ممکن است در یک زمان براساس اقتضا در نقش بلا گردان ظاهر شود و سپس ، این وظیفه به پدر و چندی بعد به فرزندان واگذارگردد.
خانواده سالم و موفق مجموعه ای است که در آن ، همه ی اعضاء موفق هستند وهمه ی مناسبات میان افراد آن روال طبیعی و موفقی دارد. اعضای این خانواده می توانند از قدرت های انسانی خود استفاده کنند. آنها از این قدرتها برای مشارکت و تعاون و ارضاء نیازهای فردی و جمعی خود استفاده می کنند. خانواده سالم خاک سالمی است که در آن افراد رشد سالم دارند و انسانها بالغ می شوند . البته رسیدن به این مهم مشمول نکات زیر است :
الف – خانواده ، واحدی برای رشد و بقاست.
ب – خانواده مکانی است که نیازهای احساسی و عاطفی همه اعضای خود را تأمین می کند ، از جمله ی این متغیرها می توان به تعادل میان استقلال و وابستگی اشاره کرد.
ج- خانواده سالم رشد و اعتلای همه اعضای خود، از جمله پدر و مادر را در نظر می گیرد.
د- خانواده مکانی است که درآن عزت نفس ایجاد می شود.
هـ – خانواده ، واحد مهمی در اجتماع است و برای جامعه ای که قصد دوام دارد حائز اهمیت است .
و – خانواده خاکی حاصلخیز برای پرورش انسانها ی بالغ است .
انسان بالغ کسی است که تفاوت میان خود و دیگران را درک می کند و از هویت برخوردار است . شخصی با این خصوصیات می تواند بی آنکه به خانواده خود متصل باشد با آنها روابط معنی دار ایجاد کند.

مقررات در خانواده های موفق روشن است . زن و شوهر از تفاوت های رفتاری ، ارتباطی و نگرش خانواده های خود آگاهند و آنها را بدون تعصب و بی آنکه به درست بودن یا نبودن آن کاری داشته باشند می پذیرند و متفاوت بودن آنها را تصدیق می کنند . زن و شوهر هر کدام در جهت یافتن راه حل های مسالمت آمیز قدم برمی دارند. البته این هرگز به معنای آن نیست که تضاد و اختلافی میان آنها بروز نمی کند. ظرفیت قبول تفاوت و مواجهه ی منطقی با تضاد ها و اختلافها نشانه ی صمیمت و نشانه ی خانواده سالم است ، اختلاف سالم چنانچه مورد استفاده درست قرار گیرد، مفید و سازنده است . در یک ازدواج موفق ، زن و شوهر متعهدند که بر سر تفاوت های خود به توافق برسند . در تضاد واختلاف باقی نمی مانند و به این هم تن نمی دهند که با هم بحث و مخالفت نکنند. به جای آن برای مصالحه و صمیمت تلاش می کنند. باهم گفتگو کردن بخشی ازتماس ومصالحه است . زوجهای موفق هم باهم درگیر می شوند؛ اما با اختلافات خود برخورد منصفانه می کنند.

جایگاه خانواده در روایات
نظام خانواده، نظام ارزشمند و محبوبی است که در اسلام هیچ بنایی محبوبتر از او پایه ریزی نشده است. پیامبر اسلام می فرماید:«ما بنی فی الاسلام بناء اَحبّ الی اللَّه تعالی و اعزّ من التزویج».در اسلام هیچ نهادی محبوب تر و عزیرتر از تشکیل خانواده در نزد خداوند بنا نشده است». و نیز فرموده است :«ما استفاد امرؤ مسلم فائدة بعد الاسلام أفضل من زوجة مسلمة، تسرّه اذا نظر الیها، و تطیعه اذا أمرها، و تحفظه اذا غاب عنها فی نفسها و ماله»
«هیچ فائده ای بعد از نعمت اسلام برتر و مفیدتر از این برای مرد مسلمان نیست که او همسری داشته باشد که هروقت به او نگاه کند مسرور و شاداب گردد و هنگامی که به او دستور بدهد اطاعت نماید، و هر وقتی که از نزدش برود حافظ جان خود و مال همسرش باشد».در این حدیث شریف زن شایسته و وارسته بالاترین ارزش و نعمت بعد از اسلام، برای مرد شمرده شده است.
«ان اللَّه عزّ و جلّ یحب البیت الذی فیه العرس، و یبغض البیت الذی فیه الطلاق».«خداوند خانه ای را که در آن عطر دل انگیز عروس بوزد دوست می دارد، و خانه ای را که در آن سخن غم انگیز طلاق سرداده شود دشمن می دارد».
نظام خانواده از چنان جایگاه و مقام شایسته در اسلام برخوردار است که حتی تأثیر روی ثواب عبادت و بندگی می گذارد، تا جایی که دو رکعت نماز کسانی که تشکیل خانواده داده اند برتر از عبادت فرد مجردی است که شب و روز نماز بخواند. چنانکه امام باقر(علیه السلام) فرموده است:«الرکعتان یصلّیهما رجل متزوج افضل من رجل اعزب یقوم لیله و یصوم نهاره»
«دو رکعت نماز مرد معیل افضل و بهتر از نماز مرد مجردی است که شب را به عبادت بایستد و روز را با روزه سپری کند».این روایات و نیز روایاتی قریب به این مضمون که در متون اسلامی، وارد شده به خوبی جایگاه و ارزش والای خانواده را تعیین می کند.

نگاهی به آسیب های خانواده امروز و علل ضعف در کارکردها

بی­شک خانواده امروز ایرانی با خانواده متعادلی که باید سنگ بنای یک جامعه سالم باشد، فاصله زیادی دارد. در گذشته بعضی سنت های غلط مانند بی عدالتی و ستم در حق زنان به خانواده ایرانی آسیب می رساند و امروزه، آموزه های مدرن مانند انکار تفاوت های جنسیتی، درهم­ آمیختگی نقش ها، فردگرایی و اصالت لذت های دنیایی، سلامت و ثبات و حتی کیان خانواده ایرانی را به خطر انداخته و آسیب های جدی اجتماعی به بار آورده است.
این موضوع هنوز چنان­که بایسته است، دغدغه اصلی اندیشمندان و مسئولان جامعه نشده است و بیشتر طرح ها و بودجه هایی که به نام خانواده تصویب می شود، در عمل در حوزه مسائل زنان اجرا و هزینه می شود. در حالی که شرط لازم برای آسایش و سلامت زنان سلامت خانواده است و با تمرکز بر روی خانواده و تقویت آن کل جامعه پیشرفت خواهد کرد.
از این­ رو، به آسیب­ شناسی این نهاد باید به طور جدی توجه کرد. برای این منظور لازم است ابتدا از خانواده متعادل و هماهنگ با آرمان ها و آموزه های اسلامی تعریفی عرضه کرد تا بر اساس آن، میزان و جهت انحراف نهاد خانواده امروز ایرانی مشخص شود و برنامه­ریزی های مناسب برای آسیب­زدایی از آن صورت گیرد. برای تعریف خانواده متعادل، دو جنبه کارکرد و ساختار خانواده باید بررسی شود.
جامعه­ شناسان کارکردهای گسترده ای برای نهاد خانواده برمی شمارند: تنظیم رفتار های جنسی، تولید مثل، حمایت و مراقبت از اعضای خانواده، جامعه­پذیری، پرورش عاطفه، تأمین پایگاه اجتماعی افراد خانواده، کنترل اجتماعی همسران و فرزندان، کارکردهای اقتصادی و تداوم نابرابری های جنسی از جمله این کارکردهاست. دین اسلام نیز برخی از این کارکردها را تأیید و در مواردی تکمیل کرده است.
از دیدگاه جامعه­ شناسی، تغییر شرایط اجتماعی و اقتصادی، سبب تغییر کارکردهای خانواده خواهد شد، مانند پذیرش ارضای نیازهای جنسی در خارج از چارچوب خانواده، کم­رنگ شدن وظیفه مرد در حمایت از همسر، ضعف کنترل و نظارت خانواده بر فرزندان و نادیده گرفتن تفاوت های جنسیتی در پذیرش نقش ها. در مقابل این دیدگاه، از نگاه دینی کارکردهای خانواده متعادل، ارزش های ثابتی است که چون در طبیعت انسان و هدف آفرینش وی ریشه دارد، نباید تحت تأثیر شرایط اجتماعی تعریف شود.

خانواده برای رسیدن به کارکردهایی که شمرده شد، مانند هر نهاد دیگری نیازمند ساختار است. از نظر جامعه­ شناسان غربی ساختار خانواده، مدل ثابت و برتری ندارد، بلکه به طور طبیعی متناسب با تغییرات اجتماعی تغییر می کند و کارکردها را نیز دگرگون می سازد. از این­رو، برای مثال از نگاه ایشان تغییر ساختار مدیریت در خانواده از نظام طولی به نظام عرضی و آزادی که زن و مرد و فرزندان را از نظر قدرت تصمیم­گیری در یک سطح قرار می دهد، به نوعی تأییدکننده انعطاف این نظام در مقابل تغییر ساختارهای اجتماعی است و پذیرفته شده است.
ولی در رویکرد دینی، دست­یابی به کارکرد خانواده متعادل، مستلزم وجود ساختار های ویژه ای در خانواده است: این ساختارها را خداوند متناسب با نیازها و استعدادهای افراد خانواده و به منظور به سعادت حقیقی رساندن انسان طراحی کرده است. از­این­رو برای شکل­گیری یک خانواده سالم، به جای پیروی از تغییرات اجتماعی، باید شرایط اجتماعی و دیگر نظام های اجتماعی را با این ساختار ها هماهنگ ساخت.
بررسی­ها نشان می دهند در خانواده هایی که از آیات و احادیث درباره خانواده بیشتر پیروی می شود، میزان رضایت­مندی افراد به ویژه زنان بالاتر است. در این خانواده ها بر خلاف نظام مبتنی بر دموکراسی به نظر می رسد، مرد اقتدار زیادی دارد، ولی مسائل اخلاقی را درباره برخورد خوب با همسر رعایت می کند. این شیوه زندگی حتی برای زنانی که در نظام پیشرفته دانشگاهی به مرتبه های بالای علمی رسیده­اند، رضایت­مندی به ارمغان آورده است. بجاست که ساختار چنین خانواده هایی از نظر جامعه­شناسی و روان­شناسی به دقت و بدون نگرانی از بر چسب­ عقب­ماندگی و ضدیت با حقوق زنان بررسی شود.
ساختار خانواده ها را از جنبه های دیگر نیز باید بررسی کرد. خانواده در جایگاه یک واحد اجتماعی، در تعامل و کنش متقابل با دیگر خرده نظام های اجتماعی است. از آنها اثر می پذیرد و بر آنها اثر می گذارد. بنابر این، در نگاهی کلی، دیگر خرده نظام های جامعه باید با ساختار خانواده اسلامی هماهنگ باشند. برای مثال، اگر خانواده دینی بر تفاوت نقش ها تأکید کرده باشد، رسانه ملی، نظام آموزش و پرورش و نظام اقتصادی کشور باید بر اساس تفاوت نقش ها و حفظ دوام این اصل برنامه­ ریزی کنند.
انسان ها بر اساس نیاز طبیعی خود ازدواج می کنند، ولی خانواده پس از شکل­ گیری، به شدت از ساختارهای اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی اثرپذیر است. کشور ما به همان نسبت که بنا به اجبار یا بر اساس سیاست­گذاری های کلان، از جریان مدرنیته اثر پذیرفته، در ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و پیرو آن در ساختار خانواده نیز دگرگون شده است.
پدیده هایی همچون افزایش آمار طلاق، آمار بالای زنان خواهان طلاق، فراگیر شدن طلاق عاطفی میان زوجین، آمیختگی نقش ها در خانواده، گسست نسل ها و… که آسیب های کارکردی خانواده­اند، پی آمد همین دگرگونی های گسترده است.
سه دسته عوامل آسیب­ زا در خانواده وجود دارد که بر یکدیگر اثر­گذارند. دسته نخست، افراد تشکیل­ دهنده خانواده اند که در صورت ضعف در مهارت ها و انحراف در نگرش ها به خانواده آسیب می رسانند. دسته دوم، انحراف در ساختار های مدیریتی، حقوقی و اخلاقی خانواده است که برای نمونه به رواج ساختار اقتدار عرضی با دمکراسی در خانواده می توان اشاره کرد. دسته سوم انحراف در دیگر نظام های اجتماعی اثرگذار بر خانواده است.


برخی از این خرده نظام های آسیب­ زا عبارتند از:

الف) رسانه های جمعی به عنوان یکی از اجزای نظام فرهنگی و آموزشی کشور، امروزه رقیب کارکرد تربیتی خانواده و یکی از بزرگ ترین منابع اطلاع­رسانی و آموزشی به شمار می روند. تحلیل محتوای این رسانه ها نشان می دهد که متأسفانه خواسته یا ناخواسته افزون بر رواج آموزه های فمینیستی، الگوهای ناسالم از خانواده را ارائه می دهند.

ب) نظام آموزش و پرورش و آموزش عالی کشور که هماهنگ با آموزه های فمینیستی و بر خلاف رویکرد دینی، تفاوت های جنسیتی را در برنامه های آموزش به کلی نادیده می گیرد.

ج) نظام اقتصادی، در بحث سیاست­گذاری و برنامه­ریزی و قانون­گذاری آن­چنان­که باید جهت حمایت از خانواده عمل نمی کند. در خانواده متعادل اسلامی، اشتغال زنان در برابر وظایف اصلی آنها به عنوان مادر و همسر و محور عاطفی خانواده، نقشی فرعی به شمار می رود و نظام اقتصادی باید متناسب با شرایط آنها فرصت شغلی ویژه فراهم کند.

کارکردهای مرد و زن در جامعه شناسی اسلام

در جامعه شناسی خانواده نیز می توان سهم مرد را بیشتر معطوف به وظایف بیرون از  خانواده، یعنی جامعه دانست. مشاغل جامعه بر دوگونه است:
الف ـ مشاغل دولتی؛ یعنی کارکردهایی که قانون اساسی یا عرف سیاسی و اداری کشوری آن را از پیش معین کرده است، مانند مدیریت سیاسی و اداری. مدیریت سیاسی، مسئول اداره ی سیاست کشور است، مانند: مجلس قانونگذار، رهبری، ریاست جمهوری، هیئت دولت و وزارت خارجه. مدیریت اداری به کار سیاست نمی پردازد و کارکرد و وظیفه ی آن انجام امور اداری محض است مانند: وزارتخانه ها، ادارات، قوه ی قضاییه و نیروهای مسلح. هر دو دسته، کار خدماتی (سیاسی یا اداری ) انجام می دهند. در این بین، ولایت، حکومت و قضاوت از جمله کارکردهای مرد شمرده می شود.
ب ـ مشاغل آزاد؛ یعنی کارکردهایی که به صورت مشاغل آزاد (کسب و پیشه و فن ) در میان مردم رواج دارد و غرض از آن خدمات، تولید و توزیع، صادرات و واردات، واسطه گری و مانند آن است و این مشاغل از عرف جامعه و سنن آن سرچشمه می گیرند.
از نظر اسلام، زن حق فعالیت در همه ی این مشاغل را دارد؛ ولی برای پیشگیری از ایجاد روابط ناسالم بین دو جنس مخالف، ورود زن را به محدوده ی مشاغلی که سبب تماس مستقیم و مستمر با مردها می شود، تشویق نمی کند، بلکه ترجیح می دهد که با ملایمت و نه اجبار، زنان به کار و فعالیت در محیط های سالم تر بپردازند. با وجود این گاه به سبب ضرورت های اجتماعی و نیاز، مذهب یا دین کار زنان را در جامعه ضروری و واجب می داند. از این رو، امروز زنان مسلمان در بیشتر جوامع اسلامی از جمله در جمهوری اسلامی ایران توانسته اند در همه گونه مشاغل سیاسی، اداری، قضایی، خدماتی و بازرگانی وارد شوند و سهم مهمی را در پیشبرد اهداف جامعه داشته باشند.

فرزندان

فرزند، «میوه ی » درخت زندگی خانوادگی است. فلسفه ی زناشویی و پیوند زن و مرد، همان تولد، رشد و کمال فرزند و بقای نسل است. با ورود فرزند به دایره ی خانواده، همواره حقوقی به وجود می آید و تکالیف و کارکردهای جدیدی برای پدر و مادر نیز ایجاد می شود که باید جزو کارکردهای خانواده به حساب آید؛ مانند حراست از تن، جان، بهداشت و سلامت کودک و پرورش روانی و فکری او در اموری از قبیل تعلیم و تربیت، تزکیه، اخلا، آداب زندگی خانوادگی و اجتماعی و از همه مهم تر آشناکردن فرزندان با دین و آیین الهی.

وظایف والدین در قبال فرزندان از نظر اسلام

از نظر اسلام، والدین در قبال فرزندان وظایف دیگری نیز دارند که دارای ظرافت های بسیار است. برخی از این وظایف به دوران پیش از تولد کودک باز می گردد. به نظر می رسد که این وظایف، تأثیرات نسلی (ژنتیک ) دارد و به سلامت جسمی و روحی فرزند مربوط می شود. به عنوان نمونه می توان به خوراک والدین ـ به خصوص خوراک مادر ـ و پاکی و طهارت ظاهری و باطنی آنان اشاره کرد. پس از تولد کودک نیز والدین وظایفی دارند؛ از جمله: انتخاب نام های زیبا که الهام بخش پاکی و انسانیت برای کودک باشد و نیز پرهیز از نام های ناپسند؛ همچنین وظایف مادر در رعایت آداب شیردادن [مستحب است که مادر شیر خود را به فرزندش بدهد و این کار با رعایت پاکی روحی و بهداشت خوراک باشد]. از پیامبر (ص) روایت شده است که برای کودک، شیری بهتر از شیر مادر نیست. در منابع حقوق و اخلاق اسلامی، بیشترین تأکید بر تربیت و آموزش کودک و ارشاد وی برای زندگی در جامعه شده و آمده است که خیر و شر فرزند به والدین مربوط است. سپس مراحل تربیتی کودک و نوجوان به سه دوره ی هفت ساله تقسیم شده است؛ به طوری که پدر و مادر در هفت سال اول باید کودک را به غرایز کودکی خود واگذارند تا از راه بازی های کودکانه به رشد شخصیت خود بپردازد؛ در هفت ساله ی دوم، به آموختن خط، زبان، فرهنگ و ورزش های مفید مانند شنا و سواری به کودک و در هفت سال سوم به آشنایی کودک با وظایف شرعی، قانونی و اخلاقی بپردازند. در پایان دوره ی سوم، آخرین وظیفه ی رسمی و مستقیم آنان تشکیل خانواده برای فرزندان است.

کارکرد خانواده در نظام اسلامی

خانواده دارای کارکردهای فراوانی است که برخی از آنها به میل و تشخیص بشر به وجود آمده و برخی برمبنای جبر طبیعت بوده است. مهم ترین کارکردهای خانواده را به این ترتیب می توان برشمرد:

1- حفظ نسل :

اصلی ترین کارکرد طبیعی خانواده عبارت است از تولید فرزندان و نگهداری و حفظ زندگی آنان و همین کارکرد خانواده است که اصل و نسل انسان را برروی زمین نگه داشته است. اسلام به سبب تطابق و هماهنگی اش با طبیعت، به این کارکرد اهمیت بسیار می دهد. پیامبر اکرم (ص ) در این باره می فرماید: «من به فرزند آوردن شما افتخار می کنم. .. »؛ و برای تشویق مادران به آوردن فرزند، دوران بارداری را برای آنهاهمچون عبادت بزرگی دانسته است. یکی از دستاوردهای مهم این کارکرد، حفظ و نگهبانی دقیق از خط توارث و نسب انسان و خانواده ها و نیز جلوگیری از در آمیختن نسب ها (یا اختلاط انساب ) است. برای حمایت از این کارکرد مهم خانواده است که اسلام از روابط آزاد مرد و زن در جامعه بیزار است و هر دوی آنها به ویژه زنان را به «عفت » و پاکدامنی دعوت می کند و نوعی پوشش را برای آنان واجب می شمرد که به آن (حجاب ) گفته می شود.

2-انتقال تجربه:

کارکرد مهم دیگر خانواده، آموزش زندگی فردی و اجتماعی و انتقال تجربه های به دست آمده در طول زندگی به فرزندان است. این کارکرد و وظیفه سبب نگه داری از فرزندان (پسر یا دختر) در مقابل خطرات طبیعی، اجتماعی و بشری می شود. این کارکرد پس از بلوغ و حتی پس از استقلال فرزندان و جدا شدن آنان نیز بسیار مهم و ضروری است. اسلام به این مهم توجه بسیار کرده و دستورهای فراوانی در این باره به والدین داده است. این کارکرد را نیز می توان طبیعی دانست، زیرا در حیوانات هم دیده می شود و خانواده ای که از این کارکرد تهی باشد نوعی خانواده ی مسخ شده است که نمونه های آن را در غرب فراوان می توان یافت. ۳- پرورش روحی و فکری فرزندان:
پدر و مادر موظف به پرورش و هدایت روح و اندیشه و شکل دادن به شخصیت و منش فرزندان هستند؛ همان گونه که یک باغبان به رشد طبیعی و سلامت درختان خود اهمیت می دهد. یکی از این وظایف، آموزش علم، فن و هنر به فرزندان است، تا استعدادهای • بالقوه آنها را شکوفا کند. وظیفه ی دیگر، آموزش اخلاق، شیوة معاشرت با دیگران و پرورش عواطف انسانی فرزندان، تقویت روح همکاری، خدمت به وطن و درک مسئولیت های فردی، اجتماعی و خانوادگی است. این نقش، شامل رفتار عاطفی ماهرانه ی والدین برای جلوگیری از بروز عقده های عاطفی و روانی، ایجاد سرخوردگی و بحران های روحی، بی تفاوتی و افسردگی، و احساس نا امنی، ترس و سرگردانی نیز می شود و دین اسلام به این مسائل اهمیت بسیار داده و به تأثیرات عمیق اجتماعی و جامعه شناختی آن نیز توجه داشته است.

3-انتقال فرهنگ و زبان:

خانواده مسئول آموزش زبان مادری و ملی به فرزندان و آشناکردن آنان با فرهنگ ملی، بومی و دینی و دادن شعور اجتماعی به آنان است. در اسلام خانواده مکلف است که جهان بینی صحیح الهی و اسلامی را که در عرف به نام «اصول دین » معروف است، به فرزند خود بیاموزد، او را با اصول قوانین دینی (احکام شرعی ) آشنا کند و از کارکردهای غیر قانونی و ممنوع (محرمات ) پرهیز دهد. در اسلام، خانواده مسئول نگهبانی از ارزش های دینی، مکتبی، اخلاقی و ملی و مأمور آموزش آن به اعضای خود است. ۵- ایجاد آرامش روانی:
یک رکن مهم خانواده همان گونه که اشاره شد، زن است. از نظر روانی زن عواطفی رقیق و قلبی مهربان دارد و دارای غریزه ی پرستاری، مهرورزی و صلح جویی است. به طور طبیعی یک زن سالم روحیه ای به دور از پرخاش، جنگ و خصومت دارد؛ از این رووجود او همواره می تواند تعدیل کننده ی احساسات خشونت بار و جنگ جویانه ی مرد در بیرون و درون خانه باشد. به برکت همین ویژگی انتظار می رود که وجود یک زن سالم در خانه و خانواده اثری آرام بخش داشته باشد و سبب ایجاد راحتی روانی شود و خانه برای اعضای آن به ویژه مرد، آسایش و تعادل روانی و عصبی را به همراه بیاورد و محیط زندگی عاطفی و شیرین شود و حتی این محیط عاطفی و لطیف شده، از خانه به کوچه و بازار و جامعه نیز انتقال یابد. زن در قرآن سبب آسایش و آرامش مرد و همه ی اعضای خانواده معرفی شده است. در این آیه یکی از نعمت های خداوند ایجاد دوستی، ترحم و نرم دلی بین زن و شوهر است.

4-ساختن جامعه ای سالم و نیرومند:

در جامعه شناسی اغلب به ذکر همین چند کارکرد معروف برای خانواده بسنده می کنند، در صورتی که در اسلام، وظایف و کارکردهای خانواده منحصر مواردی چون ایجاد نسل، تربیت و حفظ و نگهداری فرزند نمی شود، بلکه از آنجا که خانواده اصلی ترین پایه های بنای جامعه است، نقش عمده ای در ساختن یک جامعه ی سالم و نیرومند دارد. در اسلام مسئولیت اجتماعی فراگیر و عام است و شامل همه ی افراد جامعه و خانواده ها می شود. در این دین «همه مسئول همه » هستند: «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته ». هر خانواده با تلطیف و آرامش بخشیدن به روح و اعصاب مرد و دیگر اعضای خود و تربیت صحیح فرزندان شایسته برای بهسازی جامعه، مهم ترین گام را در ساختن جامعه ی سالم و پیشگیری از فساد برمی دارد.

تأثیر خانواده در امنیت اجتماعی

یکی از زوایایی که می توان به کمک آن به ارزیابی نقش، اهمیت و ارزش خانواده پرداخت، تأثیر سازنده یا مخرب خانواده در «امنیت اجتماعی » است. محاسبه ی مالی و کاری وظایف و عملیات نیروهای انتظامی و قضایی (فعالیت های پلیس شهری و بیرون شهر، حجم کار دستگاه قضایی و زندان ها و هزینه های آن و پیامدهای اقدامات پلیسی و قضایی از قبیل اعدام ها و زندان هابر خانواده مجرمین می تواند ما را به درک عمق و اهمیت نقش خانواده رهنمون سازد.

نقش اجتماعی خانواده در پرورش سالم افراد

همچنین می توان تأثیر خانواده را در ایجاد نسلی سالم و قوی یا برعکس نسلی ضعیف ومریض؛ یا در ایجاد جامعه ای مولد و فعال و یا جوانانی فرومانده، تنبل و بدون فعالیت بررسی و ارزیابی کرد. اگر خانواده ها انسان هایی منحرف و ناسالم به جامعه تحویل دهند، محال است که از مجموعه ی آن افراد، جامعه ای سالم و غیر منحرف به وجود آید. تحقیقات و آمارها نشان می دهد که همه یا اغلب تبهکاران در خانواده و دوران کودکی یا جوانی دچار نابسامانی بوده و یا از تربیت صحیح محروم بوده اند. اگر بشر جامعه ای سالم و به دور از انحرافات و آسیب های اجتماعی و محیطی خالی از تبهکاری، جرم و جنایت می خواهد، ابتدا باید به اصلاح ساختار خانواده و سالم سازی روابط افراد آن و نیز تصحیح رفتار والدین بپردازد. در واقع والدین باید نخست نقش و وظایف خود را در قبال خانواده به خوبی بیاموزند و سپس آنها را انجام دهند. از دیدگاه جامعه شناسی، طرح اسلام برای یک خانواده ـ با رعایت تمام شرط هایی که برای آن لحاظ شده است ـ کامل ترین طرح ها و برنامه ها در راستای ساختن یک جامعه ی سالم و بدون آسیب، یا با کمترین آسیب اجتماعی است و می تواند طرحی جهانی برای همه ی ملت ها باشد.

برخی آفات خانواده در جامعه مدرن

انواع اعتیاد به الکل و مواد مخدر، ارتکاب جرم و جنایت و داشتن مشاغل ممنوع و مجرمانه، به خانواده آسیب های شدیدی می رساند. برخی پدیده های به ظاهر عادی مانند صنعتی شدن، و گاه وجود رسانه های گروهی مثل تلویزیون و نیز مسائلی چون شهرنشینی روستاییان یا اقامت در خارج از کشور، هسته ای شدن خانواده و دور شدن فرزندان از والدین و خانواده ی گسترده ی خود، فرزند نیاوردن زن یا شوهر، کمبود عواطف بین همسران و برخی بحران های روحی می تواند سبب جدایی روحی میان اعضای خانواده و در نتیجه سستی جاذبه های جمعی خانواده و نابسامانی آن یا حتی جدایی زن و شوهر و فرزندان از یکدیگر شود.
خانواده نخستین نهاد اجتماعى است که در زندگى جمعى انسان شکل گرفته و مهمترین نقش را در توسعه و رشد مراحل حیات بشر از ابتدا تا هنوز و تا فرجام زندگى، نسبت به سایر نهادهاى اجتماعى داراست. ولى با همه اینها متأسفانه امروزه در اثر تهاجم گسترده فرهنگ منحط و ضد اخلاقی غرب، نظام مقدس خانواده دچار تزلزل و بحران شده است. و کمتر به زن و مرد که مهمترین رکن نظام مقدس خانواده به شمار مى روند بها داده مى شود. یکى از عوامل تزلزل خانواده ها، عدم آشنایى زن و شوهر به حقوق همدیگر و یا نادیده گرفتن حقوق یکدیگر است که در اثر عدم آشنایى و یا رعایت نکردن حقوق همدیگر، نظام خانواده دچار بحران و تزلزل مى شود. افرادى که در این واحد کوچک اجتماعى رشد مى یابند و تربیت مى شوند، به میزان رشد و شکوفایى شان در واحدهاى اجتماعى بزرگ انسانى سهیمند.
مهمترین رکن در نظام خانواده پدر و مادر، و زن و شوهر است که هرکدام از حقوق ویژه اى در ارتباط با یکدیگر و در ارتباط با فرزندان برخوردار هستند، رعایت این حقوق، رشته هاى پربار نظام خانواده را مستحکم مى سازد. تأمین شرایط زندگى شیرین و شایسته و ایجاد محیط سالم و امن محصول ایمان و اعتقاد زن و مرد به قانون دینى و عمل بر طبق آن مى باشد.
شناخت مسایل مربوط به خانواده اعم از زن و مرد و فرزندان و قضاوت در باره احکام و حقوق آنان، بدون شناخت و توجه به موقعیت و جایگاه نهاد خانواده سخن ناصواب خواهد بود، بدین لحاظ ضرورى است که پیش از بررسى نقش حقوق متقابل زن و مرد در تعالى و استحکام خانواده به موقعیت و جایگاه این نهاد مقدس اشاره شود:
زن براى مرد و مرد براى زن به عنوان لباس و پوشش مى باشد که همدیگر را از آلودگى و فجور محافظت مى کند.

اهمیت خانواده در دوران نوجوانی

ویژگی مهم دوران نوجوانی، استقلال‏طلبی نوجوان است. او می‏خواهد به شیوه‏ای، رشد و استقلال خود را به خانواده ثابت کند. بر این اساس، فاصله میان خود و خانواده را بیشتر می‏کند و به گروه هم‏سالان نزدیک می‏شود. در صورتی که خانواده در این دوران با کارکردهای اساسی خود آشنا نباشد و ویژگی‏های دوران نوجوانی را نشناسد، کارکرد تربیتی درستی نخواهد داشت. چه‏ بسا رفتارهای نادرست اعضای خانواده و فضای نامناسب آن، نوجوان را بیشتر از این محیط دور سازد .

عوامل امنیت و ثبات خانواده

رشته حیات خانواده باید چنان استوار باشد که هیچ عاملی نتواند آن را از هم بگسلد. برای حفظ خانواده از فروپاشی باید از همان آغاز مراقب بود و کنترل‏های لازم را انجام داد. عواملی که سبب حفظ خانواده از خطر و آلودگی‏ها می‏شود، بسیار و متنوع است؛ زیرا بخشی از آنها به خود زن و مرد، بعضی به اجتماع و برخی نیز به دولت و حکومت برمی‏گردد. عواملی چون پاکی، تقوا، حفظ عفت، رعایت حقوق، شرکت در غم و شادی یکدیگر، وجود فرزند، محدود کردن خواسته‏ ها، تحمل یکدیگر، پاکی مردم، نظارت اجتماعی، کنترل عوامل مزاحم، کنترل مراکز فساد، اجرای قوانین، ارشاد عمومی، تشویق به ازدواج، آسان‏سازی ازدواج، دادن امتیاز شغلی به متأهل‏ ها و کنترل مسئله طلاق، همگی می‏توانددر حفظ و ثبات حیات خانواده مؤثر باشد .

عشق ، بنیان خانواده

چون نیک بنگریم و بیندیشیم، به روشنی درمی یابیم که عشق نه تنها رکنی از ارکان خانواده است ، بلکه در قوام و بقا و تعادل بنیان های دیگر نقش بی همتا دارد تا جایی که شاید بتوان گفت، عشق روح خانواده است یا این که خانواده به راستی خانه عشق و آشیان عشق است. اندیشمندان در اثبات سخن به آیه «خلق لکم من انفسکم ازواجاً لستکنوا الیها و جعل بینکم مودهٔ و رحمهٔ» و نیز «هوالذی خلقکم من نفس واحدهٔ و جعل منها زوجها لیسکُن الیها» استناد می کنند و معتقدند: اساس روابط اجتماع درون خانواده که همانا دوستی، تفاهم متقابل و همیاری است، با ملات عشق به هم پیوسته و آمیخته است. از این دیدگاه، اشاره به نفس واحده در آیه کریمه دیگر گویای این حقیقت است که نهاد خانواده ظرف رویش روح و جان، رستگاری و بالندگی زن و مرد تا رسیدن به اوج بالندگی (کمال انسانی) است؛ یعنی، نه مرد به تنهایی کامل است و می تواند به کمال برسد، نه زن. مگر با همگرایی و بودن و زیستن در محدوده خاص مقررات و دستورالعمل هایی که نهاد خانواده نام دارد. نهادی که سرآغاز راه رفتن به سوی کمال است.
انسانیت وقتی در عرصه معنویت استقرار می یابد که انسان ها با هم باشند و بتوانند به درستی (آن گونه که خداوند مقرر فرموده است) با هم زندگی کنند. هدف زندگی، فرجام حیات و رستگاری یا گمراهی هر انسان در وجود «انسان های دیگر» است. تعامل و همزیستی انسان هاست که همه مقوله های مطرح و قابل فهم در عرصه حیات و زندگی او را معنا می بخشد. خوبی و بدی، خوشبختی یا بدبختی، آرامش و تلخکامی، فقط در تعامل و اصطکاک روابط انسان ها معنا می یابد. پس انسان اجتماعی است و غیر از زیستن در اجتماع راه چاره ای ندارد.
نخستین اجتماعی که آدمی در آن بار می آید تا زیستن در جامعه بشری و همیاری و همزیستی با انسان های دیگر را به اقتضای فطرت بشری فراگیرد، خانواده است. یعنی نخستین هسته پیدایش اجتماع، چون جامعه بشری را به پیکری واحد تشبیه کنیم، خانواده را می توانیم نخستین سلول پدیدآورنده آن بدانیم.
به اعتبار این فلسفه وجودی، اندیشمندان می گویند: خانواده هم مکتب شایسته پرورش انسان و اجتماعی شدن اوست، هم پناهگاه و مأمن او تا سختی های زیستن در اجتماع بشری و مراوده و معاشرت و ارتباط با انسان های دیگر را با دستیابی به ابزارها و امکانات لازم که در نهاد خانواده است و دیگر اعضای خانواده در دسترس او می گذارند، تاب آورد. با این همبستگی اخلاقی و حقوقی، احساس وظیفه بیش از خواست و نیاز جنسی در روابط زن و مرد اهمیت می یابد و با این انگیزه است که زن و مرد می توانند عشق را با اخلاق درآمیزند تا محیط مساعدی برای رشد جسمانی واعتلای معنوی و اخلاقی فرزندشان فراهم آید.
ماهیت خانواده به گونه ای است که احساس و عاطفه در آن حرف اول را می زند و چنان که یک صاحب نظر می گوید: «طبع خانواده با حقوق و احکام آمرانه چندان سازگار نیست» و قانون در ایجاد نظم خانوادگی تأثیر اندک دارد؛ حال آن که درهای خانواده همیشه به روی ارزش های دینی و اخلاقی گشوده است. چون گلزاری که تشنه نور و پرتو آفتاب است، نه تنها از آن رمق و جان می گیرد که حیات و دوام و بقایش بسته به تابش نور است.
دکتر سید مصطفی محقق داماد، در تحلیل ژرفکاوانه اش، موضوعی جالب را مطرح کرده است:
بیشتر واژه های به کار رفته در مورد نهادهای حقوقی در روابط اعضای خانواده به گونه ای است که واژه ویژگی اخلاقی و عاطفی دارد، چنانکه واژه صداق مفهوم صدق و صفات را دربردارد یا این که «نحله» مفهوم اخلاقی هدیه دادن به همسر را برمی تابد.
وی در «حقوق خانواده» با اشاره به این که عقد نکاح در اسلام صرفاً یک قرارداد حقوقی نیست، بلکه پیمانی عاطفی، اخلاقی و حقوقی است، آورده است: حکمای باستان به نقش اصلی و محوری عاطفه و اخلاق در تنظیم کانون خانواده توجه کرده اند، رخنه دولت را به این سرای مردمی زیانبار و خطرناک دانسته اند و در بخش بندی حکمت عملی، تدبیر منزل را از سیاست مدن جدا کرده اند تا مرز قاطع و طبیعی میان دولت و خانواده نمایان شود.
به گفته محقق، دراین جداسازی، حق با حکماست، زیرا تجربه نشان داده است که دولت ها، بخصوص دولت های سکولار، هرگاه خواسته اند به استناد قوانین خودساخته، خود را به خانواده تحمیل کنند، به آن آسیب زده اند. ناگزیر، به ویرانی کمربسته اند تا مانع خودکامگی و قدرت نمایی شان را ازمیان بردارند یا این که به ساختن چارچوب بیرونی آن بسنده کرده اند تا مشکل دلخواه را به آرامی مستقر سازند. اما قوانین برگرفته از ادیان الهی که مبتنی بر اصول و مبانی اخلاقی است، به گونه دیگری است.
حکیم، شیخ الرئیس ابوعلی سینا، در رساله ای به منظور تشریح جایگاه و اهمیت خانواده و ارکان آن [تدابیر المنازل یا السیاسات الاهلیه (یک بار هم با عنوان «فی السیاسه المنزلیه» چاپ شده است)] و چگونگی روابط میان زن و شوهر و همچنین پدر و مادر و فرزندان، تصویری روشن از خانواده مطلوب برای تربیت فرزندان شایسته که اساس پدیدآمدن جامعه صالح است، ترسیم کرده است.
ابن سینا در تبیین هدف های خانواده مطلوب مبتنی بر موازین اخلاقی و عاطفی دین محور، بر ۳ انگیزه اقتصادی، اجتماعی و همچنین محبت و آرامش تأکید کرده است. نظر او در توجیه نخستین انگیزه حاکی است: «انسان برای حفظ دارایی خویش و نگهداری آن برای زمان نیازمندی، به مسکن و بیت نیاز دارد و این همسر است که می تواند در این امر شریک و همراه مناسبی برای او باشد.» به گفته ابن سینا، زن شایسته شریک مرد، نگهبان مال او، جانشین او در خانه و امین او در تربیت فرزندان است.»
ابن سینا در «الشفاء الهیات» ازدواج را «برترین رکن مدینه» توصیف کرده و در تبیین انگیزه اجتماعی تشکیل خانواده گفته است: «فرزندی نیاز است تا هنگام ناتوانی و به وقت پیری، یاور پدر و مادر باشد و نسل ایشان را تداوم بخشد و یاد ایشان را پس از مرگ زنده بدارد.»
به گفته ابن سینا، سکون و آرامش درونی هم در سایه ازدواج و گزینش همسر پدید می آید و این نکته، چنانکه دکتر مصطفی محقق داماد می گوید، به روشنی مبین تأثیرپذیری ابن سینا از قرآن است.
نکاتی که در امر ازدواج باید رعایت شود، به نظر ابن سینا، به این شرح است:

▪ قانونی شدن

نخستین امری که باید از سوی قانونگذار به صورت قانون و سنت درآید، ازدواج است و با مشروع شناخته شدن ازدواج، هرگونه ارتباط جنسی خارج از محدوده ازدواج، نامشروع شناخته خواهدشد.

▪ تشویق و تحریض

مدیران امور مدینه باید مردم را به ازدواج تشویق و دعوت کنند.

▪ علنی بودن

ازدواج باید آشکار و علنی باشد، زیرا این امر از بروز تردید در نسبت و نیز اختلال درانتقال میراث اشخاص پیشگیری می کند.به گفته محقق داماد، این نکته در نصوص نبوی نیز آمده است: «اعلنوا النکاح ولو بالدف» یعنی، نکاح و ازدواج را حتی با نواختن دف، آشکار سازید.

▪ ازدواج، پیمان محکم و استوار

ازدواج باید پیوندی همیشگی و مستحکم باشد و در معرض تزلزل و بی ثباتی قرارنگیرد؛ چنانکه قرآن مجید نکاح را میثاق غلیظ توصیف کرده است .

▪ ضرورت رشد عقلانی و جسمانی

ابن سینا سن معینی برای ازدواج توصیه نکرده، بلکه گفته است: زمان مناسب وقتی است که فرد به بلوغ جسمی و رشد عقلی برای اداره زن و فرزند برسد و ازنظر اقتصادی، شغل و درآمد لازم را برای معاش خانواده داشته باشد.

▪ تأکید بر زندگی مستقل

ابن سینا توصیه کرده است که وقتی فرزند با شغل خویش درآمدی به دست آورد، تدبیر آن است که ازدواج کند و از خانواده اش جدا شود.
شیخ الرئیس ابوعلی سینا برای تدبیر خانواده اصولی دارد که دکتر محقق داماد در پژوهش های خود آنها را تبیین کرده است.

 . احترام مرد

ابن سینا با استناد به آیه «الرجال قوامون علی النساء»(قرآن مجید، گفته است: در روابط زوجین، ریاست خانواده با شوهر است. زیرا اگر شوهر تحت سیطره و اطاعت زن قرار گیرد، خانواده به سبب احساسی بودن زن و پیروی از هوی و هوس، به تباهی و فساد کشیده خواهدشد. لذا به نظر او، هیبت مرد لازم است و مقصود از هیبت آن است که مرد در برابر همسر و فرزندان از احترام لازم برخوردار باشد و هیچ کس او را کوچک نشمارد.
به گفته ابن سینا، مرد برای داشتن هیبت، باید احترام خود را درخانه با مراعات و مروت حفظ کند، به وعده های خود پایبند باشد و از وعده های تحقق نیافتنی بپرهیزد.

 .تکریم همسر

به نظر ابوعلی سینا، شوهر باید همسر خود را تکریم نماید و اگر بخواهد زن را به حسن رفتار و رعایت حرمت خویش وادارد، راهی جز این ندارد و با تهدید و اجبار نمی تواند به این هدف دست یابد. زیرا وقتی زن کرامت خود را ببیند، در حفظ و تداوم آن می کوشد و از زوال آن می ترسد.
ابن سینا در تبیین آنچه سبب تکریم زن می شود نیز ۳ نکته مهم را به این شرح مورد توجه قرارداده است:

 .دادن زینت نیکو به همسر

به گفته ابن سینا، با توجه به طبع زن و علاقه اش به زینت، مرد باید باتوجه به وضع ظاهری وی، به شخصیت زن احترام بگذارد.

 .حفظ حجاب زن

ابن سینا با استناد به دستور شریعت اسلامی، رعایت ستر و پوشیدگی زن از بیگانگان را از ضرورت های تکریم و احترام زن دانسته و بر آن تأکید کرده است.

.پرهیز از برانگیختن حسادت زن

ابن سینا، مرد را از توجه داشتن به زنی غیر از همسر خود و تحسین و تمجید او نزد همسرش برحذر داشته و گفته است این رفتار با هیبت مرد که رکن خانواده است، منافات دارد و سبب بروز نفرت و خصومت میان زن و شوهر می شود. از این رو، سعادت خانواده و ضرورت پیروی از فضائل اخلاقی حکم می کند که شوهر از این شیوه رفتار بپرهیزد.

.اهمیت اشتغال زن

ابن سینا در «تدابیر المنازل» به مسأله اشتغال زن نیز پرداخته و گفته است: زن اگر بیکار باشد، از نظر اخلاقی به بیراهه کشیده می شود، احساس پوچی و بیهودگی می کند و خود را با کارهای لغو و بیهوده مشغول می سازد؛ از این رو، مرد باید همسرش را به امور مهمه مشغول سازد.
نکته مهم دیگر در نظرات ابن سینا چگونگی خروج زن از خانه است، او در این باره گفته اسـت: «در تربیت اسلامی، خروج زن از منزل باید با توافق همسرش باشد و این توافق ممکن است همراه با قرارداد ازدواج حاصل شود، در غیر این صورت، اگر شوهر خروج بی اجازه را با مصالح خانوادگی منطبق نبیند، می تواند از آن جلوگیری کند .


خانواده و سیاستهای تحکیم و تعالی آن
مقدمه:
خانواده از ابتدای تاریخ تاکنون در بین تمامی جوامع بشری، به عنوان اصلی‌ترین نهاد
اجتماعی؛ زیربنای جوامع و منشأ فرهنگ‌ها، تمدن‌ها و تاریخ بشر بوده است، پرداختن
به این بنای مقدس و بنیادین و حمایت و هدایت آن به جایگاه واقعی و متعالی‌اش،
همواره سبب اصلاح خانواده بزرگ انسانی و غفلت از آن موجب دور شدن بشر از حیات
حقیقی و سقوط به ورطه هلاکت و ضلالت بوده است.
اسلام به عنوان مکتبی انسان‌ساز بیشترین عنایت را به تکریم، تنزیه و تعالی خانواده
دارد و این نهاد مقدس را کانون تربیت و مهد مودت و رحمت می‌شمرد و سعادت و شقاوت
جامعه انسانی را منوط به صلاح و فساد این بنا می‌داند و هدف از تشکیل خانواده را
تأمین نیازهای مادی، عاطفی و معنوی انسان از جمله دستیابی به سکون و آرامش
برمی‌شمارد. دستیابی به این اهداف والای مکتب اسلام و حفظ و حراست دقیق و مستمر از
آن، نیازمند توجه جدی به خانواده و پیاده ‌کردن قوانین مربوط به آن در اسلام است و
ضروری است کلیه برنامه‌ریزی‌ها و سیاستگذاری‌ها در تمام سطوح، حق مدارانه و ملهم
از نگرش توحیدی و در راستای تعالی و مصالح خانواده باشد.
شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان براساس بند سوم شرح وظائف خود مبنی بر «سیاستگذاری و
برنامه‌ریزی جهت تقویت نهاد مقدس خانواده بر مبنای آسان کردن تشکیل خانواده،
پاسداری از قداست آن و استوار ساختن روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامـی
» و نیز با بهره‌گیری از قرآن و سنت، قانون اساسی و دیگر قوانین جاری در نظام
اسلامی ایران و رهنمودها و فرمایشات حضرت امام خمینی (ره) و بیانات روشنگرانه مقام
معظم رهبری در مورد خانواده، اقدام به تهیه سیاست‌های تشکیل، تحکیم و تعالی
خانواده نموده است.

تعریف خانواده:
خانواده گروهی است متشکل از افرادی که از طریق نسب یا سبب و رضاع با یکدیگر به
عنوان شوهر، زن، فرزندان، مادر، پدر، برادر و خواهر در ارتباط متقابلند و فرهنگ
مشترکی پدید آورده و در واحد خاصی به نام خانواده زندگی می‌کنند.

اصول و مبانی:
1ـ نظام زوجیت از ارکان عالم خلقت و از آیات و نشانه های الهی است و وحدت زن و مرد
در ابعاد انسانی و اختلاف آنها در بعد بشری از شاهکارهای خلقت و موجب تداوم و
تکامل حیات آنان می‌باشد؛
2ـ زن و مرد بر اساس حکمت الهی با لحاظ تفاوت‌های طبیعی آنها باید از حقوق انسانی،
اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی عادلانه برخوردار شوند؛
3ـ خانواده واحد بنیادین جامعه و کانون اصلی رشد و تعالی انسان است، قوانین و
مقررات و برنامه‌های کشور باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده، حمایت و پاسداری
از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد؛
4ـ نتایج ازدواج ایجاد مؤدت، رحمت و آرامش میان زن و شوهر است و با تکریم و احسان
توسط فرزندان و رحمت و تربیت توسط والدین تداوم و تکامل می یابد؛
5ـ اعضای خانواده بویژه والدین نسبت به حفظ حرمت و صیانت خانواده از آفات و
آسیب‌ها و توانا نمودن اعضا در ابعاد شناختی و رفتاری جهت هدایت آنها در مسیر الی
الله و حصول به حیات طیبه مسئول می‌باشند؛
6ـ تربیت و عواطف اجتماعی به عنوان مهمترین ویژگی‌های نظام انسانی از خانواده نشأت
می‌گیرد و توجه به نقش محوری زن به عنوان محور عاطفه و تربیت و نقش محوری مرد در
امر تربیت و تأمین معیشت و اداره زندگی، امری ضروری است.

اهداف :
1ـ تحقق دیدگاه اسلام در خصوص اهمیت جایگاه، منزلت و کارکردهای خانواده در نظام
اسلامی؛
2ـ حمایت از تشکیل، تحکیم و تعالی نهاد خانواده و پیشگیری از تزلزل و فروپاشی آن؛
3ـ ارتقاء سطح فرهنگی و تربیتی اعضای خانواده به منظور ایفای نقش آن در سلامت و
بهبود فرهنگی جامعه؛
4ـ همگرایی و هماهنگی در کلیه سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌ها در موضوع خانواده به
منظور بهبود وضعیت تشکیل، تحکیم و تعالی خانواده؛
5ـ آگاهی افراد خانواده نسبت به حقوق و وظایف یکدیگر و زدودن نگرش‌های غلط جامعه؛
6ـ گسترش و تعمیق ارزش‌های اصیل اسلامی در خانواده برای تربیت نسل سالم، با ایمان،
مسئول و مؤثر در رشد خود، خانواده و جامعه؛
7ـ ایمن سازی خانواده از آسیب و بحران‌های اجتماعی و حمایت از خانواده‌های
آسیب‌دیده؛

هدف اول: تحقق دیدگاه اسلام در خصوص اهمیت جایگاه، منزلت و کارکردهای خانواده در
نظام اسلامی
راهبردها:
1- ترسیم الگوی خانواده متعادل و تبیین ویژگیهای الگویی خانواده آرمانی در اسلام ؛
2- تحکیم مبانی اعتقادی خانواده و تواناسازی آن در ابعاد شناختی و اخلاقی جهت
هدایت خانواده در مسیر الهی و تقویت فرهنگ اسلامی؛
3- توسعه آگاهی‌های جامعه و اعضای خانواده نسبت به اهمیت، کارکردها و تأثیر آن بر
بنیانهای شخصیت فرزندان و توسعه انسانی جوامع به عنوان عامل مهم انتقال فرهنگ و
ارزشها؛
4- ارتقای امنیت و تأمین نیازهای مادی، معنوی و مصونیت بخشی خانواده در ابعاد
فرهنگی، روانی، اقتصادی و اجتماعی؛
5- تأمین نیازهای مادی، معنوی، عاطفی فرزندان در خانواده به منظور افزایش احساس
تعلق اعضای خانواده به یکدیگر؛
6- تأمین و ارتقاء سلامت روحی، جسمی، اجتماعی زنان در مراحل مختلف زندگی و ایجاد
تسهیلات مورد نیاز و ارائه خدمات مناسب در این مراحل (دوران بارداری، تغذیه، نوع
کار، حضانت کودک و….)؛
7- تقویت شخصیت و جایگاه واقعی زن و مرد به عنوان پدر، مادر و همسر و توجه به نقش
اساسی آنها در توسعه انسانی و تربیت نسل بالنده در خانواده ؛
8- توسعه آگاهی زنان و اعضای خانواده در خصوص ایجاد الگوی صحیح اقتصادی و تنظیم
درآمدها و هزینه‌های خانواده و تأثیر آن بر اقتصاد کشور .

سیاستهای اجرایی:
- معرفی و ارائه الگو از زنان و مردان موفق جامعه، با لحاظ موفقیت آنها در نقش
مادری، پدری و همسری؛
- تکریم و تجلیل از خانواده‌های ایثارگر انقلاب اعم از شهدا، جانبازان، اسرا و
تأمین نیازهای مادی و معنوی آنان؛
- تکریم و بزرگداشت خانواده از طریق تخصیص ایامی از سال به خانواده و معرفی
خانواده‌های نمونه؛
- هدایت زنان در پذیرفتن نقش‌های اجتماعی هماهنگ با نقش مادری و همسری به منظور
ارج‌گذاری و کارآمدسازی فعالیت‌های خانوادگی؛
- ترسیم کارکردهای زیستی، تربیتی، روانی و عاطفی خانواده به عنوان مهمترین بستر
رشد فرهنگی جامعه از طریق رسانه‌ها و کتب درسی؛
- بازنمایی روحیه همکاری و وفاداری متقابل زن و مرد در زندگی مشترک و بحران‌های
خانوادگی و پرهیز از ترویج روحیه مردستیزی و یا زن‌ستیزی در برنامه‌ها ؛
- بازنمایی ضرورت توجه والدین نسبت به تخصیص زمان کافی جهت تربیت فرزندان و تأمین
نیازهای عاطفی آنان و بیان پیامدهای بی‌توجهی به این امر ؛
- آگاهی بخشی زنان در خصوص تأثیر تغذیه مناسب، ورزش و رعایت بهداشت و تأمین سلامت
جسمی و نشاط روحی و برنامه‌ریزی دولت جهت تأمین آنها؛
- ایجاد روحیه پس‌انداز و آینده نگری در خانواده بر محور قناعت و ایجاد مراکز
مناسب جهت انجام فعالیت‌های تولیدی و خود اشتغالی در کنار وظائف خانه‌داری جهت کمک
به اقتصاد خانواده

هدف دوم: حمایت از تشکیل، تحکیم و تعالی نهاد خانواده و پیشگیری از تزلزل و
فروپاشی آن.
راهبردها:
1- تسهیل در امر ازدواج به عنوان پیمان الهی و تشویق جوانان به تشکیل خانواده
همراه با تعدیل توقعات و کاهش تشریفات و تأثیر آن بر صیانت نفس و سلامت فرد و
جامعه؛
2- توسعه آگاهی‌های جوانان درخصوص نقش تناسب اعتقادی و فرهنگی زوجین در ایجاد
تفاهم و تحکیم خانواده و روش‌ها و معیارهای شرعی انتخاب همسر؛
3- توسعه نقش سازنده، هدایتی و حمایتی والدین در امر ازدواج جوانان و حفظ تناسب
فرهنگی خانواده‌ها؛
4- توسعه و جهت‌دهی نظام آموزشی با توجه به نقش‌ها و ویژگی‌های مشترک و اختصاصی
زنان و مردان و توانمند کردن دختران جهت ایفای نقش مادری و همسری و پسران جهت
ایفای نقش پدری و آموزش روابط حقوقی آنها به یکدیگر؛
5- توسعه آگاهی‌های زوجین نسبت به تأثیر روابط جنسی سالم در تقویت پیوندهای عاطفی،
نشاط روحی و افزایش رضایت‌مندی آنان از زندگی و اختصاص علائق زوجیت به همسر
قانونی؛
6- افزایش آگاهی‌های زوجین در زمینه حقوق و تکالیف یکدیگر، احکام زناشویی و تنظیم
خانواده، تلطیف روابط حقوقی توأم با حسن خلق و معاشرت ؛
7- اصلاح الگوی مشارکت و نقشهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی زنان متناسب با نقش‌های
خانوادگی آنان با حفظ ارزش‌ها و منزلت زن؛
8- تقویت اخلاق، معنویت، محبت و صمیمیت در روابط اعضای خانواده ؛
9- اتخاذ تدابیر مناسب جهت اصلاح قوانین و ساختارهای حقوقی، اقتصادی و فرهنگی برای
پیشگیری از وقوع طلاق ؛
10- اتخاذ تدابیر مناسب جهت پیشگیری از اعمال هرگونه خشونت علیه اعضای خانواده ؛

سیاستهای اجرایی:
- حمایت از ایجاد تشکلهای غیردولتی و مردمی با محوریت مؤسسات و شخصیت‌های علمی و
مذهبی و استفاده از مشارکت زنان در راستای حمایت از تشکیل خانواده در این تشکلها؛
- انجام فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی در امر آسان‌سازی ازدواج با رویکرد فرهنگی، با
مشارکت کلیه دستگاههای تبلیغی و فرهنگی کشور و نمایش معایب زندگی در تجرد و
تنهایی؛
- ایجاد تسهیلات لازم جهت حمایت مادی و معنوی خصوصاً از خانواده‌های جوان در دوران
تحصیل و سربازی؛
- تقویت مشارکت خانواده‌ها و اقدام در تأمین نیازهای اقتصادی و مادی زوج‌های جوان
به هنگام ازدواج ؛
- ترویج دیدگاه‌های صحیح اجتماع در خصوص تقلیل هزینه‌های ازدواج از قبیل جهیزیه
سبک، مهریه متناسب و کاهش هزینه‌های جشن ازدواج و پرهیز از تحمیل هزینه‌های سنگین؛
- توسعه مراکز رسمی آموزشی و مشاوره خانواده قبل و بعد از ازدواج با حمایتهای
دولت؛
- تواناسازی اعضای خانواده از طریق کسب مهارت‌های لازم، به منظور تأمین نیازهای
اساسی خانواده از طریق نظام آموزش رسمی و فرهنگ عمومی؛
- فرهنگسازی و آموزش درخصوص گسترش فرهنگ عفاف و پای‌بندیهای اخلاقی به منظور تحکیم
بنیان خانواده و جلوگیری از بروز ‌ناهنجاری‌های اجتماعی؛
- پیشگیری از مفاسد اخلاقی و اجتماعی و مبارزه قانونی با عوامل اصلی مفسده‌انگیز
به منظور حفظ کیان خانواده؛
- ایجاد و توسعه مراکز امداد و ارشاد در کنار دادگاه‌های خانواده و تقویت آنها؛
- بازنمایی متناسب از نقش‌های متنوع و کارآمد زنان در ایجاد نگرش متعادل بین
نقش‌ها و مسئولیت‌های خانوادگی و اجتماعی آنان؛
- تشویق و ترغیب خانواده‌ها به داوری خویشان و ارائه مشاوره به آنان در اختلافات
خانوادگی و ارائه الگوهای قضاوت بی‌طرفانه در بین زوجین؛
- افزایش و تقویت مراکز مشاوره ژنتیک و بیماری‌های خطرناک و انجام آزمایش‌های
پزشکی قبل از ازدواج جهت اطلاع از وضعیت جسمانی و روانی زوجین؛
- برخورد قاطعانه دستگاه انتظامی و قضایی با بزهکاران و عوامل اصلی جرم‌زا به
عنوان تهدید کننده استحکام خانواده؛
- ارزیابی و بازنگری قوانین موجود و تدوین قوانین حمایتی لازم و اتخاذ تدابیر
مناسب جهت نظارت بر حسن اجرای قوانین جهت تحکیم بنیان خانواده؛
- شناساندن عوارض و پیامدهای منفی ناشی از طلاق به زوجین و تأکید بر تشکیل خانواده
در مور زنان بیوه و بی‌سرپرست؛

هدف سوم: ارتقای سطح فرهنگی و تربیتی اعضای خانواده به منظور ایفای نقش آن در
سلامت و بهبود فرهنگی جامعه
راهبردها:
1- تبیین نگاه نظام مند دین درخصوص جایگاه زن در خانواده و تأکید بر ارتقاء نقش زن
در تربیت و فرهنگسازی و استحکام و پویایی خانواده و اجتماع؛
2- هماهنگی و توسعه کمی و کیفی فعالیتها و تولیدات کلیه نهادهای فرهنگی و گروههای
مرجع به منظور ارتقای جایگاه و نقش خانواده ؛
3- توسعه تحقیقات در خصوص مسائل و مشکلات خانواده و کارکردهای آن و انعکاس
یافته‌های آن به جامعه، مسئولین و برنامه‌ریزان کشور ؛
4- توسعه آگاهی‌های خانواده جهت حفظ حرمت اعضای خانواده بویژه سرپرستی، نگهداری و
تأمین معاش پدر و مادر ناتوان و از کار افتاده؛
5- توسعه و ترویج وجوه مثبت آداب و سنن ملی و محلی در ارتباط با خانواده به منظور
ارتقاء فرهنگ خانواده و جامعه؛
6- توسعه فرهنگ ساده زیستی، قناعت، خوداتکایی، تولید و ارائه الگوی مناسب مصرف به
منظور تصحیح فرهنگ اقتصادی خانواده ؛

سیاستهای اجرایی:
- آموزش زنان و مردان درخصوص اهمیت نقش آنان در تربیت فرزندان متناسب با مقتضیات
زمان و مراحل مختلف رشد آنان؛
- بررسی الگوهای ارائه شده از زنان و خانواده در انواع فیلم‌های سینمایی، مطبوعات،
کتب و سایر رسانه‌ها و میزان تأثیر آنها در افزایش ناهنجاری‌های فرهنگی و اخلاقی و
ارائه راهکارهای مناسب جهت اصلاح گروههای مرجع؛
- بررسی و شناخت مسائل و مشکلات فرهنگی، حقوقی و اقتصادی اعضای خانواده ؛
- بازنمایی و ریشه‌یابی صحیح و اصولی علل گسست فرهنگی بین نسل‌ها از طریق تحقیقات
جامع ملی و استفاده از یافته‌های تحقیقات به ویژه در تولیدات فرهنگی و هنری؛
- تبیین و احیای فرهنگ احترام به پدر و مادر و قدرشناسی و حمایت از آنها همراه با
حفظ کرامت سالمندان در برنامه‌های رسانه‌ها؛
- تأمین امکانات لازم جهت بهره‌برداری بهینه از اوقات فراغت و ارتقاء فرهنگی اعضای
خانواده؛
- کاهش تبلیغات تجاری و مصرفی رسانه‌ها به منظور جلوگیری از ترویج روحیه
مصرف‌گرایی؛
- تشویق زنان به استفاده بهینه از دارایی و اندوخته شخصی در چرخه اقتصادی خانواده
و کشور؛

هدف چهارم: همگرایی و هماهنگی در کلیه‌ سیاستها و برنامه‌ریزی ها در موضوع خانواده
به منظور بهبود وضعیت تشکیل، تحکیم و تعالی خانواده
راهبردها:
1- اولویت دادن به خانواده به عنوان بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی جامعه و توجه به
مصالح آن در سیاستگذاری، قانونگذاری و برنامه‌ریزی‌های مرتبط و مؤثر در خانواده؛
2- ضرورت نگاه نظام‌مند برنامه‌های توسعه کشور نسبت به تقویت نهاد خانواده و
بهینه‌سازی کارکردهای آن بر اساس الگوی اسلامی ؛
3- تقویت نگاه دینی و علمی در امر برنامه‌ریزی کلان کشور با رویکرد به امور زنان و
کارآمد ساختن خانواده ؛

سیاستهای اجرایی:
- استفاده از سازوکار مناسب توسط دولت با هدف برنامه‌ریزی و ایجاد هماهنگی بین
دستگاههای مختلف درخصوص اجرای سیاست‌ها و برنامه‌های مرتبط با خانواده؛
- تعیین شاخص‌ها و ارزیابی کمی و کیفی برنامه‌های توسعه کشور و سنجش عملکرد
دستگاههای اجرایی و پیشرفت‌ها بر اساس نگاه منسجم و استوار به خانواده متعادل و
مطلوب؛

هدف پنجم: آگاهی افراد خانواده نسبت به حقوق و وظائف یکدیگر و زدودن نگرش‌های غلط
جامعه
راهبردها:
1- توسعه مشارکت اعضاء خانواده در تصمیم‌گیری‌ها و تقویت روحیه مسئولیت‌پذیری،
تعاون و همکاری اعضای خانواده؛
2- توسعه آگاهی‌های عمومی نسبت به الزامات شرایط اجتماعی و نقش‌های اعضای خانواده
و انعطاف آنان نسبت به انتظارات متقابل در جهت تحکیم خانواده؛
3- ارتقاء آگاهی و اصلاح نگرش جامعه و خانواده درخصوص حقوق و مسئولیت‌های زنان در
خانواده ؛

سیاستهای اجرایی:
- اصلاح کتب درسی، متون آموزشی و تولیدات فرهنگ عمومی در جهت آموزش آداب و اخلاق
اسلامی و تبیین وظائف و حقوق اعضای خانواده نسبت به یکدیگر؛
- ترسیم آثار منفی ناشی از عدم آشنایی اعضای خانواده نسبت به حقوق و وظائف
خانوادگی و اجتماعی یکدیگر و تأثیر آن در ناکارایی و تزلزل خانواده؛
- انتقال فرهنگ کار، ابتکار و مسئولیت‌پذیری به فرزندان خانواده و تقبیح روحیه
کاهلی و بیکاری در بین آنان؛
- توجه به آثار مثبت و منفی جهانی شدن در امر تشکیل خانواده.

هدف ششم: گسترش و تعمیق ارزش‌های اصیل اسلامی در خانواده برای تربیت نسل سالم، با
ایمان، مسئول و مؤثر در رشد خود، خانواده و جامعه
راهبردها:
1- هدایت و ترغیب زوجین، جهت تقویت ایمان مذهبی و فرهنگ اسلامی،آشنایی با تکالیف و
آداب قبل از بارداری، دوران بارداری و شیوه‌های صحیح تربیت فرزندان در مقاطع مختلف
سنی آنان؛
2- توسعه آگاهی والدین به منظور تأمین حقوق فرزندان در زمینه تغذیه، سلامت جسمانی
و روانی، تربیت و برخورداری آنان از رفتار عادلانه والدین؛
3- کمک به والدین جهت رشد و آماده‌سازی فرزندان خود در راستای پذیرش و ایفای
مسئولیت‌های فردی، خانوادگی و اجتماعی خود ؛
4- توجه جدی و تقویت نقش الگویی والدین در تربیت صحیح فرزندان .

سیاستهای اجرایی:
- تبیین آثار مثبت تربیت مذهبی فرزندان در پیشبرد جامعه؛
- بازنمایی اثرات مثبت رعایت عدالت بین فرزندان و ضرورت اجتناب از هرگونه تبعیض
براساس جنسیت؛
- نشان دادن نمادهائی از رفتار، سلوک و روحیات مذهبی پدر و مادر و تأثیر آن در
تربیت و انتقال مفاهیم دینی به فرزندان؛
- افزایش سطح آگاهی زنان و دختران نسبت به فرائض دینی و عمل به آنها بر اساس درک
عمیق، عالمانه و آگاهانه و نشان دادن آثار التزام عملی به آن با پرهیز از ارائه
تصنعی اعمال عبادی؛
- تقویت ارتباط خانواده با نهادهای آموزشی و پرورشی و ایجاد هماهنگی بیشتر در بین
آنها به منظور ایفای نقش بهتر در تربیت فرزندان.

هدف هفتم : ایمن سازی خانواده از آسیب و بحران‌های اجتماعی و حمایت از خانواده‌های
آسیب دیده
راهبردها:
1- ارتقاء آگاهی اعضای خانواده نسبت به هنجارها، ناهنجاری‌ها و آسیب‌های اجتماعی و
خانوادگی به منظور برخورد صحیح با مشکلات و بحران‌های زندگی
2- محافظت و جلوگیری از آسیب‌پذیری خانواده، از طریق مبارزه همه جانبه با
ناهنجاری‌ها و آسیب‌های اجتماعی (اعتیاد، طلاق، فرار و...)؛
3- اتخاذ تدابیر مناسب جهت حمایت از خانواده‌های آسیب‌دیده و کاهش ضایعات ناشی از
بحران‌های خانوادگی و اجتماعی؛
4- حمایت از زنان و کودکان در برابر هرگونه تعرض نسبت به حقوق آنان توسط اعضای
خانواده و ناهنجارهای رفتاری


سیاستهای اجرایی:
- آموزش‌های لازم به دختران و پسران در زمینه انتخاب همسر با در نظر گرفتن سلامت
دینی، فکری، جسمی و روانی یکدیگر به منظور پیشگیری از بروز آسیب‌های اجتماعی در
زندگی؛
- بررسی علل افزایش ناهنجاری‌های فرهنگی و اخلاقی در بین اعضای خانواده و ارائه
راهکارهای مناسب جهت رفع آن؛
- آموزش اعضای خانواده در جهت حل منطقی مشکلات خود قبل از مراجعه به سازمانها و
مراجع قانونی؛
- تدوین قوانین حمایتی و گسترش پوشش کامل بیمه‌های اجتماعی و اقتصادی برای مردان
بیکار، زنان بیوه، سالخورده، ‌سرپرست خانوار و کودکان بی‌سرپرست و زنان خانه‌دار؛
- تأمین نیازهای مادی و معنوی خانواده‌های بی‌بضاعت و بی‌سرپرست به ویژه زنان
سرپرست خانوار؛
- مقابله با بزه‌کاران اجتماعی، باندهای فساد و فحشاء و متعرضان به نوامیس مردم و
مروجین فرهنگ ابتذال با هدف تأمین امنیت و حفظ کیان خانواده‌ها؛
با تصویب طرح: اهداف و اصول تشکیل خانواده و سیاستهای تحکیم و تعالی آن در جلسه
564 مورخ 7/4/84 شورای عالی انقلاب فرهنگی کلیه دستگاه‌ها و سازمانهای اجرایی
ذیربط موظف خواهند بود در حدود وظایف خود نسبت به تهیه آئین نامه‌ها،
دستورالعمل‌ها و برنامه‌های اجرایی لازم مبتنی بر طرح مذکور اقدام نموده و گزارش
فعالیتهای انجام شده را سالیانه به هیئت نظارت و بازرسی شورای عالی انقلاب فرهنگی
ارائه نمایند
سیاست‌های تشکیل، تحکیم و تعالی خانواده در نظام اسلامی

مصوب شورای فرهنگی- اجتماعی زنان

چکیده: شورای فرهنگی اجتماعی زنان در راستای اهداف خویش، «سیاست‌های تشکیل، تـحکیم و تـعالی خـانواده در نـظام اسـلامی» را در جلسـه شـماره 480، مـورخ 25/11/1382، تصویب و جهت تصویب نهایی به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه نموده است. فصلنامه «کتاب زنان» در اولین شماره از موضوع «زن، خانواده، ازدواج» جهت اطلاع‌رسانی به خوانندگان محترم، مفاد این سیاست که به عنوان اساس کار فرهنگی و اجرائی جمهوری اسلامی ایران است را منتشر می‌نماید.

خانواده از ابتدای تاریخ تاکنون در بین تمامی جوامع بشری، به عنوان اصلیترین نهاد اجتماعی، زیربنای جوامع و منشأ فرهنگها، تمدنها و تاریخ بشر بوده است. همواره پرداختن به این بنای مقدس و بنیادین جامعه و حمایت و هدایت آن به جایگاه واقعی و متعالیاش، اصلاح خانواده بزرگ انسانی و غفلت از آن موجب دور شدن بشر از حیات حقیقی خود و سقوط به ورطه هلاکت و ضلالت بوده است.
اسلام به عنوان مکتبی انسانساز بیشترین عنایت را به تکریم، تنزیه و تعالی خانواده دارد و این نهاد مقدس را کانون تربیت، مهد مودت و رحمت میشمرد. لذا سعادت و شقاوت جامعه انسانی را منوط به صلاح و فساد این بنا میداند و هدف از تشکیل خانواده را تأمین نیازهای مادی، عاطفی و معنوی انسان از جمله دستیابی به سکون و آرامش برمیشمارد. دستیابی به اهداف والای مکتب اسلام و حفظ و حراست دقیق و مستمر از آن، نیازمند توجه جدی به خانواده و پیاده کردن قوانین مربوط به خانواده در اسلام است و ضروری است کلیه برنامهریزیها و سیاستگذاریها در تمام سطوح، حق مدارانه و ملهم از نگرش توحیدی و در راستای تعالی و مصالح خانواده باشد.
شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان براساس بند سوم شرح وظائف خود مبنی بر «سیاستگذاری و برنامهریزی جهت تقویت نهاد مقدس خانواده بر مبنای آسان کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن و استوار ساختن روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی» و نیز با بهرهگیری از قرآن، سنت، قانون اساسی و دیگر قوانین جاری در نظام اسلامی ایران و رهنمودها و فرمایشات حضرت امام خمینی (ره) و بیانات روشنگرانه مقام معظم رهبری در مورد خانواده، اقدام به تهیه سیاستهای تشکیل، تحکیم و تعالی خانواده نموده است.
تعریف خانواده
خانواده مؤثرترین عامل انتقال فرهنگ و رکن بنیادی جامعه است که در شرایط مختلف در تأثیر و تأثر متقابل با فرهنگ و عوامل اجتماعی است. انسانها در خانواده به هویت و رشد شخصیتی دست مییابند و در خانوادههای سالم و رشید به تکامل معنوی و اخلاقی نائل میشوند. لذا خانواده عامل کمال بخشی، سکونت، آرامش و بالندگی به اعضای خویش است که در تحولات اساسی جوامع نقش عمدهای ایفا میکند. البته خانواده متأثر از عملکرد مذهب، آموزش و حکومت نیز میباشد و این تأثر به صورت متقابل باعث ایجاد تغییرات اساسی میگردد. اگر خانواده محیط سالم و سازندهای داشته باشد و نیازهای جسمی و روحی افراد خویش را برآورده سازد، کمتر به خدمات جانبی و جبرانی برای خانواده نیاز است. در تعریف خانواده، بیان شده: خانواده گروهی است متشکل از افرادی که از طریق نسب، سبب و رضاع با یکدیگر به عنوان شوهر، زن، مادر، پدر، برادر و خواهر در ارتباط متقابلند و فرهنگ مشترکی پدید آورده و در واحد خاصی زندگی میکنند. (ساروخانی، 1375: جامعهشناسی خانواده، ص135)
اصول و مبانی
نظام زوجیت از ارکان عالم خلقت است و وحدت زن و مرد در ابعاد انسانی و اختلاف آنها در بعد بشری از شاهکارهای خلقت و موجب تداوم حیات بشری میشود.
زن و مرد بر اساس حکمت الهی با لحاظ تفاوتهای طبیعی آنها، از حقوق انسانی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی عادلانه برخوردار هستند.
ازدواج از آیات و نشانههای الهی و امری فطری است و نتایج آن موّدت، رحمت و آرامش میان زن و شوهر است.
خانواده واحد بنیادین جامعه و کانون اصلی رشد و تعالی انسان است، قوانین و مقررات و برنامههای کشور باید در جهت آسان نمودن تشکیل خانواده، حمایت و پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد.
ایفای مسئولیت مشترک اعضای خانواده در برابر یکدیگر بر اساس تکریم، احسان به فرزندان، رحمت و تربیت توسط والدین صورت میپذیرد.
اعضای خانواده به ویژه والدین نسبت به حفظ حرمت و صیانت خانواده از آفات و آسیبها و توانا نمودن اعضا در ابعاد شناختی و رفتاری جهت هدایت آنها در مسیر الی الله و حصول به حیات طیبه مسئول میباشند.
تربیت و عواطف اجتماعی به عنوان مهمترین ویژگیهای نظام انسانی از خانواده نشأت میگیرد و توجه به تأمین حقوق زن در خانواده به عنوان محور و منشأ تربیت، امری ضروری است.
تأکید بر مسئولیت مشترک زن و مرد در تأمین نیازهای عاطفی، تربیتی خانواده و توجه به نقش محوری مرد در تأمین معیشت امری ضروری است.
 
هدف اول: تحقق دیدگاه اسلام درخصوص اهمیت جایگاه، منزلت و کارکردهای خانواده در نظام اسلامی.     
راهبردها:
ترسیم الگوی خانواده متعادل و تبیین ویژگیهای الگویی خانواده آرمانی در اسلام؛
تحکیم مبانی اعتقادی خانواده و تواناسازی آن در ابعاد شناختی و اخلاقی جهت هدایت خانواده در مسیر الهی و تقویت فرهنگ اسلامی؛
توسعه آگاهیهای اعضای جامعه نسبت به اهمیت و کارکردهای خانواده اعم از تربیت و پرورش فرزندان، انتقال فرهنگ به آنها و توسعه نیروی انسانی؛
ارتقای امنیت و تأمین نیازهای مادی، معنوی و مصونیت بخشی خانواده در ابعاد فرهنگی، روانی، اقتصادی و اجتماعی؛
تأمین نیازهای مادی، معنوی، عاطفی فرزندان در خانواده به منظور افزایش احساس تعلق اعضای خانواده به یکدیگر؛
تأمین و ارتقاء سلامت روحی، جسمی، اجتماعی زنان در مراحل مختلف زندگی و ایجاد تسهیلات مورد نیاز و ارائه خدمات مناسب در این مراحل (دوران بارداری، تغذیه، نوع کار، حضانت کودک و....)؛
تقویت شخصیت و جایگاه واقعی زن و مرد به عنوان پدر و مادر و همسر و توجه به نقش اساسی آنها در توسعه انسانی و تربیت نسل بالنده در خانواده.
سیاستهای اجرایی:
ترسیم کارکردهای زیستی، تربیتی، روانی و عاطفی خانواده به عنوان مهمترین بستر رشد فرهنگی جامعه از طریق رسانهها و کتب درسی؛
تکریم و تجلیل از خانوادههای ایثارگر انقلاب اعم از شهدا، جانبازان، اسرا و تأمین نیازهای مادی و معنوی آنان؛
معرفی و ارائه الگو از زنان موفق به جامعه، با لحاظ موفقیت آنها در نقش مادری و همسری؛
تکریم و بزرگداشت خانواده از طریق تخصیص ایامی از سال به خانواده و معرفی خانوادههای نمونه.
 
هدف دوم: حمایت از تشکیل، تحکیم و تعالی نهاد خانواده و پیشگیری از انحلال و فروپاشی آن.     
راهبردها:
تسهیل در امر ازدواج به عنوان پیمان الهی و تشویق جوانان به تشکیل خانواده و تبیین تأثیر عفاف و صیانت نفس در سلامت فرد و جامعه؛
توسعه آگاهیهای زوجین نسبت به تأثیر روابط جنسی سالم در تقویت پیوندهای عاطفی و نشاط روحی و افزایش رضایتمندی از زندگی؛
افزایش آگاهیهای زوجین در زمینه احکام زناشویی، تنظیم خانواده، حقوق و تکالیف یکدیگر، همچنین تلطیف روابط حقوقی با حسن خلق؛
اصلاح الگوی مشارکت و نقشهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زنان متناسب با نقشهای خانوادگی و ارزشهای متعالی زن؛
توسعه آگاهیهای جوانان نسبت به روشهای مناسب و معیارهای شرعی انتخاب همسر، تعدیل توقعات و کاهش تشریفات در امر ازدواج؛
توسعه آگاهیهای زوجین جهت اختصاص علقه به همسر قانونی و توجه به نیازهای روانی و غریزی یکدیگر؛
تقویت اخلاق، معنویت و صمیمیت در خانواده به منظور جلوگیری از ظلم و فروپاشی ارکان خانواده و تحکیم آن؛
تواناسازی اعضای خانواده از طریق کسب مهارتهای لازم، به منظور تأمین نیازهای اساسی خانواده؛
توسعه نقش سازنده و هدایتگر والدین در امر ازدواج جوانان و حفظ تناسبات فرهنگی خانوادهها و تقویت نقش حمایتی از فرزندان.
سیاستهای اجرایی:
ایجاد نهضت همگانی آسانسازی ازدواج با اولویت رویکرد فرهنگی و مشارکت کلیه دستگاههای تبلیغی و فرهنگی کشور؛
آموزش و گسترش فرهنگ عفاف و پایبندیهای اخلاقی به منظور تحکیم بنیان خانواده و جلوگیری از بروز ناهنجاریهای اجتماعی؛
توسعه مراکز آموزشی و مشاوره خانواده قبل و بعد از ازدواج و ضرورت حمایتهای دولت از این کانونها جهت ارائه خدمات ارزان به متقاضیان؛
ارزیابی و بازنگری قوانین موجود و تدوین قوانین حمایتی لازم و اتخاذ تدابیر مناسب جهت نظارت بر حسن اجرای قوانین جهت تحکیم بنیان خانواده؛
ایجاد و توسعه مراکز امداد و ارشاد در کنار دادگاههای خانواده و تقویت آنها از طریق افزایش توان تخصصی نیروهای موجود در آن؛
پیشگیری و مبارزه قانونی با عوامل مفسدهانگیز و احتراز جدی از تحریک جنسی جوانان خارج از چارچوب ازدواج؛
ایجاد تسهیلات لازم جهت حمایت مادی و معنوی از خانوادههای جوان در دوران تحصیل و سربازی (استخدام، کاریابی، تأمین مسکن، وام و توسعه مراکز مشاوره)؛
تصحیح دیدگاههای اجتماعی در خصوص چگونگی تقسیم بار اقتصادی ازدواج (جهیزیه، جشن ازدواج، شیربها و امثال آن)؛
افزایش مراکز مشاوره ژنتیک و بیماریهای حاد و انجام آزمایشهای پزشکی قبل از ازدواج در آزمایشگاههای مجهز جهت اطلاع از وضعیت جسمانی و روانی زوجین؛
ایجاد تشکلهای مردمی با محوریت مؤسسات و عناصر علمی و مذهبی و استفاده از مشارکت زنان در راستای حمایت از خانواده در این تشکلها.
 
هدفسوم: ارتقاء سطح فرهنگی اعضاء خانواده به منظور ایفای نقشاساسی آن در فرهنگسازی و اصلاح جامعه.     
راهبردها:
تبیین نگاه نظام مند دین به جایگاه زن در خانواده و تأکید بر ارتقاء نقش زن در فرهنگسازی و استحکام و پویایی خانواده و اجتماع؛
تقویت هماهنگی و توسعه کمی و کیفی فعالیتها و فرآوردههای کلیه نهادهای فرهنگی در راستای ارتقای جایگاه و نقش خانواده؛
توسعه تحقیقات در خصوص خانواده و کارکردهای آن و انعکاس یافتههای آن به جامعه، مسئولین و برنامهریزان کشور؛
توسعه آگاهیهای خانواده جهت حفظ حرمت اعضاء خانواده به ویژه سرپرستی، نگهداری و تأمین معاش پدر و مادر ناتوان و از کار افتاده؛
توسعه و ترویج وجوه مثبت آداب و سنن ملی و محلی در ارتباط با خانواده به منظور ارتقاء فرهنگ خانواده و جامعه؛
توسعه فرهنگ ساده زیستی و ارائه الگوی مناسب مصرف در خانواده.
سیاستهای اجرایی:
بررسی و شناخت مسائل و مشکلات حقوقی، اقتصادی و فرهنگی اعضای خانواده در خانواده از طریق تحقیقات جامع ملی؛
تأمین امکانات لازم جهت بهرهبرداری بهینه از اوقات فراغت اعضاء خانواده.
 
هدف چهارم: ساماندهی سیاستها، خط مشیها، قوانین و برنامههای کشور در جهت تشکیل، حفظ و استحکام نهاد مقدس خانواده.     
راهبردها:
اولویت دادن به خانواده به عنوان بنیادیترین نهاد جامعه و توجه به مصالح آن در سیاستگذاریها، قانونگذاری و برنامهریزیهای مرتبط و مؤثر در خانواده؛
اصلاح نظام آموزشی کشور با توجه به ویژگیها و نقشهای مشترک و اختصاصی زنان و مردان و ضرورت آموزش مهارتهای لازم برای زندگی فردی و اجتماعی و افزایش توانمندی دختران و پسران در نقش مادری، پدری و همسری؛
ایجاد همگرایی و هماهنگی در کلیه سیاستها و برنامهریزیها در موضوع خانواده به منظور بهبود وضعیت تشکیل، تحکیم و تعالی خانواده.
سیاستهای اجرایی:
ایجاد ساختار مناسب دولتی با هدف برنامهریزی برای خانواده و ایجاد هماهنگی بین برنامهها و سیاستهای دستگاههای دولتی در ارتباط با خانواده؛
تعیین شاخصهای ارزیابی سیاستها، روشها و سنجش پیشرفتها بر اساس خانواده متعادل و الگویی و نگاهی منسجم و استوار به خانواده؛
نظارت بر عملکرد کلیه دستگاهها، به ویژه رسانههای تصویری از نظر فرهنگسازی در امر پیریزی، پویایی و پایائی خانواده و نسبتسنجی پیوسته میان سیاستگذاریها و عملکرد آنها.
 
هدف پنجم: اصلاح نگرش عمومی جامعه و زدودن باورهای غلط نسبت به حقوق و وظایف اعضاء خانواده.     
راهبردها:
توسعه مشارکت اعضاء خانواده در تصمیمگیریها و تقویت روحیه مسئولیتپذیری، تعاون و همکاری اعضای خانواده؛
توسعه آگاهیهای جامعه نسبت به شرایط و موقعیتهای اجتماعی هر یک از اعضاء خانواده در جامعه و ضرورت انعطاف در ساختارها، فعالیتها و نقشها به منظور تحکیم بنیان خانواده.
سیاستهای اجرایی:
تدوین و تصحیح کتب درسی، متون آموزشی و آموزش فرهنگ عمومی با هدف آموزش آداب، اخلاق و تعیین وظائف و حقوق مقابل اعضای خانواده.
 
هدف ششم: گسترش و تعمیق فرهنگ اصیل اسلامی در خانواده جهت تربیت نسل سالم، با ایمان، مسئول و مؤثر در رشد خود، خانواده و جامعه.     
راهبردها:
هدایت و ترغیب زوجین، جهت تقویت ایمان مذهبی و فرهنگ اسلامی،آشنایی با تکالیف و آداب قبل از بارداری، دوران بارداری و شیوههای صحیح تربیت فرزندان در مقاطع مختلف سنی آنان؛
توسعه آگاهی والدین به منظور تأمین حقوق فرزندان در زمینه تغذیه، سلامت جسمانی و روانی، تربیت علمی و فرهنگی و برخورداری آنان از رفتار عادلانه والدین؛
کمک به والدین جهت توانمند نمودن و آمادهسازی فرزندان جهت پذیرش و ایفای مسئولیتهای آینده خود در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی.
سیاستهای اجرایی:
ایجاد هماهنگی و تقویت ارتباط خانواده با نهادهای آموزشی و پرورشی به منظور ایفای بهتر وظایف خود؛
تبلیغ اثرات مثبت مشارکت صحیح اجتماعی زنان در زندگی خانوادگی، تربیت فرزندان و اداره خانواده؛
نظارت بر رعایت عدالت بین فرزندان و اجتناب از هرگونه تبعیض براساس جنسیت.
 
هدف هفتم: ایمن سازی خانواده از آسیب و بحرانهای اجتماعی و حمایت از خانوادههای آسیبدیده.     
راهبردها:
ارتقاء آگاهی و توانمندی اعضاء خانواده نسبت به هنجارها، ناهنجاریها و آسیبهای اجتماعی و خانوادگی به منظور برخورد صحیح با مشکلات و بحرانهای زندگی؛
محافظت و جلوگیری از آسیبپذیری خانواده، از طریق مبارزه همه جانبه با کلیه ناهنجاریها و آسیبهای اجتماعی (اعتیاد، طلاق، فرار و...)؛
اتخاذ تدابیر مناسب جهت حمایت از خانوادههای آسیبدیده و کاهش ضایعات ناشی از بحرانهای خانوادگی و اجتماعی؛
اتخاذ تدابیر مناسب جهت حمایت از زنان در برابر تعرض اعضای خانواده و ناهنجارهای اخلاقی و نامشروع.
سیاستهای اجرایی:
انجام آموزشهای لازم به دختران و پسران در زمینه انتخاب همسر به منظور تأمین سلامت جسمی، روانی آنان در زندگی و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی قبل از ازدواج؛
آموزش شیوههای منطقی و عملی حل مشکلات توسط خانوادهها قبل از مراجعه به سازمانها و مراجع قانونی؛
تدوین قوانین حمایتی و تعمیم پوشش کامل بیمههایاجتماعی برای زنان خانهدار، بیوه، سالخورده، سرپرست خانوار و کودکان بیسرپرست؛
تأمین و حمایت اقتصادی از زنان خانهدار از طریق به رسمیت شناختن شغل خانهداری به منظور پیشگیری از بروز آسیبهای احتمالی؛
رفع نیازهای مادی و معنوی خانوادههای بیبضاعت و بیسرپرست به ویژه زنان سرپرست خانوار؛
مقابله با بزهکاران اجتماعی، باندهای فساد و فحشاء متعرضان به نوامیس مردم و مروجین فرهنگ ابتذال با هدف تأمین امنیت و حفظ کیان خانوادهها.
منابع:
مطالعات راهبردی زنان 1383 شماره


تحکیم خانواده
چکیده:

خانواده رکن اساسی جامعه ی انسانی است و شرط پویایی و استواری آن، وجود روابط صحیح و پایدار میان همسران است. تحصیل معرفت به این گونه روابط، نیازمند آشنایی هر یک از اعضا با وظایف و حقوق خویش است. قرآن کریم به عنوان عالی ترین راهنمای حیات بشر، بهترین هدایتگر در این مسیر است. در نوشتار حاضر، با رجوع به رهنمودهای حکیمانه ی این کتاب عظیم، راه های تحکیم روابط زن و شوهر در خانواده بررسی شده و ضمن معناشناسی خانواده و بیان اهمیت و ضرورت بحث، موضوعات ذیل تحلیل گردیده است: انگیزه تحکیم روابط در خانواده، عوامل مؤثر بر تحکیم روابط، ساختار خانواده آرمانی و اصول تحکیم خانواده در قرآن.

واژگان کلیدی:

قرآن، خانواده، زوجیت، مودت، سکونت، تحکیم روابط، خانواده ی آرمانی، حسن معاشرت، همسر.

اهمیت پرداختن به موضوع «تحکیم خانواده»، ریشه در اهمیت نهاد خانواده دارد. نهاد مقدس خانواده، رکن بنیادین اجتماع بشری و محمل فرهنگ های گوناگون است تا آن جا که سعادت و شقاوت امت ها، مرهون رشادت و ضلالت خانواده می باشد. اولین شرط داشتن جامعه ای سالم و پویا، سلامت و پایداری خانواده است. همه ی دستاوردهای علمی و هنری بشر در سایه ی خانواده های سالم و امن پدید آمده است. علاوه بر این، کارایی و ارزش علم و هنر نیز در صورت برپایی خانواده است و بدون خانواده، نه تنها هویت انسانی بشر نابود می شود، بلکه همه ی تلاش های فردی و اجتماعی نیز در حقیقت بی ثمر و نافرجام خواهد ماند. از این روست، ملت هایی که در آستانه ی فروپاشی خانواده قرار گرفته اند، درصدد حفظ این نهاد مهم برآمده و با خانواده های جایگزین نظیر خانواده های تک نفره، خانواده های هم جنس (زندگی هم جنس بازان) و شبیه به این ، با این بحران جدی مقابله می کنند؛ غافل از آن که خانواده از نظر جامعه شناختی باید در هر شرایطی سه کارکرد اصلی خود را حفظ کند. «طبق نظریه های قدیمی که هنوز هم اعتبار دارند، خانواده سه وظیفه ی عمده دارد: یکی مسائل جنسی است که در خانواده باید حل شود؛ دیگر فعالیت خانواده به عنوان یک واحد اقتصادی و بالاخره پرورش کودکان است که از وظایف مهم خانواده به شمار می آید.» (فرجاد، 1363: ص20)

از نگاه ادیان به خصوص اسلام، کارکردهای متعالی تری از خانواده انتظار می رود. علاوه بر آن، برپایی و پویایی نهاد خانواده، شاخصه ی اصلی یک اجتماع زنده و رو به توسعه است. یکی از مهم ترین عوامل توسعه، توسعه ی نیروی انسانی است. گرچه معیار نیروی انسانی در توسعه، عموماً با ارزیابی بازدهی و کارایی آن است، اما در یک تحلیل عمیق، کارآیی انسان نیز از خانواده تأمین می شود. چه خانواده ای که در آن متولد شده و به مرحله بازدهی می رسد و چه خانواده ای که تشکیل می دهد و به آن دل بسته و وابسته است؛ بنابراین سهم خانواده در بالابردن توسعه، سهمی اساسی و قابل توجه است؛ اما متأسفانه هنوز در شمار پارامترهای سنجش توسعه قرار نگرفته است.

پیوند زناشویی، امری غریزی و از نیازهای اولیه و اساسی انسان است و نیازی به آموزش و محرک خاص ندارد؛ اما تداوم این پیوند و داشتن روابطی صحیح که به پایداری خانواده منجر می شود، نیازمند آموزش و عنایتی ویژه از سوی متولیان و دلسوزان جامعه است.

قرآن کریم، به عنوان برترین نسخه ی زندگی و عالی ترین راهنمای بشر برای دست یابی به حیات طیبه، بخش عظیمی از آیات را به تنظیم و تعدیل روابط اعضای خانواده، حقوق و وظایف همسران و فرزندان اختصاص داده است. رجوع به این آیات الهی، می تواند انسان را جهت دستیابی به عالی ترین راهکارها در تحکیم خانواده هدایت کند.

اهداف خانواده و اقتضای تأسیس آن ایجاب می کند که بانیان آن یعنی زن و شوهر، در تحکیم و پایداری این بنا، نهایت سعی خود را بکنند و با همان انگیزه که بر تشکیل آن اقدام کردند، بر دوام آن اصرار ورزند تا وحدت و پویایی این نهاد مقدس تا پایان حفظ شود. تأکیدات اخلاقی و سفارشات حقوقی کتاب مقدس قرآن و روایات گرانقدر ائمه طاهرین (ع)، برای تشکیل، تحکیم و تعالی خانواده، بیش از جوانب دیگر حیات بشری است؛ بلکه در یک نگاه کلی، تمامی احکام و دستورات اسلام به نوعی ناظر بر صیانت از خانواده است. بخشی از آن برای تزکیه و تطهیر فرد و بخشی پیرامون اصلاح جامعه و حفظ سلامت آن وضع شده است.

از این رو موضوع خانواده، به طور کلی در سه محور تشکیل، تحکیم و تعالی خانواده قابل بحث و بررسی است. نوشتار حاضر، عوامل تحکیم روابط اعضا در خانواده را در آیات قرآن کریم جستجو کرده است. ویژگی بحث آن است که صرفاً پیرامون جستجوی عوامل تحکیم بوده و از ورود به مباحث تخصصی فقهی و حقوقی خودداری کرده است؛ لکن بر حسب اقتضا به عاملیت آن ها اشاره کرده است.

معناشناسی خانواده

تاکنون تعاریف گوناگونی برای خانواده ارائه شده است که عموماً بر اساس دو نکته بیان گردیده؛ یکی ساختارهای موجود خانواده که تاریخ از آن یاد کرده است و دیگری انتظاراتی که از کارکرد خانواده بوده و هست.

«خانواده متشکل از افرادی است که از طریق پیوند زناشویی، هم خونی یا پذیرش فرزند با یکدیگر به عنوان زن، مادر، پدر، شوهر، برادر، خواهر و فرزند در ارتباط متقابل هستند؛ فرهنگ مشترک پدید می آورند و در واحد خاص زندگی می کنند.» (منصور قنادان، 1375: ص148)

«خانواده همچون گروهی از افراد است که روابط آنان با یکدیگر بر اساس هم خونی شکل می گیرد و نسبت به یکدیگر خویشاوند محسوب می شوند.» (همان)

«خانواده گروهی از افراد است که از طریق خون، ازدواج یا فرزندخواندگی به هم پیوند خورده اند و کارکرد اجتماعی اصلی آن ها تولید مثل است.» (ساروخانی، 1370: ص135)

سازمان ملل متحد (1994) نیز در آمار جمعیتی خود، خانواده را چنین تعریف می کند: «خانواده یا خانوار به گروه دو یا چند نفره ای اطلاق می شود که با هم زندگی می کنند؛ درآمد مشترک برای غذا و دیگر ضروریات زندگی دارند و از طریق خون، فرزندخواندگی یا ازدواج، با هم نسبت دارند. در یک خانواده ممکن است یک یا چند خانواده زندگی کنند، تمام خانوارها، هم خانواده نیستند.» (نجاریان، 1375: ص19)

اولین مفهوم مشترکی که از مجموعه تعاریف ذکر شده و ده ها تعریف ارائه شده ی دیگر استنباط می شود، این است که خانواده پیوند عمیق و پایدار جسمی و روحی چند نفر برای زیستن در فضای واحد است. یعنی بدون تحقق این پیوند، خانواده معنایی ندارد؛ قوام این بنا به میزان پیوند اعضای آن بستگی دارد. بنابراین، جهت تعالی کارایی خانواده، لازم است بر تحکیم پیوند و روابط اعضای خانواده تأکید شود. فلذا، تحکیم روابط در خانواده از جمله مهمترین مسائل در سلامت و رشد فرد، هم چنین پویایی و توسعه همه جانبه در جامعه است.

تحکیم روابط خانواده

الف تبیین مفهومی تحکیم روابط خانواده

در ابتدا و قبل از ورود به بحث، لازم است به تبیین مفهومی عنوان بحث که گویای ساختار کلی مقاله است، پرداخته شود.

مقصود از تحکیم خانواده چیست؟ آیا منظور نگه داشتن بنایی هر قدر سست و ناپایدار صرفاً با حفظ نامی از آن است؟ آیا منظور، پایداری خانواده، به قیمت کوتاه آمدن یک طرف و پذیرش ظلم از سوی او و بی عدالتی از طرف مقابل است؟ آیا صرف اجتماع چند وابسته خونی یا سببی، زیر یک سقف با هرگونه روابطی هر قدر ظالمانه، با نادیده گرفتن حقوق و شخصیت انسانی یک نفر و زورگویی و یکه تازی دیگری، خانواده ای محکم خواهد بود؟ به طور قطع، سر پا بودن خانواده با تحکم از سوی یک فرد و بردباری از سر ناچاری و ترس از فروپاشی از سوی دیگری، استحکامی در پی نخواهد داشت و اگر در ظاهر پایدار بماند، از درون پوسیده و فرونشسته است.

مقصود از تحکیم خانواده، فراگیری اصل اعتدال میان همگان، حاکمیت اخلاق و حفظ حقوق همه ی اعضاست. اگر هدف از برقراری زوجیت و تشکیل خانواده ، به تعبیر قرآن، «به سکونت رسیدن اعضاست»[1]، لازم است که همه ی رفتارها و تعاملات در راستای تحقق این هدف باشد و منظور از تحکیم، به کمال رساندن همین سکونت است که با کمترین ظلم، نامردی و تحقیر حتی یک عضو در خانواده، سازگار نیست.

ب انگیزه تحکیم روابط در خانواده

پایداری خانواده در طول تاریخ و در پهنه ی جغرافیای ملل، حاکی از انگیزه یا انگیزه هایی برای حفظ روابط و پیوند میان اعضای آن است. تحلیل این پیوند، در خانواده های مختلف با ساختارهای گوناگون، نمایانگر چند انگیزه ی محدود می باشد. برخی روانشناسان معاصر، آدمی را دارای چند انگیزه اصلی و بنیادی می دانند. برخی دو غریزه ی «صیانت ذات و غریزه ی جنسی» را برمی شمارند. برخی «انگیزه ی اجتماعی» را نیز به آن دو می افزایند و برخی چهار غریزه ی «صیانت ذات، تغذیه، غریزه ی جنسی و میل اجتماعی» را جزء این انگیزه ها به حساب می آورند. (سیاسی، 1354: ج1، ص386) برخی که «میل جنسی» را محور تصمیم گیری ها و تحرکات بشر می دانند، اعتقاد دارند که هدف اصلی تشکیل خانواده، شکل حقوقی و رسمی دادن به ارضای این غریزه است.

در پاسخ باید گفت: میل جنسی در تشکیل خانواده (ازدواج) انگیزه ی مؤثر و اصلی است؛ اما در روابط و پایداری آن نقش انگیزه را نخواهد داشت و اگر عوامل دیگر به کمک آن نیایند، به تنهایی عاملی کافی نخواهد بود؛ زیرا منظور از تحکیم روابط، تداوم آن تا پایان همزیستی است. در حالی که میل جنسی در طول زندگی شدت و ضعف دارد و در دوران پیری اصولاً نقشی نخواهد داشت؛ ولی روابط در بسیاری از خانواده ها در این دوران قوی تر و پایدارتر است و برعکس در بسیاری از خانواده های جوان که میل جنسی شدیدتری حاکم است، به لحاظ آن که این میل در خارج از خانواده پاسخ داده می شود، سستی بیشتری مشاهده می شود.

پس «میل جنسی» در تحکیم روابط اعضای خانواده، نقش انگیزشی نداشته، بلکه عامل تقویت کننده است و به طراوت محیط و بالا بردن آستانه ی تحمل کمک می کند؛ لذا نقش بسیار مهمی در خانواده دارد و همسران می توانند از آن برای یک زندگی پایدار کمک بگیرند.

از میان انگیزه های متفاوت و فراوانی که برای برپایی خانواده و حفظ پیوند میان اعضا می توان برشمرد، چند عامل عمده به نظر می رسد:

1- فطرت

انسان برحسب فطرت، جمع طلب است و به طور طبیعی از انزوا و تنهایی گریزان است. به همین لحاظ تا قبل از تشکیل خانواده، به خانواده ای که در آن متولد شده، وابستگی شدید دارد و بعد از آن، در اولین فرصت مناسب، خود تشکیل خانواده می دهد و به آن وفادار می ماند. هم چنین، تعلقات انسان به محیط و افرادی که با آن ها مأنوس شده، به طور فطری انسان را پایبند می کند؛ گرچه به ظاهر امری اکتسابی به نظر می رسد، اما جذبه ای از درون است.

2- اخلاق

«خلق، عبارت از عادت، مروت، طبع و دین» است. (قرشی، 1382: ج2، ص293) غزالی نیز اخلاق را عبارت از «اصلاح و پیراستن قوای سه گانه تفکر، شهوت و غضب» می داند. وی معتقد است، اخلاق، هیئتی رسوخ یافته در نفس است که باعث می شود انسان با سهولت، آسانی و بدون تأمل و اندیشه رفتار نماید. این حالت، زمینه ی صدور افعال پسندیده و نیکو و دوری از افعال زشت و ناپسند است. (رک. غزالی، 1374: ص330)

با رجوع به این دو تعریف و دیگر تعاریف اخلاق، مشخص می شود که رابطه ی اخلاق و خانواده، رابطه ای کاملاً مستقیم و الزامی است؛ زیرا جز در محیط امن و سازنده ی خانواده، انسان هرگز قادر به کسب آگاهی، کمال و رفع نواقص از نفس و رفتار خود نمی باشد. بنابراین، انسان که جویای کمال و گریزان از ضعف و نقص است، طالب حضور در خانواده و تحکیم روابط اعضای آن می باشد. به طور کلی، استواری و محکم بودن خانواده ها، حاصل پایبندی های اخلاقی اعضای آن و پرهیز از کج خلقی و فساد است؛ حتی در میان خانواده هایی که چندان پایبند به احکام الهی نمی باشند. هم چنین بسیاری از سنت های پسندیده میان اقوام مختلف ، جهت عمل به همین اخلاقیات است. بنابراین، یکی از راه های حفظ خانواده بها دادن به این سنت هاست.

3- شریعت

نقش ادیان و شرایع مختلف در سامان دهی و هدایت زندگی بشر، به خصوص در روابط اجتماعی، نقشی اساسی، قابل اعتماد و پایدار بوده است. شرایع آسمانی با تعیین ضوابط و آیین نامه های رفتاری، علاوه بر تصحیح روابط انسانی، بشر را مؤدب به آداب درست اجتماعی و خانوادگی کرده و از انسان غارنشین بی هویت، امت های بزرگ انبیای الهی را ساخته است. همه ی ادیان الهی بدون استثنا، شامل احکام دقیقی برای تنظیم روابط خانواده اند. این احکام در شکل اصلیشان و به دور از تحریف، به دلیل آن که بر اساس فطرت وضع گردیده اند، ضامن سلامت و صلح در خانواده اند. به همین دلیل، خانواده در میان اقوام مؤمن، استوارتر بوده و میزان طلاق در آن، بسیار کمتر از اقوام غیرمقید است. بر این اساس، شریعت همواره به منزله ی یک معلم و مراقب در خانواده نقشی مؤثر را ایفا کرده است.

در تمامی شرایع آسمانی، محبت ورزیدن، مدارای همسران با یکدیگر، خوش رفتاری و خوش کلامی در خانواده، رعایت حقوق یکدیگر، رسیدگی به کودکان، احترام به بزرگان و حمایت از بیماران، عبادت محسوب می شود و امری مقدس است. مؤمنین به انگیزه ی اطاعت از حق و جلب رضای خدا، سعی در کنترل رفتار خویش و صبوری در برابر ناملایمات زندگی دارند. البته این اطاعت، هم از سوی زن و هم از سوی مرد، پسندیده است؛ در غیر این صورت، یک سویه بودن آن، بنای ظلم در خانواده خواهد بود. این انگیزه (شریعت) تاکنون قوی ترین انگیزه در تحکیم روابط خانواده بوده است. تعالی معرفت دینی و مؤدب شدن به آداب الهی، با پایداری خانواده نسبتی مستقیم دارد. چنان چه دولت ها با کمک مراجع دینی، سطح آگاهی و پایبندی خانواده ها را به تقیدات دینی بالا ببرند، به طور قطع از میزان اختلافات کاسته و بنای خانواده استوارتر خواهد شد. اکنون برخی از جوامع غربی که فروپاشی خانواده را بزرگترین معضل اجتماعی اعلام کرده اند، برای بازسازی خانواده دست به دامان کلیسا و دعوت جوانان به مذهب شده اند.

علاوه بر سه انگیزه ی فوق، عواملی چون تأمین اقتصادی، کسب حیثیت اجتماعی، ادامه نسل و حفظ هویت نیز می توانند در شمار انگیزه های تحکیم روابط شمرده شوند؛ ولیکن به طور معمول کارکرد خانواده محسوب می شوند.

ج عوامل مؤثر بر تحکیم روابط خانواده

تحکیم روابط خانواده، به دو دسته عوامل برون خانوادگی و درون خانوادگی بستگی دارد:

1 عوامل برون خانوادگی

این عوامل به طور کلی در سه محدوده ی فرهنگ و محیط اجتماعی، اقتصاد جامعه و خانواده های ماقبل خلاصه می شود.

فرهنگ و محیط اجتماعی

روابط انسان، انعکاس آموخته های پیرامونی اوست. فرهنگ و نحوه ی زیست هر فرد، از اولین عوامل مؤثر در روابط او می باشد. به طوری که از رفتار یک جامعه می توان وضعیت فرهنگی و محیط رشد مردم آن را ارزیابی کرد. از این روست که هنجارهای رفتاری در اقوام و ملیت های مختلف، متفاوت است. روابط اعضا در خانواده نیز، متأثر از ادبیات محیط و آموخته های غیرمستقیمی است که از اطراف دریافت می شود. صبوری، مدارا، حفظ عفت، پایبندی به خانواده و همسر یا برعکس پرخاشگری، عدم سازش، طغیانگری و بی بندوباری از ویژگی هایی است که خانواده ها تا حدود زیادی از محیط خود می آموزند. بنابراین، یکی از عوامل مؤثر در تحکیم روابط خانواده، داشتن محیطی سالم و هدایتگر است. تأکید اسلام بر طهارت محیط، حفظ حدود الهی در جامعه و صیانت از فرهنگ اجتماعی از طریق امر به معروف و نهی از منکر، همه به دلیل تأثیر قهری مفاسد بر فرد و خانواده است. این نکته ی مهم از آیه ی کریمه ی «کنتم خیر امة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر...» (آل عمران، 110) به دست می آید که خداوند امت مسلمان را به شرط امر به معروف و نهی از منکر، بهترین امت می نامد؛ زیرا اصلاح محیط، از وظایف واجب مسلمین است.

اقتصاد جامعه

از دیگر عوامل پیرامونی مؤثر در روابط خانواده، اقتصاد کلان در جامعه است. از آن جا که میزان درآمد خانواده و رفاه نسبی مردم، متأثر از اقتصاد عمومی است، همه ی شئون خانواده، تحت تأثیر این جریان خواهد بود. اقتصاد ضعیف، خانواده های فقیر درپی خواهد داشت و روابط در خانواده ی فقیر با خانواده ی بی نیاز متفاوت است. در چنین خانواده هایی، تلاش پدر به تنهایی جوابگو نیست؛ مادر مجبور به کار در خارج از منزل است و گاه فرزندان نیز وارد بازار کار می شوند. این تلاش همگانی، اگر همراه با فرهنگ اشتغال جمعی نباشد و مادران و پدران نسبت به تنظیم روابط عاطفی با یکدیگر و فرزندان توجه نداشته باشند و درصدد جبران برنیایند، در فرهنگ روابط اعضا مؤثر خواهد افتاد و در خانواده ایجاد فاصله و تنهایی خواهد کرد. این نکته، از مسائل مهم مورد ابتلای مادران شاغل در سراسر جهان است؛ زیرا اشتغال مادران و جدایی آنان از کودکان در سنین مختلف از عواملی است که به انحای مختلف در روان کودک و تعادل رفتاری وی مؤثر می باشد. از دیدگاه بسیاری، سپردن کودکان به سازمان های خاص، آن هم در زمانی که کودک بیشترین نیاز را به مادر دارد، موجبات بروز نابسامانی های روانی خاصی را در بزرگسالی فراهم می آورد. (ساروخانی، 1370: ص172) لذا این مسأله، از موضوعات مهم روان شناختی و جامعه شناختی خانواده، در دهه های اخیر است. عدم حضور مادر در مدت زمان طولانی، به تنظیم روابط و اداره ی منزل لطمه می زند و در انهدام خانواده بی تأثیرنمی باشد. «هر قدر اقتصاد و زندگی خانوادگی توسط زنان بیشتر اداره شود، قدرت اجتماعی آن ها نیز در خانواده بیشتر خواهد شد و اشتغال در کار خارج از خانه، در چگونگی روابط عاطفی آن ها با اعضای خانواده اثر می گذارد و هر قدر نظام جدید خانواده تغییر شکل پیدا می کند، روابط عاطفی ضعیف تر می شود.» (فرجاد، 1363: ص15)

اما اقتصاد در روابط خانواده های غنی نیز، به گونه ای دیگر تأثیرگذار است. در این قشر نیز اگر داشتن ثروت و امکانات رفاهی فراوان، همراه با فرهنگ سازی نباشد و به فرهنگ صحیح مصرف توجه نشود، سرگرمی افراد به تأمین خواسته های متنوع و متلون خود در داخل و خارج از منزل، موجبات ازهم گسیختگی روابط را فراهم می آورد؛ زیرا ناخواسته از لحظات همنشینی، هم زیستی و هم کلامی کمتر شده و از وابستگی های عاطفی روانی نیز کاسته می شود.

نتیجه آن که اوضاع اقتصادی جامعه، در تنظیم و تعدیل روابط خانواده مؤثر است. چنان چه خانواده ها از حیث درآمد، پاسخگوی نیازهای خویش باشند و فرهنگ صحیح روابط را آموخته باشند و بکارگیرند، فرصت رفع نیازهای روحی عاطفی خود را در خانواده پیدا خواهند کرد که به تحکیم روابط آنان خواهد انجامید.

خانواده های ماقبل

در خانواده های شرقی، از جمله ایرانی، خانواده ی جدید از خانواده های ماقبل (والدین زن و مرد) بریده نمی شود و همیشه یک وابستگی عاطفی و امدادی با آنان را حفظ می کند. پدران و مادران هم، چندان رضایتی در استقلال کامل زوج جوان ندارند. از این رو، گاه با دخالت های دلسوزانه ی خود زمینه ی اختلاف میان زوج جوان را فراهم می آورند. این ارتباطات گرچه از حیث روانی مطلوب است، اما چنان چه به افراط کشیده شود، مخرب خواهد بود. تفریط در این روابط هم آسیب زننده است. زیرا زوج های جوان تا مدت ها پس از ازدواج، نیازمند راهنمایی و توجه والدینشان می باشند و حذف حضور بزرگان به طور مطلق در تحکیم روابط اولیه زوجین، تأثیر منفی دارد. در تربیت فرزندان و رابطه ی والدین جدید با آنان نیز، حضور خانواده های ماقبل به عنوان مادربزرگ و پدربزرگ مفید است؛ البته حضوری معتدل، به نحوی که به نقش والدین اصلی لطمه نزند. حضور بزرگان در خانواده، در تحکیم روابط همسران و رابطه ی آنان با فرزندان مؤثر است و در بسیاری از مواقع، از سردی روابط و پراکندگی اعضا ممانعت می کند. به همین سبب خانواده های گسترده در گذشته و حال، از بسیاری آسیب های خانوادگی در امان بوده و هستند و میزان طلاق در آنان بسیار پایین است.

اسلام بر ادامه ی رابطه فرزندان با خانواده های ماقبل تأکید دارد و آن را مایه ی برکت می داند. احترام به والدین، سرپرستی و نگهداری بزرگسالان و تأمین آن ها و هم چنین وجوب نفقه پدر، مادر، مادربزرگ و پدربزرگ از سفارشات اکید در روایات ائمه (ع) است.

خداوند در قرآن کریم، تکریم والدین را در چندین مورد توصیه می کند:

1 احسان به پدر و مادر، وصیت خداوند است. «و وصینا الانسان بوالدیه حسناً.» (عنکبوت، 8 ؛ احقاف، 15)

2 بعد از شکر خداوند، والدین را شکرگزاری کنید. «و وصینا الانسان بوالدیه... ان اشکرلی و لوالدیک و الی المصیر.» (لقمان، 14)

3 احسان به پدر و مادر، سفارش خداوند بعد از سفارش به پرستش خود است. «واذ اخذنا میثاق بنی اسرائیل لاتعبدون الاّ الله و بالوالدین احساناً و ذی القربی...» (بقره، 83)

روشن است که احسان مرتبه ای بالاتر از احترام و اطاعت است. در مکتب اسلام، احترام به هر بزرگتری وظیفه است و اطاعت از هرکس که به انسان خدمتی کرده، از ادب و اخلاق شمرده می شود، اما والدین جایگاه احسان را دارند، نه فقط احترام و اطاعت را.

4 اطاعت از والدین مگر در امر به شرک. «و ان جاهداک لتشرک بی ما لیس لک به علم، فلا تطعهما» (عنکبوت، 8)، «اگر والدین بکوشند تا به من (خداوند) از روی جهل شرک ورزی، از امر آن ها اطاعت مکن.»

2 عوامل درون خانوادگی

عوامل درون خانوادگی، در تحکیم روابط بسیار متعدد است. چنان که به طور مبسوط خواهد آمد، تفکیک امور حقوقی و اخلاقی در خانواده، بسیار مشکل است؛ زیرا همه ی رفتارها و برخوردها در روابط اعضا نقش دارد. خانواده، حقوقی ترین و حساس ترین فضای اجتماعی است. در این مجموعه، روابط باید پایدار و دائمی باقی بماند. بنابراین، هیچ امری نباید موجب تضعیف آن شود. در یک دسته بندی کلی می توان عوامل مؤثر بر تحکیم روابط در درون خانواده را چنین برشمرد:

توجه به جایگاه خانواده

درک موقعیت و جایگاه خانواده از سوی اعضا، اولین گام در تنظیم روابط است. هر یک از افراد باید به هدف اصلی خانواده که سکونت اهل آن است، توجه داشته باشد و در جهت تأمین آن تلاش کند و خواسته ها و توقعات خود را به سمت آن هدف سوق دهد.

نگاه قرآن به خانواده، نگاه به چند نفر که قصد هم زیستی زیر یک سقف را دارند، نیست. قرآن، خانواده را نظامی جامع و در مسیر کمال می بیند و بالقوه آن را یک مجموعه ی متعالی برای تأمین اهدافی مقدس می انگارد که برای به فضیلت رساندن آن برنامه ریزی می کند و جایگاه حقوقی و وظایف افراد را با این ویژگی تعیین می نماید.

آیات ذیل به این ویژگی خانواده مؤمن اشاره دارد:

«والذین یقولون ربّنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قرة اعین و اجعلنا للمتقین اماماً» (فرقان، 74) «و کسانی اند که می گویند، پروردگارا، به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه ی روشنی چشمان ]ما[ باشد و ما را پیشوای پرهیزگاران گردان.»

خداوند در سوره فرقان، دوازده ویژگی برای عبادالرحمن نام می برد. در یازدهمین ویژگی، به توجه خاص مؤمنین به خانواده و فرزندان اشاره می نماید. بر طبق آیه ی مبارکه، آن ها تنها به ابراز احساسات اکتفا نمی کنند، بلکه برای خانواده خویش دعا می کنند. «بدیهی است که منظور این نیست که تنها در گوشه ای بنشینند و دعا کنند؛ بلکه دعا دلیل شوق و عشق درونیشان به این امر است و رمز تلاش و کوشش. مسلماً چنین افرادی آن چه در توان دارند، در تربیت فرزندان و همسران و آشنایی آن ها به اصول و فروع اسلام و راه های حق و عدالت، فروگذار نمی کنند...» (مکارم شیرازی، 1368: ج15، ص167) و در پایان آیه که می فرماید: «و اجعلنا للمتقین اماماً»، دعایی بسیار متعالی برای جمع خانواده می کند و نمی فرماید: «واجعلنی للمتقین اماماً» و امامت و رهبری امت را برای خود و اهل بیت خود می خواهد. به طور مسلم، این دعا خودسازی و آمادگی آنان برای الگو شدن در میان امت را می طلبد. در حقیقت، یک مؤمن با یک برنامه ی دراز مدت، خود و خانواده خود را تربیت می کند تا به عالی ترین مرتبه از بندگی یعنی جایگاه عبادالرحمن مؤمنین ممتاز دست یابند.

«و وصینا الانسان بوالدیه احساناً، حملته امه کرهاً و وضعته کرهاً و حمله و فصاله ثلاثون شهراً حتی اذا بلغ اشدّه و بلغ اربعین سنة قال رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علیّ و علی والدیّ و ان اعمل صالحاً ترضیه و أصلح لی فی ذریّتی انّی تبت الیک و انّی من المسلمین.» (احقاف، 15)

آیه ی فوق، رابطه ی سه نسل با یکدیگر را بیان می کند. خداوند انسان را به احسان والدین سفارش می کند و برای توجه دادن به فرزند، رنج مادر در سال های حمل، زایمان و شیر دادن (سی ماه) را یادآور می شود تا این که نسل دوم به سن 40 سالگی یعنی به سن کمال می رسد و از خداوند توفیق شکر نعمت های الهی نسبت به خود و والدینش را می خواهد و برای فرزندانش نسل سوم دعا می کند که صالح باشند و مورد رضای خالق قرار گیرند. تربیت جامع قرآنی، در این آیه مشهود است. طبق آیه ی مبارکه، مسلمان باید خود، ریشه خود و نسل بعد از خود را به خداوند وصل کند و از او برای اصلاح همگان کمک بطلبد. این جامعه ی مطلوب قرآنی است که در آن پیوستگی نسل ها با محوریت عبودیت و خداجویی حفظ می شود و هرکس با رشته ی محبت و وفا، به دو نسل قبل و بعد خود وابسته می شود.

حضرت امام سجاد (ع) در دعایی که به یکی از دوستان خود تعلیم داد، فرمود: «ربّ لاتذرنی فرداً و انت خیرالوارثین، و اجعل لی من لدنک ولیاً یرثنی فی حیاتی و یستغفرلی بعد موتی واجعله لی خلقاً سویاً و لاتجعل للشیطان فیه نصیباً، اللهم انی استغفرک و اتوب الیک، انک انت الغفور الرحیم» (مجلسی، 1364: ج 8 ، ص544)، «پروردگارا، مرا تنها مگذار و تو بهترین وارثانی. برای من از جانب خود فرزندی قرار ده که در زندگی وارث من باشد و بعد از مرگم، برایم طلب آمرزش کند و او را از نظر خلقت، سالم و هماهنگ گردان و برای شیطان، در او بهره ای قرار مده. خدایا! از تو طلب آمرزش می کنم و به درگاهت توبه می نمایم که تو آمرزنده و رحیمی.»

در این دعا نیز، مؤمن برای خود و وارثانش از خداوند مغفرت، خلقت نیکو، دوری از شیطان و زیبایی ظاهر و باطن طلب می کند. ضروری است که اهل خانه به این پیوستگی عاطفی و الهی توجه داشته باشند و خود را در خدمت اعضا بدانند، نه طلبکار از آنان و چنان که اشاره شد، خدمت به دیگران، دعا در حق آنان و رعایت اخلاقیات را وظیفه ی خود و حق آنان دانسته، نه لطف و مرحمت نسبت به آن ها. حاکمیت این فرهنگ قرآنی، به طور مسلّم در تحکیم و تحسین روابط خانواده مؤثر خواهد بود.

تثبیت نقش ها

خانواده، جامعه ی کوچکی است که نیازمند مدیریت است. بهترین نمود مدیریت خانواده، در تثبیت نقش هاست. زن و مرد مسلمان، در سایه ی ازدواج، پیمان وحدت بسته اند و دست بیعت بر ایجاد محیطی سرشار از تفاهم و رشد داده اند. آن ها بنیانگذار یک خانواده و یک نسل انسانی هستند. لازمه ی دستیابی به این هدف مقدس، آن است که در یک نظام صحیح، موقعیت هر فرد طراحی و تعیین شود و بپذیرد که نسبت به دیگری حقوقی دارد و در قبال آن وظایفی را متعهد می شود. مرد همسر و پدر خانواده است و حق همسری و پدری دارد؛ پس باید حقوق او در جایگاهش رعایت شود و زن نیز همسر و مادر خانواده است و باید حقوق او نیز در هر دو جایگاه محفوظ باشد. در این میان، انتظارات افراد از یکدیگر برحسب نقش ها تعدیل می شود. فرزندان باید پدر را در جایگاه پدری باور کنند؛ نه خدمت گزار و بانک خانواده و مادر را نیز در جایگاه مادری باور کنند؛ نه خدمه ای با محبت و سخت کوش. همسران نیز باید موقعیت یکدیگر را در نظر داشته باشند. البته همکاری و کمک به دیگری در خانواده، به معنای تزلزل یا جابجایی نقش ها نیست و اختلاف سلیقه هم امری پذیرفته است. در خانواده قرآنی، پدرسالاری، مادرسالاری یا فرزندسالاری معنا ندارد. همه تابع حق اند و عدالت.

حفظ شئون فردی

گاه زوجین به نحوی در نقش خانوادگی خود فرو می روند که خود را فراموش می کنند. مادر فقط مادر است برای فرزندان و همسر است برای شوهرش و حقوق خویش را از یاد برده است یا پدر تنها در فکر ایفای نقش پدری و همسری است و کاملاً از نیازهای خود غافل مانده است؛ در حالی که هر دو باید بدانند که زمانی یک کانون فعال و پویا خواهند داشت که هویت شخصی آن ها به طور کامل حفظ شود. شناخت حقوق و وظایف در رشد و تعالی همسران و ایفای مسئولیتشان نسبت به غیر، بسیار مؤثر است. بنابراین، زن و مرد باید علاوه بر اهتمام به نقش های خویش، تأمین خواست ها و نیازهای خود را نیز جزو عوامل تحکیم و تعالی بخش خانواده قلمداد کنند. عبادت، کسب کمالات معنوی و اجتماعی، سلامتی جسمانی و روانی، داشتن روابط دوستانه و اجتماعی در حد لزوم، تفریح، ورزش، سفر، ارتباط منطقی با خانواده و نزدیکان و...، همه باید در دستور کار زن و مرد به طور منظم و مثمر ثمر وجود داشته باشد. نادیده گرفتن این نیازها به بهانه ی مخدوش شدن مسئولیت ها، نه تنها معقول نیست، بلکه یک نوع کاستی در خانواده است و در دراز مدت بر روابط خانواده اثر سوء دارد. چنان که در موارد زیادی شاهد خسته شدن زن و رها کردن همه نقش ها در سنین بالا یا شاهد مردان پشیمانی که در اواخر عمر به گذشته خود معترضند، بوده ایم؛ زیرا خود را فنا شده می بینند و معمولاً ناسپاسی فرزندان، آن ها را به دلسردی و ناامیدی می رساند . در مسیر زندگی، همسران باید یکدیگر را از هر حیث یاری دهند؛ از جمله در حفظ هویت شخصی همسر خود تلاش کنند و ایجاد مانع نکنند و بدانند که اگر هر کدام مانع تحصیل کمالات دیگری شود، مسئولیت همه ی شروری که در اثر جهل از فرد مقابل سر بزند یا خیراتی که باید در اثر کمالش بنا شود و نشود، بر عهده زوج یا زوجه ی مقصر است؛ زیرا مخالفت با تلاش و عمل صالح هر فرد، دور کردن وی از حیات حقیقی اش و باز ماندن از پاداش اخروی است. زن و مرد باید یکدیگر را در رساندن به این حیات طیبه یاری دهند و مانع راه یکدیگر نباشند تا از این طریق علاوه بر انجام تکالیف الهی، در اجر اخروی آن شریک باشند و خانواده را به هدف اصلی آن نزدیک کنند و به انگیزه و شادابی اهل خانه، در داشتن یک خانواده ی متکامل و الهی بیفزایند.

آشنایی و پایبندی به تعهدات حقوقی و اخلاقی

خانه با هر محیط دیگر متفاوت است و خانواده متمایز از هر جمع دیگری است. خانه، مسکن و مأمن اهل آن است و هیچ عاملی نباید امنیت و سکونت آن را آشفته سازد. زن و مرد بیش از هر وظیفه ی دیگر، مسئول ایجاد و حفظ این امنیت و آرامش اند و هیچ کس جز آن دو توان این مهم را ندارد. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز این تکلیف را از زن و مرد به طور یکسان خواسته است. به موجب ماده 1104 قانون اساسی، «زوجین باید در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یکدیگر معاضدت نمایند.» این حکم قانونی، تکلیف الهی یک خانواده ی مسلمان است؛ یعنی اطاعت از آن عبادت حق است و اجر اخروی دارد و ترک آن مخالفت با حکم الهی است.

اما برای ایفای این نقش مهم از سوی زن و مرد، «اخلاق» مهمترین نقش را دارد. زیبایی، مال، عنوان اجتماعی، مدرک تحصیلی، مکانت خانوادگی، وجود فرزند و هیچ عامل دیگری خارج از دایره ی اخلاق، مؤثر نخواهد بود. حتی قوانین حقوقی که تعیین کننده حد و مرزهای وظایف و حقوق زن و مرد است، در این امر تأثیر معکوس دارد.

«در این رابطه، سخن از عواطف انسانی، عشق، صمیمیت و وفاداری است و حقوق برای حکومت کردن بر آن ها ناتوان است. به زور اجرائیه دادگاه، نه مرد را می توان به حسن معاشرت با زن واداشت و نه زن را به اطاعت از شوهر و وفاداری به او مجبور کرد. بر این اتحاد معنوی تنها اخلاق حکومت می کند و حقوق ناگزیر است که به جای تکیه بر قدرت دولت، دست نیاز به سوی اخلاق و عادات اجتماعی دراز کند. درست است که حقوق نیز برای زن و شوهر تکالیف ویژه ای معین کرده است، ولی مصادیق این تکالیف نیز نوعی الزام اخلاقی است!» (کاتوزیان، 1382: ج1، ص212)

زن و مرد باید این ادبیات رفتاری را که ویژه ی خانواده است، بیاموزند. مقدمه ی واجب بر مکلف واجب است. پس اگر رعایت حقوق همسر، حسن معاشرت، تمکین زن، تربیت فرزند و...، از تکالیف همسران است، مقدمه ی آن که آشنایی دقیق وظایف است، نیز به طور قطع واجب می باشد. بنابراین بر جامعه و حکومت اسلامی نیز فراهم کردن زمینه ی این آگاهی واجب می باشد. در این جا لازم است به دو بحث اساسی در تعهدات حقوقی و اخلاقی خانواده اشاره شود:

ریاست مرد و تمکین زن

خداوند متعال در آیه ی «الرجال قوامون علی النساء» با نسبت دادن قوامیت به مردان، فصل حقوقی وسیعی را در کانون خانواده می گشاید و تکلیف سنگینی بر دوش مردان بار می کند. در تفسیر این معنا، دو محور مورد بحث است: یکی وظایفی که طبق آیه ی مربوطه برای مردان تعیین می شود و دیگری، جایگاه و موقعیتی که مرد بر حسب این وظیفه در خانه کسب می کند و محدوده ی ولایت و اختیارات اوست.

در محور اول اختلافی وجود ندارد و همگان مرد را موظف به انجام اموری چون تأمین نفقه ی خانواده، مراقبت و حمایت همه جانبه از خانواده می دانند؛ اما در محور دوم، اختلافاتی که ناشی از تعبیر مفسرین از کلمه ی «قوام» است، وجود دارد. آیه ی کریمه، با دو عبارت «بما فضل الله بعضهم علی بعض» و «بما انفقوا من اموالهم»، تقریباً دو دلیل یا دو مصلحت برای قوامیت مرد ذکر می کند. با این وجود، تفسیر این دو عبارت و برداشت های دیگر از آیه، زمینه ی تعابیر چندگانه ای را فراهم می کند که ذیل تفسیر آیه در منابع ذکر شده است. اما نتیجه اختلافات و مباحث در مجموع آن است که صاحب نظران در «قوامیت مردان در خانواده» در دو امر اشتراک نظر دارند:

1 قوامیت مرد، در حد وظیفه مندی او در خانواده است. یعنی ریاست خانواده، در حد فراهم آوردن زمینه ی حفظ و تعالی آن بر حسب مصلحت خانواده است و به هیچ وجه، تحکم، زورگویی و قلدری را برای او تجویز نمی کند. در حقیقت، حاکمیت یا حکومت و ریاست مرد را می پذیرد، اما تحکم و دیکتاتوری وی را خیر.

2 گرچه برخی برتری جسمی یا حتی عقلی مردان را ملاک مکلف شدن آنان از جانب خداوند در امر ریاست خانواده می دانند، اما هیچ یک این برتری را به معنای برتری حقیقی، یعنی افضلیت ذاتی مرد نزد خداوند و مأجور بودن بیش از زن را قبول ندارند.

اگر طبق آیه ی قرآن، «قوامیت» در خانواده به مرد سپرده می شود، این مسئولیت تفسیری شخصی یا تاریخی را بر نمی تابد تا حاکمیت مرد بر خانواده، طبق سلیقه ی فردی صورت گیرد؛ بلکه این ریاست صرفاً سمتی است که وظایف بسیار مهمی را بر عهده ی مرد می گذارد. اولین وظیفه ی مرد، برپایی و رعایت اصل معروف در خانواده است؛ یعنی قبل از آن که مردان مسئولیت قوامیت بر زنان را بپذیرند، مأمور به فرمان «قل امر ربی بالقسط» (اعراف، 21) و «کونوا قوامین بالقسط» (نساء، 34) می باشند و مهم آن است که برپایی قسط در خانواده توسط مردان، حداقل وظیفه آنان در برقراری روابط در خانواده خواهد بود و باید آن را تا حد متعالی از «حسن معاشرت»، تعالی بخشند. «این مدیریت، فخر معنوی نیست، بلکه یک کار اجرایی است و این چنین نیست که آن کس که رئیس یا مسئول شد و قیم و قوام شد، به خدا نزدیک تر باشد؛ آن فقط یک مسئولیت اجرایی است.» (جوادی آملی، 1369: ص367)

«سپردن این وظیفه به مردان، نه به دلیل بالاتر بودن شخصیت انسانی آن هاست و نه به سبب امتیاز آن ها در جهان دیگر؛ زیرا آن صرفاً بستگی به تقوا و پرهیزگاری دارد. همان طور که شخصیت انسانی یک معاون از یک رئیس ممکن است در جنبه های مختلفی بالاتر باشد؛ اما رئیس برای سرپرستی کاری که به او محول شده، از معاون شایسته تر است.» (مکارم شیرازی، 1368: ج3، ص413) «بنابراین، اگر اسلام به زن دستور تمکین و به مرد اختیار سرپرستی می دهد، تنها بیان وظیفه است و هیچ یک نه معیار فضیلت است، نه موجب نقص... نظام آفرینش استعدادهای متقابل و متخالف می طلبد و این تفاوت هم، برای تسخیر دو جانبه و متقابل است، نه تسخیر یک جانبه و این تسخیر نشانه فضیلت نیست، بلکه معیار فضیلت در چیز دیگر است که آن تقرب الی الله است.» (همان، ص365)

در این جا با پرهیز از بحث های اجتماعی پیرامون این موضوع، این نکته قابل ذکر است که در هر صورت زندگی انسان باید در یک چارچوب مدون و مشخص، با تعیین دقیق وظایف، حدود، تکالیف و اختیارات اداره شود. در محدوده ی خانواده که کوچک ترین واحد جامعه است، باید بر حسب استعداد، روحیات و ظرفیت افراد، تقسیم وظایف شود. خداوند این تقسیم بندی را در خانواده با واگذاری ریاست آن به مرد و تمکین به زن قائل شده است که گرچه به ظاهر جانب مردان را گرفته است، لکن در یک نظام جامع حقوقی، با ملاحظه همه ی جوانب و نتیجه نهایی، عدالت به طور دقیق رعایت شده است؛ به شرط آن که مرد و زن در محدوده ی الهی گام بردارند.

خانواده محفلی است روحانی که اگر همه ی اعضا موظف به وظایف خود و متعهد بر رعایت حقوق دیگران باشند، به تجلیگاه اراده ی حق، مظهر یگانگی و توحید عملی تبدیل خواهد شد. حسن معاشرت مرد با زن، تمکین و مدارای زن، تربیت فرزندان، اطاعت فرزندان و...، همان هدف کلی از خلقت «و ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون» (ذاریات، 56) را در این فضای ملکوتی محقق خواهد کرد. زن در این محیط است که می تواند در سایه ی جهاد اکبر (جهاد المرأه، حسن التبعل)، زمینه تعالی خود ، تربیت فرزندان و نسل های توحیدی را فراهم آورد.

حسن معاشرت

ویل دورانت می گوید: «در میان جنگ ها و ماشین ها چنان غرق شده ایم که از درک این حقیقت بی خبر مانده ایم که در زندگی، واقعیت اساسی، صنعت و سیاست نیست؛ بلکه مناسبات انسانی و همکاری افراد خانه از زن و شوهر ،پدر و مادر و فرزندان است.»

در حکمت عملی نیز، تدبیر منزل را بر سیاست مدن مقدم می دانند و البته تهذیب اخلاق بر تدبیر منزل نیز مقدم است. در حکمت عملی، اول فردی را مهذب می سازند تا خانواده ای بنا کند و خانواده های تدبیر یافته و سامان گرفته، جامعه ای زنده و سالم بسازند.

از ویژگی های انسان، تمایل و نیاز او به معاشرت است و از معاشرت، جز محبت دیدن و محبت ورزیدن انتظار ندارد؛ چرا که خلقت انسان بر اساس عشق و محبت بوده و همین بهترین انگیزه ی او در هر گونه تلاشی است. گرچه انسان عموماً در تشخیص عشق حقیقی به بیراهه می رود، اما عشق های صوری و حتی باطل هم این خاصیت را دارند که انسان را به تکاپو وا دارند و امیدوار و مجذوب کنند.

خداوند، رفتارها و برخوردهای صحیح انسانی در خانواده را با «حسن معاشرت» معرفی می کند و از مرد و زن (مردان در حد تکلیف حقوقی و زنان توصیه اخلاقی)، رعایت آن را با میزان «معروف»، یعنی رفتاری پسندیده و انسانی می خواهد.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، معروف را به معنای «هر امری که مردم در مجتمع خود آن را بشناسند و آن را انکار نکنند» معرفی می کند. (طباطبایی، 1363: ج4، ص404)

حسن معاشرت در خانواده، در دو محدوده ی مرزهای حقوقی و دستورالعمل های اخلاقی تعیین می شود. «تعبیر حسن معاشرت که به عنوان یک وظیفه برای شوهر و یک حق برای زن مطرح می شود و عامل تحکیم زندگی خانوادگی است، اگر به خوبی باز شود، نشان دهنده ی تمام آن اموری است که مرد در برابر زن باید انجام دهد. در «نفقه» همه ی نیازمندی های جسمی زن باید تأمین شود و در «حسن معاشرت» همه ی نیازمندی های روحی او.» (بهشتی، 1377: ص174) دکتر کاتوزیان در «حقوق مدنی خانواده» معتقد است: «لوازم حسن معاشرت را به دقت نمی توان معین کرد؛ زیرا عادات و رسوم اجتماعی و درجه ی تمدن و اخلاق مذهبی در میان هر قوم، مفهوم خاصی از «حسن معاشرت» به وجود می آورد؛ ولی به اجمال می توان گفت، تمام اموری که از نظر اجتماعی توهین محسوب می شود، مانند ناسزاگویی، ایراد ضرب، مشاجره، تحقیر یا اموری که با عشق به کانون خانواده و اقتضای محبت بین دو همسر منافات دارد، مانند: ترک خانواده، بی اعتنایی به همسر و خواسته های او و اعتیادهای مضر، از مصداق های «سوءمعاشرت» در خانواده است. هرچند که تکلیف مربوط به حسن معاشرت، جنبه ی اخلاقی دارد، از نظر حقوقی نیز بی ضمانت اجرا نمانده است؛ زیرا سوءمعاشرت زن استحقاق او را در گرفتن نفقه از بین می برد.» (کاتوزیان، 1382: ج1، ص219)

حساسیت محیط خانواده، اهداف بلند مدت و مقدس آن اقتضا می کند که همسران بیشترین دقت را در رعایت حسن معاشرت با یکدیگر داشته باشند و از خانه فضایی سرشار از انس و ملاطفت بسازند؛ زیرا خداوند زن و مرد را هدفمند در کنار یکدیگر قرار داده است و کمال آن دو را در این آمیختگی و تشکیل خانواده تعبیه کرده است. تعبیر لطیفی در آیات 20 و 21 از سوره ی روم در این خصوص وجود دارد. خداوند در آیه 20 پس از آن که به حیات زمین بعد از مرگش اشاره می کند و پراکندگی بشر بر روی زمین برای کار و تلاش و کسب روزی و مال را یادآور می شود «و من آیاته ان خلق لکم من تراب ثم اذا انتم تنتشرون»، در آیه 21 می فرماید: «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و...»، «از نشانه های خداوند آن است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا با آنان به آرامش برسید.» علامه طباطبایی می فرماید: «منظور از انسان در این آیه، مرد است و مراد از انتشار، به دنبال روزی رفتن و انجام اعمالی که لازمه ی زندگی است...؛ ولی خداوند زن ها را آفرید و در وجود آن ها چیزی تعبیه کرد که موجب آرامش مردان می شود.» (طباطبایی، 1363: ج4، ص231)

آن هدفمندی، این طراحی خلقت، ترکیب زوجیت و تقسیم مسئولیت، خود از بزرگترین آیات رحمانی است و بشر هرگاه همگام با این آهنگ خلقت حرکت کرده و خود را با لطایف آن همراه نموده، بهترین بهره ها را از زندگی دریافت کرده است. اما هرچه از این مسیر فطری فاصله گرفته، به معیشتی «ضنکا» دچار شده است؛ چنان که نمونه ی آن را در زندگی های نابسامان در سراسر دنیا شاهدیم.

نکته قابل توجهی در آیات مربوط به حسن معاشرت مردان با زنان وجود دارد و آن این است که خداوند در مواقع عادی در روابط زن و مرد، اشاره ای به حسن معاشرت ندارد؛ بلکه در جایی که کمتر کسی به نیکی رفتار می کند و مراقب حکم خدایی است، مثل مرحله ی طلاق زن، دوران عده یا گرفتن مهریه ی زنان به زور و...، به تقوی و نیکی در برخورد با زنان سفارش می کند. «... واتقوالله ربکم لاتخرجوهن من بیوتهن و لا یخرجن إلا أن یأتین بفحشة مبینة ...»، «تقوای الهی پیشه کنید و هیچ گاه همسران و زنان خویش را در ایام عده از خانه بیرون نکنید، مگر آن که گناه آشکاری مرتکب شده باشند.» (طلاق، 1)

«یا ایهاالذین امنوا لایحل لکم ان ترثوا النساء کرها و لاتعضلوهن لتذهبوا ببعض ما اتیتموهن الا ان یأتین بفاحشة مبینة و عاشروهن بالمعروف فان کرهتموهن فعسی ان تکرهوا شیئاً و یجعل الله فیه خیراً کثیراً.» (نساء، 19)

در این آیه نیز معاشرت به معروف، محور بحث و توصیه به مردان در برخورد با زنان است. آیه بیانگر دو نهی و یک امر به مردان است. نهی از به ارث بردن زنان و گرفتن تمام یا بخشی از مهریه ی آنان به زور و امر به معاشرت به معروف با زنان است. «آیه هم ندا است و هم تنبیه، هم اشارت است و هم شهادت و هم حکم یا نداست. «أیها» تنبیه است؛ «الذین» اشارت است؛ «آمنوا» شهادت است؛ «لا یحل لکم ... کرها» حکم است و بیان حکم آن است که ]زنان را[ از راه تلبیس و تدلیس برایشان حکم نکنید و قهر نرانید و آن چه شرع نپسندد، از ایشان نخواهید؛ بلکه با ایشان به معروف زندگی کنید. (و عاشروهن بالمعروف، ای بتعلیم الدین و التأدب الاخلاق المسلمین).» (میبدی، 1357: ج2، ص471)

توصیه ی خداوند به رعایت معاشرت به معروف در مراحل خاص مثل طلاق، حاکی از آن است که در مواقع عادی به طریق اولی مرد باید مراعات معروف را بنماید. معاشرت به معروف، خاص مواضع ذکر شده در آیات نیست؛ بلکه همه رفتارها و برخوردهای مرد نسبت به همسر را شامل می شود. یعنی مردان باید در هر معاشرتی که با زنان دارند، مراعات معروف و نیاز روحی آنان را بکنند. با توجه به جامع نگری و دقت اسلام در روابط زن و مرد در محدوده ی خانواده، این حکم الهی(حسن معاشرت) بهترین ضامن اصلاح روابط در خانواده ها می باشد؛ به شرط آن که آگاهی و عمل آنان را به همراه داشته باشد.

دینداری و تعهدات الهی

خانواده ای که قرآن طراحی می کند، مکتب و معبدی است که اعضای آن مدارج بندگی را طی می کنند و به حیات طیبه راه می یابند. افراد در خانواده، علاوه بر تأمین حقوق دنیوی خود نظیر امنیت، آرامش، تغذیه، بهداشت مناسب، تحصیل علوم و... حقوق معنوی خود را نیز جستجو می کنند. زن و مرد موظف به ایجاد زمینه ی مقتضی و رفع موانع برای دستیابی یکدیگر به این حقوق می باشند.

«من عمل صالحاً من ذکر او انثی فلنحییّنه حیوة طیبه ولنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون» (نحل، 97)، «از مرد و زن هر کس عملی صالح انجام دهد به شرط ایمان به خدا، ما او را در زندگانی خوش و با سعادت، زنده می گردانیم.»

خداوند در آیه ی فوق شرط رسیدن به حیات طیبه و دخول در بهشت و دریافت اجر اعمال را، ایمان و عمل صالح ذکر می فرماید و این دو، تنها در محیطی چون خانواده کسب می شود. اسلام، زن و مرد را در کسب حقوق معنوی و کسب خیر و شر به تمام معنی مساوی با یکدیگر می داند.

«کل نفس بما کسبت رهینة» (مدثر، 38)

«من عمل صالحا فلنفسه و من اساء فعلیها» (مدثر، 74)

«والذین یقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قرة اعین و اجعلنا للمتقین اماماً» (فرقان، 74).

«قرة»، از واژه قرار است و منظور از قرةاعین، آرامش دیدگان می باشد. چشم انسان در چیزی که خوشایند اوست، آرام می گیرد. در این آیه، عبادالرحمن از خداوند درخواست می کنند که «همسران و فرزندان ما را مایه آرامش چشم ما قرار ده» و از آن جا که چشم و دل مؤمن جز به رضای حق آرام نمی گیرد، نتیجه آیه آن است: «پروردگارا، نسل و اهل خانه ی ما را در مسیر خود و مورد رضای خود قرار ده.» خلاصه آن که مؤمنین - عبادالرحمن- علاوه بر انجام مسئولیت خود در قبال تأمین حقوق معنوی خانواده، برای کمال معنوی آنان و رسیدن به رضای حق، دعا نیز می کنند.

شاید انگیزه برای این خیرخواهی و دعا، این آیه باشد: «والّذین امنوا و اتّبعتهم ذریتهم بایمان الحقنا بهم ذریتهم و ما التناهم من عملهم من شیء، کل امرئٍ بما کسب رهینٌ...» (طور، 21)، «وکسانی که ایمان آورده اند و ذریه و اهل ایشان از آنان پیروی کرده اند، ذریه آنان را ]در بهشت[ به ایشان ملحق می سازیم و از خودشان هم چیزی کم نمی کنیم. هر کسی در گرو کسب و عمل خویش است.»

در تفسیر قرطبی، ذیل آیه ی فوق از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرمود: «خداوند ذریه مؤمن را در بهشت هم درجه ی او قرار می دهد؛ هرچند آن ذریه از حیث عمل و پاداش از او نازلتر باشند. برای آن که به وجود ایشان و پیوستگی ایشان، چشم روشن شود.»

در قرآن کریم از خیرخواهی، نصیحت و دعای والدین برای فرزندان، شواهد دیگری است؛ نظیر نصایح لقمان به فرزندش که در طی پنج نصیحت عمده، وی را به توحید و دوری از شرک، حسن خلق، نماز، امر به معروف و نهی از منکر، صبر و شکیبایی و میانه روی توصیه می کند و از تکبر، خودپسندی، فقر و مباهات به دیگران منع می کند و درخواست حضرت نوح برای پسرش که خداوند او را به خویش ملحق گرداند: «و نادی نوح ربه فقال رب ان ابنی من اهلی و ان وعدک الحق و انت احکم الحاکمین.» (هود، 45) اما از آن جا که پسر نوح غیر صالح بود و از اهل او حساب نمی شد، پاسخ شنید: «انه لیس من اهلک انه عمل غیر صالح فلا تسألن ما لیس لک به علم.» (هود، 46)

پدر مورد تأیید قرآن که به عنوان الگوی والدین معرفی می شود، حضرت زکریاست که فرزندی موحد وحکیم چون یحیی دارد و قرآن او را به عنوان فرزندی نیکوکار نسبت به والدین و پرهیزکار و دور از ستمگری و عصیان می ستاید و به او سلام می گوید. «و براً بوالدیه و لم یکن جباراً عصیاً و سلام علیه یوم ولد و...» (مریم، 15-14) و مریم مادر نمونه ای که فرزندی چون عیسی به دنیا می آورد و خداوند فرزندش را به نیکی به مادر توصیه می کند: «و اوصانی بالصلوة و الزکوة مادمت حیاً و براً بوالدتی و لم یجعلنی جباراً شقیاً.» (مریم، 32-31)

خانواده در قرآن

الف کارکرد و جایگاه خانه در قرآن

واژه ی «بیت» به معنای خانه، 71 بار با مشتقات آن در صیغه های «بیت» و جمع آن «بیوت» در قرآن کریم آمده است. این کلمات در 12 مورد به مصداق بیت الله، یعنی کعبه (خانه خدا)، 2 مورد برای بیت عتیق، 2 مورد بیت معمور و باقی به معنای «خانه»، همان محیط مخصوص زندگی خانواده آمده است.

با نظر به آیات الهی و پرداختن آیات متعددی در قرآن به کلمه بیت، چنین به دست می آید که این مکان مسقفِ محدود که محل اجتماع و زیست جمعی بشر و اولین محیط رشد و پرورش وی است، مورد عنایت حق بوده و برحسب کارایی و جایگاهش در حیات انسانی، از اهمیت بسزایی برخوردار است که در اینجا به بعضی از این موارد اشاره می شود:

1 محل تسکین

اولین کارکرد خانه، تأمین آرامش جسم و تسکین جان اعضای آن است که البته مرهون امنیت همه جانبه ی این محیط برای اعضاست. فضای محدود و امن خانه، حریمی (محل محرم) برای ابراز احساسات، بیان اسرار، ارضای غرایز و تأمین نیازهای جسمی و روحی انسان است. این سکونت و امنیت را خداوند به خود نسبت می دهد و می فرماید: «و الله جعل لکم من بیوتکم سکناً» (نحل،80)، «خداوند از خانه های شما محل سکونت و آرامش برایتان قرارداد.»

واژه «سکن» به معنای هر چیزی است که انسان به وسیله ی آن تسکین یابد. انسان علاوه بر نیاز به سکونت در خانه، به محلی برای تسکین آلام روحی، رها شدن از برخی قیودات اجتماعی، استراحت به نحو دلخواه، خلوت کردن و راز و نیاز با خدا و محرمان نیاز دارد. اگر خانه تأمین کننده این نیازها نباشد، مسکن نخواهد بود.

2 محل ذکر و تلاوت آیات الهی

«واذکرن ما یتلی فی بیوتکنّ من ایات الله و الحکمة» (احزاب، 34)، «به یاد آورید آن چه در خانه هایتان از آیات و حکمت تلاوت شده است.»

آیه خطاب به همسران پیامبر اکرم (ص) است و نکاتی از آن برداشت می شود:

فضایلی که از خانه و خانواده نصیب انسان می شود، ارزشمند است و باید برای بکارگیری در زندگی حفظ شود.

- خانواده ی پیامبر (ص) الگویی برای همه خانواده ها است؛ لذا باید بیش از دیگران مراقب امتثال اوامر الهی باشند.

- هر فرد باید حافظ شئون، موقعیت و آبروی خانواده خود باشد.

- محیط آرام و مأنوس خانه، مناسب ترین محل برای اندیشه، ذکر، یادآوری کلام خدا و ذکر حکمت های الهی است.

- خانه مکتبی برای تربیت انسان هایی عبد و مطیع حق است.

کارکرد وسیع و گرانقدر خانه، آن را مکانی مورد احترام و عنایت قرار داده است؛ اما چنان چه این محل معبدی برای بندگی و ذکر حق واقع شود، خداوند آن را رفیع و عظیم می گرداند. چنان که خطاب به رسول گرامیش می فرماید:

«فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبّح له فیها بالغدوّ و الاصال» (نور،36) رفعت و علو حقیقی خاص خداوند متعال است؛ خانه ای که مسجد خداوند و محل تسبیح او باشد، نیز عظیم و مرفوع است.

آن چه از آیه فوق و تفسیر مرحوم علامه طباطبایی (المیزان) استفاده می شود، این است که اگر خانه از هر پلیدی و لوثی منزه بماند و به ذکر خدا و عبادت او مزیّن شود، رفعت می یابد و از یک چهاردیواری سرد و بی روح خارج می شود و هرچه صبغه ی الهی و معنویش بیشتر شود، مقامی رفیع تر می یابد که مصداق کامل آن کعبه، خانه ی خدا است. (طباطبایی، 1363: ج15، صص179-178)

3 محل رابطه ای قدسی

«فاذا دخلتم بیوتا فسلّموا علی انفسکم تحیةً من عندالله مبارکةً طیبةً» (نور،61)

«مقصود از سلام کردن بر خود، سلام بر اهل خانه است و اگر در این جا نفرمود: بر اهل آن سلام کنید، خواست یگانگی مسلمانان با یکدیگر را برساند؛ چون همه انسانند و خدا همه را از یک مرد و زن خلق کرده است. علاوه بر این، همه مؤمنند و ایمان ایشان را جمع کرده، چون ایمان قوی تر از وهم و هر عامل دیگری برای یگانگی است.» (طباطبایی، 1363: ج15، ص229) خداوند می فرماید: «بر اهل خانه سلام کنید»؛ از آن جا که سلام بیان تحیتی مبارک از نزد پروردگار است، عالی ترین ایجاد رابطه میان اعضای خانواده آن است که با تحیت و سلام با یکدیگر برخورد کنند و یاد خدا میان آنان باشد. این رابطه قدسی اگر در خانه برقرار شود، به طور قطع به جامعه نیز کشانده خواهد شد. پس حقیقت سلام، گسترش امنیت و سلامتی در میان انسان هاست.

4 لزوم حفظ حریم خانه

از نظر قرآن، خانه به قدری در مقام و جایگاه بالایی قرار دارد که حفظ حریم آن بر همگان توصیه شده است. خداوند متعال می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا لاتدخلوا بیوتاً غیر بیوتکم حتی تستأنسوا و تسلّموا.» (نور، 27)

حصردر آیه مذکور به این معناست که خداوند ورود به خانه ی غیر را بدون اذن و سلام ممنوع می کند. حرمت این حریم را مقدس می دارد و ضرورت حاکمیت یک فرهنگ صحیح و صمیمی را در برخورد با اهل خانه بیان می کند و می آموزد که اهل بیت باید در روابط با یکدیگر، علاوه بر رعایت همه ی شئون انسانی در برخوردشان، از راه تکلم که نزدیک ترین و شایع ترین ارتباط است، نیز این یگانگی را بیان کنند و سلام واژه ای است که این پیام را دارد؛ علاوه بر آن که آرزوی سلامت و امنیت از جانب سلام کننده را ابلاغ می کند. از عدی بن ثابت روایت است: زنی انصاریه به نزد رسول الله(ص) آمد و عرض کرد: من در خانه خویش گاه گاه در شرایطی هستم که نمی خواهم هیچ کس مرا ببیند، در این حال اگر پدر، فرزند یا مردی از خویشان من وارد شوند، چه کنم؟ در جواب، آیه فوق فرو فرستاده شد.

«تستأنسوا» یعنی «تستأذنوا»؛ گفته شده است که استیناس طلب انس است و به این معنی است که در هیچ خانه ای که ملک شما نیست، وارد نشوید تا مطمئن شوید فردی در آن است و آن گاه اجازه بخواهید. ابن عباس گفت: در آیه تقدیم و تأخر است؛ یعنی «حتی تسلموا و تستأذنوا»، یعنی «حتی تقولوا السلام علیکم، أدخل»؛ سلام مستحب است و استیذان واجب. (رک. میبدی، 1357: ج6، ص509) در آیه 28 از سوره ی مبارکه ی نور نیز، ورود به هرخانه ای مشروط به اجازه یافتن از سوی صاحب خانه شده است. «فان لم تجدوا فیها احداً فلا تدخلوها حتی یؤذن لکم» (نور، 28)، «اگر در خانه کسی را نیافتید، تا اجازه دریافت نکرده اید، وارد نشوید.»

علاوه بر این حکم عمومی، در آیه 53 از سوره احزاب نیز، ورود به خانه پیامبر بدون اذن منع شده است: «یا ایها الذین امنوا لاتدخلوا بیوت النبی الاّ أن یؤذن لکم»، «ای ایمان آورندگان به خانه پیامبر وارد نشوید مگر آن که به شما اجازه دهد.»

ب خانواده آرمانی در قرآن

معروف است که اگر برنامه ی یک ساله دارید، گندم بکارید؛ اگر برنامه ی ده ساله دارید، درخت بکارید و اگر برنامه ی صدساله دارید، انسان بسازید. تربیت انسان با موازینی که خالق او می طلبد و هدایت فرموده است، سرمایه گذاری صدساله، بلکه ابدی است. «...و من احیاها فکأنّما احیاالناس جمیعاً...» (مائده، 32) تربیت انسان از نگاه قرآن، احیای او و دمیدن جان الهی در کالبد اوست. محیط تحقق این مهم، خانواده است. خانواده ای که زمینه ی پرورش انسان قرآنی در آن فراهم آمده است. «والبلد الطیب یخرج نباته باذن ربّه و الذی خبث لایخرج الا نکداً» (اعراف، 58)، از سرزمین پاک و طیب، ثمره ای نیک به اذن پروردگار خارج می شود و از زمین آلوده و شوره زار، حاصلی ناقص و بی فایده خارج خواهد شد. بنابراین خانواده ی آرمانی قرآن، خانواده ای است که آماده ی پذیرش و پرورش انسان است.

خانواده ای که قرآن کریم تربیت می کند، حدود و وظایفش را تعیین می نماید و توصیه های لازم را برای روابط متعالی بین زن و مرد بیان می دارد، با مؤلفه های زیر شناخته می شود: توحید محوری و جلب رضای حق، عدالت جویی و برقراری قسط، اخلاق مداری، وظیفه مندی، رعایت اصل صلح و احسان، گذشت و محبت، مشورت و مصلحت اندیشی.

1 مبانی روابط در خانواده آرمانی

زیربنای ساختار کلی خانواده ی آرمانی قرآن، دو رکن اساسی اخلاق و حقوق است که با آشنایی همه جانبه اعضا و حاکمیت این دو رکن، استواری و پویایی این بنا تضمین می شود. چرا که رکن حقوقی، ضامن برپایی و استواری اصل خانواده و مانع از فروپاشی آن است و رکن اخلاقی ضامن رشد و بالندگی و تأمین اهداف خانواده می باشد.

خانواده یک نظام کاملاً تألیف شده و به هم تنیده است؛ به طوری که تفکیک بعضی مسائل که در محیط ها و مجموعه های دیگر ممکن است، در این فضای خاص ممکن نیست. از آن جمله، تفکیک دو مقوله ی «تکالیف حقوقی» و «وظایف اخلاقی» است. زیرا نظام حقوقی و نظام اخلاقی خانواده، کاملاً بر یکدیگر منطبق است و حوزه ی عملیاتی آن ها واحد می باشد. رعایت اخلاق در خانواده، وظیفه همه ی اعضا است و تأمین حقوقی اعضا نیز امری اخلاقی و شایسته است. بنابراین نمی توان امری اخلاقی را در خانواده، جدای از حق افراد قلمداد کرد و آن را فضل نامید؛ زیرا فرض و واجب است؛ نه فضل. در خارج از محیط خانواده، مرز حقوق و اخلاق تا حدودی متمایز است؛ مثلاً، عدم تواضع در برابر دیگران در خارج از خانواده، امری غیر اخلاقی است؛ اما غیر حقوقی نیست؛ یعنی تجاوز به حریمی قلمداد نمی شود. یا خشن و زبر صحبت کردن، مجازاتی نمی طلبد. اما همین امور در خانواده با حقوق خانوادگی افراد تلاقی دارد. همنشینی در خانه، باید نمایی از بهشت برین در آخرت باشد؛ یعنی کانون «لایسمعون فیها لغواً و لاتأثیماً الاّ قیلاً سلاماً سلاماً.» (واقعه، 26-24) زندگی خانوادگی، صرفاً با حضور در خانه یا خانه داری یا انجام چند فعالیت دسته جمعی محقق نمی شود؛ بلکه واقعاً زمانی تحقق می پذیرد که با مبادله اندیشه ها، احساسات، بحث و گفت و شنود همراه شود. (رک. کازنو، 1373)

حقوق و اخلاق در خانواده، دایره ی وسیعی از مباحث حقوقی و اخلاقی را به خود اختصاص داده است. در قرآن کریم نیز بخش عمده ای از آیات متعلق به حقوق افراد در خانواده و رعایت اخلاق در برخوردها و تعاملات خانوادگی است.

مبانی حقوقی و اخلاقی در روابط خانواده آرمانی

مجموعه ی قوانین حقوقی خانواده قبل از ازدواج تا تشکیل خانواده و حتی در مرحله ی جدایی، تحکیم حقوقی خانواده را تضمین می کند.

شرط صحت عقد و وقوع زوجیت، اقرار طرفین به رضایت در قرارداد عقد است. قرائت خطبه ی عقد در اسلام این واقعیت را آشکار می کند. طرفین با قرائت خطبه، زوجیت را می پذیرند؛ لذا واجب است که خواست خود را واضح به زبان بیاورند یا توسط وکیلی از جانب خود اعلام کنند. در این امر، میان زن و مرد تفاوتی نیست. بنابراین از ابتدا عقل، اراده وتعهد اخلاقی بین زوجین است که پایداری این قرارداد را ضامن می شود؛ فلذا بنای حقوقی خانواده از آغاز بر اساس یک تصمیم عاقلانه و یک تعهد اخلاقی پایه گذاری می شود.

با اقرار به زوجیت، طرفین عهده دار تعهداتی حقوقی، اخلاقی، اقتصادی و فرهنگی نسبت به یکدیگر می شوند. این تعهدات دو سویه است؛ یعنی هر یک علاوه بر آن که وظایفی را بر عهده می گیرند، حقوقی را از دیگری مطالبه می کنند. عمده ی این تعهدات عبارتند از: حسن معاشرت، روابط زناشویی و جلب رضایت طرفین، نفقه، مهریه، اجرت المثل، توافق در داشتن فرزند و تمکین. این ها و ده ها تکلیف و وظیفه خرد و کلان دیگر که اصول آن بر اساس آیات قرآن کریم در قانون اساسی و حدود قانونی و اجرایی آن در قوانین مدنی و غیره آمده است، همه برای تعیین مرزها و محدوده ی اختیارات و انتظارات زوجین می باشد که برای پایداری خانواده و اساس تحکیم روابط، رعایت آن لازم است. اما روابط صحیح و محکم در خانواده تنها حفظ مرزها و حرکت بر روی خطوط تعیین شده نیست؛ آن چه از تعامل حقوقی و اخلاقی زن و مرد در همه موارد، یک خانواده ی پایدار و پویا می سازد، رعایت توصیه هایی است که قرآن کریم بر آن ها تأکید می فرماید:

1 «هنّ لباس لکم و انتم لباس لهنّ» (بقره، 187) زوجین در حکم لباس برای یکدیگرند. اگر برای تأمین اهداف کلی خانواده تنها همین توصیه مراعات شود، کافی است که زن و مرد لطیف ترین روابط را با یکدیگر داشته باشند و در سایه ی آن مطلوب ترین فضای زندگی را برای افراد خانواده فراهم کنند. زیرا ارتباطی که انسان با لباس خود دارد، نزدیک ترین، محرمانه ترین و بی آزارترین روابط است. این تشبیه در هیچ امر دیگری جز رابطه زن و شوهر مصداق ندارد؛ حتی در رابطه والدین و فرزندان.

2 «...وعاشروهنّ بالمعروف...» (نساء، 19) از جمله اصولی که قرآن کریم در کنترل رفتارهای انسان ها نسبت به یکدیگر بکار می برد، اصل «معروف» است که در قرآن کریم 9 بار تکرار شده است. بیشترین استعمال آن در حادترین مرحله ی روابط زن و شوهر و هنگام طلاق است: «وأتمروا بینکم بمعروفٍ ...» (طلاق، 6)، «روابط میان خودتان را با رفتارهای پسندیده و مورد پذیرش عرف، نیکو گردانید.»

«و لهنّ مثل الذی علیهن بالمعروف» (بقره، 228)، «و برای زنان نیز همانند مردان چنان که وظایفی شناخته شده، حقوقی معین و مقرر شده است.»

«...فأمسکوهنّ بمعروف أو سرّحوهن بمعروف» (بقره، 230) وقتی که دیگر امید بازگشت عاطفه، عشق و تداوم زندگی نیست، به دو نحو می توانید عمل کنید: امساک به معروف یا جدایی به معروف.

«و علی المولود له رزقهنّ و کسوتهنّ بالمعروف» (بقره، 233)، «هزینه مادر در امور خوراک و پوشاک بر عهده کسی است که فرزند از اوست؛ در حد معروف و پسندیده.»

زیباترین نکته در آیات مذکور و اصل قرآنی «معروف»، آن است که در تمام مراحل زندگی زناشویی از ابتدا تا انتها چه در شرایط عادی و چه در شرایط بحرانی، آن چه مورد نظر خداوند است، حفظ ارزش های اخلاقی، تحت عنوان معروف (آن چه نفس سالم انسان به طور عموم می پسندد) می باشد و خشونت، اهانت و کم لطفی در خانواده قرآنی پسندیده نیست.

3 «فان خفتم الاّ یقیما حدودالله، فلاجناح علیها فیما افتدت به تلک حدودالله فلاتعتدوها و من یتعّد حدودالله، فاولئک هم الظالمون» (بقره، 229) هدف از وضع احکام و تمامی هدایت های الهی توسط انبیا، اولیا و مربیان، رعایت حدود الهی در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی است. خداوند در آیاتی از قرآن کریم به این اصل اشاره می کند. نکته ی قابل توجه در این اشارات آن است که این آیات عموماً در مواضعی است که معمولاً بندگان رعایت نمی کنند. مثل زمان طلاق؛ در آیات طلاق چندین بار واژه «حدودالله» و چندین تعبیر بازدارنده ی دیگر نظیر «واعلموا ان الله بکل شی علیم» (بقره، 231)، «ان الله بما تعملون بصیر» (بقره، 237)، «والله بما تعملون خبیر» (بقره، 234) و... بکار رفته است.

خداوند در آیه 229 سوره بقره، برای هدایت جریان طلاق در محدوده ی اخلاق، سه بار به رعایت حدودالله تذکر می دهد و می فرماید: «هر کس از حدود الهی تجاوز کند، از ظالمین است.» «الطلاق مرتان، فامساک بمعروف أو تسریح باحسان» مردان را بعد از طلاق بین دو امر مخیر کرده است: «امساک به معروف»، یعنی نگهداشتن همسر که همان رجوع در عده است یا «تسریح به احسان» یعنی رها کردن او تا از عده خارج شود. (رک. طباطبایی، 1363: ج2، ص350) خداوند این دو عمل را که در استثنایی ترین روابط میان زن و مرد است، نیز به معروف و احسان مقید کرده است. حرمت فضای خانه، به حدی است که در هر شرایطی، اهانت، آزار دیگری و هر عمل ناپسند و غیر معروف دیگری در آن جای ندارد و باید این حرمت به بهترین شکل حفظ شود.

«چه بسا بتوان از آیه شریفه بویی از عدم جواز تفرقه میان احکام فقهی و معارف اخلاقی استشمام نمود و می توان گفت که آیه اشعاری هم به این معنا دارد که صرف عمل به احکام فقهی و جمود به خرج دادن بر ظواهر دین، کافی نیست. پس اکتفا نمودن بر عمل به ظواهر دین و رعایت نکردن روح آن، باطل کردن مصالح تشریع و از بین بردن غرض دین است، چون اسلام دین عمل است نه دین حرف و شریعت، کوشش است نه فرض...» (همان، ص353)

نتیجه آن که در میان کارهایی که انسان انجام می دهد، یک سلسله مناطق ممنوعه وجود دارد که ورود به آن ها فوق العاده خطرناک است. قوانین و احکام الهی این مناطق را مشخص می کند و حتی از نزدیک شدن به این مرزها نهی می نماید. «تلک حدودالله فلاتقربوها.» (بقره، 187) زیرا نزدیک شدن به این مرزها انسان را بر لب پرتگاه قرار می دهد؛ روابط حاکم بر خانواده را تهدید می کند و با اندکی غفلت، حدود الهی نادیده گرفته می شود و ظلم که موجب خشم خداوند است، واقع می شود. «و من یتعدّ حدودالله فاولئک هم الظالمون.» (بقره، 229)

2 هدف خانواده آرمانی

«و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودةً و رحمةً» (روم، 21)، «یکی از نشانه های قدرت خداوند این است که برای شما از جنس خودتان همسر آفریده تا وسیله سکون و آرامش شما باشد و در میان شما دوستی و رحمت قرار داده است.»

زوجیت در قرآن کریم به انسان، حیوان و سایر موجودات نسبت داده شده و از آیات الهی برشمرده شده است، اما تفاوت انسان و حیوان در زوجیت دو چیز است:

زوجیت در حیوانات (به جز چند گونه ی آن ها) به تشکیل خانواده نمی انجامد؛ در حالی که در انسان بلا استثنا با هدف تشکیل خانواده انجام می گیرد.

گرچه زوجیت در مورد حیوانات نیز مانند انسان وجود دارد و به تولید نسل می انجامد، اما جفت گرایی در آن ها ایجاد مودت و رحمت نسبت به یکدیگر را در پی ندارد.

آیه ی فوق، تنها هدفی را که برای تشکیل خانواده برمی شمرد، «تسکین زوجین» است. گرچه در سایه ی این آرامش مواهب دیگری نصیب انسان می شود و اهداف نسبی دیگری حاصل می گردد، اما خلقت انسان به نوعی است که اگر همه ی مواهب اعم از فرزند، تأمین نیازهای مادی و... را در زوجیت بیابد، ولی سکون و آرامش نداشته باشد، انگیزه ای برای تشکیل خانواده نخواهد داشت و خود را کامیاب نمی بیند. «در محیط خانواده، اگر فقط روابط جسمی و واکنش های فیزیکی مطرح باشد و بس، روح ها سرگردان می مانند و در تمام عمر در حسرت ناکامی می سوزند و می سازند و بی تردید، هرگاه روح ها ناکام و حسرت زده باشند، جسم ها نیز پریشان و ناتوانند.» (بهشتی، 1377: ص41) با توجه به آیه ی 21 سوره ی روم که هدف از خلقت زوج، سکونت ذکر شده است و نیز از آیه ی 4 سوره ی فتح[2]، این نکته به دست می آید که رابطه ای مستقیم میان نزول سکینه و ازدیاد ایمان وجود دارد. زوجیت نیز که تأمین کننده ی آرامش حقیقی در زن و مرد است، محملی دائمی برای افزایش ایمان و نزدیکی به خداوند است. یعنی این امر الهی در صورتی که با نیت قرب الی الله برپا شود و دوام پیدا کند، سراسر عبادت حق خواهد بود. نتیجه آن که با عنایت به هدف اصلی از خلقت انسان، یعنی «عبادت» برحسب آیه ی «و ماخلقت الجن والانس الاّ لیعبدون» (ذاریات، 56) هدف حقیقی از تأسیس خانواده، همان هدف متعالی خداوند در خلقت انسان می باشد که به حاکمیت توحید در جامعه خواهد انجامید.

ج اصول تحکیم روابط خانواده

خداوند در قرآن کریم، تأسیس بنای خانواده را به خود نسبت می دهد و به طهارت، تعالی و پایداری آن، عنایت وافری دارد. در آیه ی ذیل این نسبت تصریح شده است:

«والله جعل لکم من انفسکم ازواجاً و جعل لکم من ازواجکم بنین و حفدةً و رزقکم من الطیبات...» (نحل، 72)

از این آیه سه نکته پیرامون موضوع برداشت می شود:

1 خداوند زوجیت و منشأ آن را به خود نسبت می دهد.

2 خداوند به دنبال زوجیت و تشکیل خانواده، به یکی از اهداف و ثمرات آن که تولید فرزند و بقای نسل است اشاره کرده و آن را نیز به خود نسبت می دهد.

3 حمایت از خانواده و بقای آن را در قالب روزی دادن از پاکی ها که شامل رزق مادی و معنوی می شود را به خود نسبت می دهد و همه ی این امور را ارج می گذارد و از آن ها به عنوان نعمت یاد می کند.

خداوند در سراسر قرآن برای حفظ بنای خانواده، احکام و اصولی را وضع نموده است و بر رعایت دقیق آن اصرار دارد. احکامی چون وجوب حجاب، حرمت نگاه به نامحرم، رعایت دقیق روابط میان زن و مرد، حکم استیذان، نهی از قذف، حرمت زنا و احکامی پیرامون نشوز، شقاق، حسن معاشرت و واجباتی در روابط فرزندان و...،همه از لوازم حفظ یک خانواده ی قرآنی است. از این اوامر و نواهی اصولی به دست می آید که در این جا به دو اصل آن اشاره می شود:

اصل طهارت

در خلقت الهی، شرط تکوین هر چیز، طهارت و صحت بنیان آن است. هیچ دانه ی ناسالم و آلوده ای منشأ خلقی پاک و سالم نخواهد بود. هر ثمره ی نیکویی، قطعاً بنیانی نیکو دارد. «الم تر کیف ضرب الله مثلاً کلمة طیبة کشجرة طیبة اصلها ثابت و فرعها فی السماء... و مثل کلمة خبیثة کشجرة خبیثة اجتثت من فوق الارض مالها من قرار» (ابراهیم، 26-24)

خداوند برای طهارت نسل انسان به عنوان برترین مخلوقش، خانواده را چون حریم امنی به این امر اختصاص داده است. خداوند به هیچ وجه اجازه ی کمترین اهانت و سوءنیت به حریم مقدس خانواده را نمی دهد و مجازات شدیدی برای متجاوزین وضع نموده است.

خداوند برای حفظ طهارت کانون خانواده، زنا را تحریم نموده و جزایی برای آن تعیین کرده است و می فرماید: «و لاتأخذکم بهما رأفة فی دین الله» (نور، 2) از این معنا چنین استفاده می شود که زنا مخالفت صریح با دین خداست و طهارت خانواده جزیی از این دیانت است.

حکم دیگری که بر اساس حفظ کرامت خانواده و احترام به انسان وضع شده، حکم قذف است که می فرماید: «والذین یرمون المحصنات ثم لم یأتوا باربعة شهدا فاجلدوهم ثمانین جلدة ...» (نور، 4)

در حکم زنا نظر بر آن است که اهل خانه (زن و مرد) خیانتی بر علیه خانواده و همسر مرتکب نشوند و در حکم قذف، خانه را از تیررس تهمت، افترا و خیانت خارجی مصون می دارد تا علاوه بر صیانت خانواده، جامعه نیز تربیت شود و حد و مرز پاکی را بشناسد. سختگیری قرآن در اثبات این محرمات (آوردن چهار شاهد با شرایط دقیق فقهی) صرفاً برای حفظ شئون و خوش نامی خانواده ها و جلوگیری از اشاعه ی فحشا در جامعه است. مجازات محرمات دیگری چون لعان و ظهار نیز به حرمت خاص خانواده برمی گردد. خداوند در سوره مجادله با لحنی عتاب آمیز حکم ظهار را تعیین می فرماید: «والذین یظاهرون من نسائهم ثم یعودون...» (مجادله، 3)، «کسانی که همسران خود را «ظهار» می کنند، سپس از گفته خود باز می گردند، باید پیش از آمیزش جنسی با هم، برده ای را آزاد کنند. این دستوری است که به آن اندرز داده می شوید و خداوند به آن چه انجام می دهید، آگاه است.» با این حکم نیز، خداوند نهاد خانواده را پشتیبانی می کند و از زن به عنوان محور این کانون حمایت ویژه دارد؛ زیرا با سست شدن جایگاه زن در خانواده اصل خانواده تضعیف می شود.

از احکام دیگری که خداوند توسط آن «طهارت خانواده» را تضمین می کند، موضوع عده بعد از طلاق و بعد از فوت همسر است تا علاوه بر حفظ حرمت خانواده ی قبل و ایجاد فرصتی بین تشکیل دو خانواده، از تداخل نسل ها و حتی ایجاد شک در این امر جلوگیری شود. «والمطلقات یتربصن بانفسهن ثلاثه قروء...» (بقره، 228)

البته عده در طلاق، فرصت و فراغتی است برای زن و مرد تا یک بار دیگر به ادامه ی زندگی با یکدیگر و بازگشتشان بیندیشند؛ شاید از فروپاشی یک زندگی جلوگیری شود.

اصل امنیت

امنیت در حیات فردی و اجتماعی انسان، از حقوق اولیه و اصول مهم رشد و پایداری است. این اصل در خانواده از حساسیت ویژه ای برخوردار است. خانواده، نیازمند امنیت درونی و بیرونی است. امنیت درونی بیشتر به جنبه های اخلاقی در روابط برمی گردد. فرد در خانواده باید از حیث مالی، جانی، اخلاقی و ... امنیت داشته باشد. کمترین احساس ناامنی در هر یک از اعضا، آرامش در خانواده را مختل می کند. آن چه در اصل طهارت اشاره شد، توجه خالق یکتا به امنیت معنوی خانواده است که از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ اما امنیت جانی و اقتصادی این نهاد نیز حایز اهمیت است و در تحکیم خانواده نیز بسیار مؤثر است. کسب اجازه ی مؤمنین برای ورود به خانه ی یکدیگر در اسلام، از جمله سفارشاتی است که خداوند برای حمایت از حریم خانواده وضع نموده است. در این حکم صیانت از دو جنبه ی مادی و معنوی خانواده مورد نظر است؛ علاوه بر آن که تزکیه جامعه را در پی خواهد داشت (هو ازکی لکم) « یا ایهاالذین امنوا لاتدخلوا بیوتاً غیر بیوتکم ....» (نور، 28-27)

فرد در خانواده باید کاملاً احساس محرمیت و امنیت داشته باشد و حضور هیچ غیری نباید این آرامش را از او بگیرد و مالکیت او را مخدوش کند؛ لذا خداوند می فرماید: «چنان چه فردی در خانه نبود، داخل نشوید یا اجازه بگیرید و اگر اجازه ورود ندادند، برگردید که به پاکی نزدیک تر است.» دفاع از حریم خانواده بر اعضای آن واجب است و اگر کسی در این راه کشته شود، شهید محسوب می شود. این دفاع از وظایف حکومت اسلامی است و باید در اولویت مصالح جامعه قرار گیرد.

فهرست منابع:

بهشتی، احمد: «خانواده در قرآن»، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1377.

جوادی آملی، عبدالله: «زن در آیینه جمال وجلال»، تهران، رجاء، 1369.

ساروخانی، باقر: «جامعه شناسی خانواده»، تهران، سروش، 1379.

سیاسی، علی اکبر: «نظریه های مربوط به شخصیت»، تهران، دانشگاه تهران، 1354.

طباطبایی، محمدحسین: «تفسیر المیزان»، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1363.

غزالی، محمد: «احیاءالعلوم»، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1374.

فرجاد، محمدحسین: «آسیب شناسی اجتماعی»، تهران، بدر، 1363.

قرشی، سید علی اکبر: «قاموس قرآن»، تهران، بیان جوان، 1382.

قنادان، منصور: «جامعه شناسی مفاهیم کلیدی»، تهران، آوای نور، 1375.

کاتوزیان، ناصر: «حقوق مدنی خانواده»، تهران، بهمن برنا، 1382.

کازنو، ژان: «جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی»، باقر ساروخانی و منوچهر محسنی، تهران، اطلاعات، 1373.

مجلسی، محمدباقر: «روضةالمتقین»، قم، بنیاد فرهنگ اسلامی، 1364.

مکارم شیرازی، ناصر: «تفسیر نمونه»، قم، دارالکتب الاسلامیة، 1368.

میبدی، رشیدالدین: «تفسیر کشف الاسرار و عدة الابرار»، تهران، امیرکبیر، 1357.

نجاریان، فرزانه: «عوامل مؤثر در کارایی خانواده»، دانشگاه آزاد اسلامی (پایان نامه کارشناسی ارشد)، 1375.

پی نوشتها

* - کارشناس ارشد الهیات و معارف اسلامی.

[1] - «و من ایاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجاً لتسکنوا إلیها» (روم، 21).

[2] - «هو الذی انزل السکینة فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایماناً مع ایمانهم»، «خداوند آن کسی است که آرامش را در قلوب مؤمنین نازل کرد تا بر ایمان آنان افزوده شود.»